به گزارش خبرنگار سرویس دانشگاه برنا فریبا علاسوند، مدرس حوزه و کارشناس مسایل زنان در اولین تریبون آزاد دانشجویی با موضوع «حجاب اختیاری یا اجباری» که عصر امروز سه‌شنبه به همت بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس در این دانشگاه برگزار شد، گفت: من در طرح مساله و موضوع حجاب هیچ وقت واژه‌ای که حجاب مایه کرامت زن است را به کارنمی‌بردم اما اولین باری که به خارج از کشور سفر کردم متوجه شدم که بحث پوشش جزیی از مدنیت و کرامت انسان‌هاست. 

وی افزود: زمانی که می‌بینم یک زن مالک بر حیطه سقفی خودش به عنوان بدن نیست، احساس عجز و ناتوانی می‌کنم. من در این زمان متوجه شدم در جوامع غربی دسته‌ای از زنان که حجاب را انتخاب کردند باید هزینه‌های گزافی را بابت آن پرداخت کنند.

علاسوند با بیان اینکه در غرب برای حجاب می جنگند اما ما کماکان دچار گفتمان هستیم، تصریح کرد: همواره پوشش برای زنان بیشترین بحثی است که در زمینه حجاب صحبت می‌شود اما در حال حاضر به چنین بحث‌هایی در کشور نیاز نداریم زیرا فلسفه پوشش دارای بخش‌ها و مکان‌های متفاوت است.

وی گفت: کسانی که تمایل به رعایت پوشش ندارند به این علت نیست که از فلسفه حجاب بی‌خبرند بلکه آنان به یک عملکرد عمده در مورد دانش حجاب نرسیده‌اند. رعایت حجاب مستلزم ارتباط مناسب با فلسفه حجاب است که مبنای آن در جایی است که نمی‌توان آن‌را به عنوان فلسفه تلقی کرد.

این کارشناس مسایل زنان در پاسخ به دانشجویی که پرسیده بود اصل حجاب چیست؟ چرا باید چنین اصلی وجود داشته باشد و آیا حجاب باعث پیشرفت می شود یا خیر؟ گفت: بحث پوشش و حجاب یکی از دستورالعمل‌های دینی است که با سند قرآن به دست ما رسیده و جزو ضروریات دین است که انکار آن به عنوان کفر تلقی می‌شود.

وی ادامه داد: در قرآن کریم کف و سقف برای حجاب آورده شده است که لباس و نوع پوشش را در چارچوب مشخص قرار داده است.

علاسوند افزود: کف حجاب به آن مقداری که در قرآن آمده است حداقل حجاب است و حداکثر حجاب به تعبیر قرآن جلباب که همان چادر یا عبای عربی است در مرحله کف، نه رنگ و نه مدل خاصی واجب شده و فقط اینگونه مطرح است پوشاندن تا حدی که جلوه فروشی نباشد لازم است.

وی افزود: من با بی‌احترامی به چادر مخالف هستم زیرا برخی با نوع پوششی که دارند چادر را تحقیر می‌کنند اما حجاب تنها دلیل پیشرفت نیست زیرا پیشرفت به نوع تخصص و کار بستگی دارد.

علاسوند در پاسخ به دانشجویی که سخنان او را مورد نقد قرار داد تاکید کرد: من در خارج از کشور با حجاب هیچ خفتی را احساس نکردم اما با تبلیغاتی که علیه زنان ایرانی در دنیا وجود دارد ما باید به نوع برخورد با زنان مسلمان کشورهای دیگر واکنش نشان دهیم زیرا این یک نوع فرهنگ عمومی است.

کارشناس مسایل زنان در پاسخ به دانشجوی دیگری که پرسید وظیفه مردم و بدنه اجتماع در قبال فلسفه حجاب چیست؟ گفت: زمانی که شاخص‌های رشد یک جامعه مطرح می‌شود یک سری معیارهای کیفی به وجود می‌آید که در بحث جامعه شناسی دیدگاه‌های ما را در یک فرهنگ رشد یافته مطرح و پیش داوری می‌کند.

وی افزود: مدیریت احساسات جوانان و نوجوانان مطلب دیگری برای فلسفه حجاب به حساب می‌آید لذا بخش مهمی از مدیریت فرهنگی کشور مدیریت این احساسات است زیرا ما 5 اصل دینی را در کتاب‎های دوران تحصیل به دانش آموزان ارایه می‌دهیم اما دانش آموز پس از گذراندن این دوران هیچ چیزی از این آموزش نمی‌بیند یعنی اینکه در حال حاضر نظام آموزشی دینی ما ناکارآمد است. 

علاسوند در پاسخ به دانشجوی دیگری که بیان داشت چرا ما نسبت به چادر یک رویکرد تدافعی می‌گیریم؟ گفت: تعارض بین انتخاب کردن و نکردن حجاب همیشه وجود داشته است که عوامل مختلف آن‌را زمینه سازی می‌کنند، عامل دانش هم جزیی از آن دسته عوامل هستند.

وی افزود: تربیت انسانی مذهبی در مجموع سخت است و فقط عامل‌های درونی و موثری می‌توانند برنامه‌های تربیتی را راه‌اندازی کنند.