محمد خزایی، استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار تجسمی برنا درباره کم‌رنگ بودن حضور منتقدان هنری در هنرهای تجسمی عنوان کرد: در حوزه‌های دیگر چون کتاب نیز منتقدان کمی وجود دارد و کتاب‌های اندکی نیز به صورت تاریخی، تحلیلی و پژوهشی در این حوزه منتشر شده است. 

این استاد دانشگاه فضای هنری را چندان مناسب ابراز نقد و نظر ندانست و تصریح کرد: فضا خیلی مناسب نقد نیست و اگر هم نقدی باشد تنها به جنبه‌های مثبت می‌پردازد و پرداختن به نکات منفی باعث دلخوری می‌شود. درصورتی که در دنیا گفتن نکات منفی عامل رشد است. 

وی با اشاره به کم طاقت بودن هنرمندان در زمینه شنیدن نقد آثار خود افزود: باید این روحیه را کنار بگذاریم و برای پیشرفت هنرهای تجسمی آثار هم‌دیگر را مورد نقد قرار دهیم. چراکه وقتی به تاریخ نگاه می‌کنیم می‌بینیم که در قرن 5 و 6  سفالگرها جمع می‌شدند و کارهای همدیگر را نقد می‌کردند و حتی در برخی کتاب‌ها می‌خوانیم دکان‌ها مملو از آدم‌هایی می‌شد که سفال‌ها را مورد بررسی قرار می‌دادند. در همان دوران است که بهترین سفال‌های دنیا ساخته می شود.

محمد خزایی فعال نبودن فضای نقد در دانشگاه‌ها را عامل دیگر کم‌رنگ بودن فضا نقد در کشور عنوان کرد و گفت: دانشجویان نیز در این حوزه بسیار کم‌کار هستند و به دلیل وجود فضای دوستانه تنها به تعریف و گفتن نکات مثبت آثار همدیگر بسنده می‌کنند. اگر هم کاری نقد و نکات منفی آن بیان شود دانشجوی صاحب اثر نگران و ناراحت می‌شود و گمان می‌کند کارش ضعیف است. 

وی با تاکید بر اینکه باید با تمرین فضای نقد هنری در جامعه به وجود آید، عنوان کرد: باید خودمان فضا را برای نقد به وجود بیاوریم چراکه اصلا نقد پذیر نبوده و بسیار شکننده هستیم. خصوصا در حوزه هنرهای تجسمی نه تنها فضای نقد کمرنگ است بلکه در کل این حوزه مورد بی‌توجهی قرار گرفته و حتی اخبار مربوط به نمایشگاه هم به خوبی منتشر نمی‌شود.

این استاد دانشگاه با انتقاد از حضور کمرنگ اخبار تجسمی در رسانه‌های تصویری و مکتوب افزود: به حوزه هنرهای تجسمی در رسانه‌ها نسبت به سایر حوزه‌ها کم لطفی شده است و اخبار به خوبی منعکس نمی‌شود چراکه اگر اطلاع رسانی به نحو احسن انجام شود مطمئنا منتقدان هنری هم وجود دارند که درباره رخ‌دادهای هنری و آثار به نمایش درآمده بحث و گفتگو انجام دهند. 

خزایی همچنین گفت: نکته بعدی این است که  فضای جامعه ما پذیرای نقد به شیوه علمی و غربی نیست. برخی موارد مانند نقدهای فمینیستی و نگاه‌های اسطوره‌ای شامل حال آثار ایرانی نمی‌شود و ما به نقد ساده هم قانع هستیم تا نقد آکادمیک. نقد تکنیکی و موضوعی آثار هم به رشد هنرهای تجسمی کمک شایانی می‌کند.