گزارش سه قسمتی سرویس دانش و فناوری برنا، نظریه هایی در باب تکنولوژی/ قسمت سوم
عاشقان سینه چاک فناوری که در راه استفاده از آن جان می بازند، طرفداران نظریه آرمان شهر فناوری یا تکنواتوپیانیسم را تشکیل می دهند. از آنجا که ذات بشری میل به پیشرفت و تعالی دارد، هر فناوری تازه ای که ارائه می شود، خیل مشتاقان را به دام خود اسیر می کند. اما گاهی این شور و اشتیاق تا جایی پی می رود که از دید افراد، زندگی بدون دستاوردهای نوآورانه غیرممکن می شود. در هر صورت، پیامدهای منفی فناوری ها غیرقابل انکار است. اما از طرفی نباید به اندازه نئولادیت ها هم بدبین بود و ضرورت توسعه و رشد فناوری را به طور کلی نفی کرد .

به هر حال ما تا به حال دو مقاله درباره تکنورئالیسم و نئولادیسم منتشر کرده ایم و برای آنکه این پرونده را ببندیم احتیاج است که آخرین حلقه این سه گانه را نیز از نظر بگذرانیم. به همین دلیل در این مقاله به آرمان گرایی فناوری یا تکنواتوپیانیسم می پردازیم.

واژه تکنواتوپیا (آرمان شهر فناوری) معرف یک ایدئولوژی است که بر پایه خوش بینی نسبت به فناوری بنا شده است. طبق این ایدئولوژی، علوم و فناوری های پیشرفته با خود، تکنواتوپیا را به همراه دارند؛ یعنی یک اجتماع در آینده که شرایط ایده آل زندگی را برای تمامی شهروندانش فراهم کرده است.

● تکنو اتوپیانیسم در قرن ۱۹

کارل مارکس معتقد بود که دانش و دموکراسی در حرکت از محدوده اجبار به آزادی (اختیار) مانند دو دست عمل می کنند. مارکس بحث می کند که پیشرفت علوم و دانش به مشروعیت بخشی نقش پادشاهان و قدرت کلیسای کاتولیک کمک کرده است. در قرن ۱۹ سوسیالیست ها، فمینیست ها و جمهوری خواهان از جمله طرفداران استدلال و علم بوده اند. تکنواتوپیانیسم و خردگرایی همواره طی ۲۰۰ سال گذشته با اندیشه های دموکراتیک، انقلابی و آرمان گرایان چپ همراه بوده است.

افراد افراط گرایی چون جوزف پریستلی (Joseph Priestley)، با تاکید بر مطالعات علمی، دیگران را به آزادی از استبداد نیز تشویق می کردند.
در اوایل قرن ۱۹، رابرت اوون، شارل فوریه و هانری دو سن سیمون با آراء خود در مورد تحولات فنی و علمی آینده بشریت به کمک خرد، الهام بخش طرفداران نظریه اجتماع گرایی شدند. افراط گرایان نیز از نظریه تکامل داروینی برای اعتبار بخشی به ایده پیشرفت اجتماعی بهره برداری می کردند.

آرمان شهر سوسیالیست ادوارد بلامی که اواخر قرن ۱۹ در اثرش تحت عنوان «نگاهی به عقب» (Looking Backward) مطرح شد، الهام بخش هزاران کانون سوسیالیستی در آمریکا و سایر گروه های سیاسی ملی شد. این آرمان شهر همان قدر فناورانه بود که تصورات ذهنی بلامی بودند. به عقیده بلامی و سوسیالیست های اصلاح طلب، سوسیالیسم پیامد دردناک توسعه صنعتی بود.

مارکس و انگلس نیز مشکلات و درگیری های بیش تری را مطرح کردند اما به پایان اجتناب ناپذیر آن خوش بین بودند. مارکسیست ها معتقد بودند که پیشرفت فناوری زمینه را نه تنها برای ایجاد اجتماعی نو با روابط مالکیت متفاوت فراهم می کند بلکه امکان ظهور و تولد گونه جدیدی از بشر را ایجاد می کند که ارتباطی متفاوت با طبیعت و نوع خود برقرار کرده است.

علاوه بر این ها ایدئولوژی های دیگری که طی قرن ۱۹ بر جوامع مسلط بودند، بر توسعه اقتصادی، صنعتی سازی و تشویق و ترغیب به پیشرفت علوم، استدلال و منطق تاکید داشتند . چنین وضعیتی که در آن پیشرفت اجتماعی و علمی سرلوحه اهداف و عملکردها بود، ترغیب به بهسازی نژادی نیز دنبال می شد. پیامد آن مطالعاتی بود که در باب خانواده انجام گرفت و در تعداد زیادی از ایالات آمریکا برنامه عقیم سازی اجباری در مورد افرادی که ویژگی های منفی ژنتیکی داشتند، اعمال شد. پس از آشویتس نیز خوش بینی راجع به علوم به بدبینی گرایید و امید به همگامی پیشرفت علمی با پیشرفت اجتماعی را تا حدودی به یاس تبدیل کرد.

● تکنواتوپیانیسم در قرن ۲۰

تکنواتوپیانیسم در قرن ۲۰ چهره عوض کرد. آنچه در حال حاضر تحت عنوان تکنواتوپیانیسم از آن نام برده می شود، بیش تر شبیه جنبشی است که در دهه ۱۹۹۰، به دنبال طرح فرهنگ دات کام، به ویژه در سواحل غربی آمریکا، آغاز شد. این مباحث به شکلی موثر و گسترده در مجله Wired مطرح می شد و به همین دلیل این نشریه برای سال های متمادی به اثر مقدس طرفداران اش تبدیل شده بود.

طرفداران تکنواتوپیانیسم اظهار می داشتند که از فناوری های دیجیتال، به ویژه اینترنت، آزادی های فردی را افزایش می دهند. این اتفاق با رهاسازی افراد از قید و بندها و دردسر دولت های بزرگ بوروکراتیک میسر می شود.

ارتباطات دیجیتال امکان فرار از شهرنشینی و زندگی مدرن را برای افراد فراهم می کند و کارگران متخصص امکان کار مستقل را می یابند. بنابر ادعای طرفداران تکنواتوپیا، این نظریه افراد را از جناح بندی های سیاسی و شاخه های چپ و راست رها می کند. البته اگر چه در ابتدا این نظریه آزاداندیشان جناح راست را به خود جلب کرد، اما اغلب طرفدارانش از قوانین و مقررات دولتی گریزانند و به برتری نظام آزاد تجاری باور دارند. کوین کلی و جرج گیلدر از صاحب نظران بلامنازع تکنواتوپیانیسم هستند. کوین کلی از سردبیران نشریه Wired بوده که کتاب های متعددی نیز منتشر کرده است.

به دنبال این جریانات و در طی دهه ۱۹۹۰ جنبش تکنواتوپیانیسم بیش از پیش شکوفا شد. طرفداران این تفکر به ویژه افرادی بودند که در شرکت ها و موسسات اینترنتی به کار گماشته شده بودند و یا خود از صاحبان سهام فناوری های پیشرفته بودند.

البته در اواخر دهه ۱۹۹۰ و در طی دهه اول قرن ۲۰۰۰، ایده تکنورئالیسم و Techno – Progressivism (پیشرفت گرایی فناورانه) بیش از تکنواتوپیانیسم قوت گرفت و طرفداران پیشرفت های فناورانه به عنوان نقادان و جایگزین هواخواهان تکنواتوپیا مطرح شدند.

● اصول تکنواتوپیانیسم

برنارد جندرون (Bernard Gendron)، استاد فسلفه دانشگاه ویسکانسین میلواکی، ۴ اصل اساسی را برای آرمانگرایی فناورانه مطرح می کند:

۱) ما در حال گذار از مرحله تحول پساصنعتی در فناوری هستیم؛
۲) در عصر پساصنعتی، رشد فناورانه پایدار خواهد شد؛
۳) در عصر پساصنعتی، رشد فناورانه به کمبود منابع مالی منجر می شود؛
۴) ریشه کن کردن محدودیت منابع مالی به حذف تمامی مشکلات عمده اجتماعی منجر خواهد شد.
البته انتقاداتی هم به تفکر اتوپیانیسم وارد است. منتقدان معتقدند که تعریف تکنواتوپیا به عنوان شرایطی که در آن رشد اجتماعی با رشد علمی همراه است، شکلی از پوزیتیویسم (مثبت اندیشی) و علم گرایی است. منتقدان اتوپیان های آزاداندیش مدرن خاطر نشان می سازند که تکنواتوپیا در حالی بر «مداخلات دولت» تاکید می ورزد که از اثرات مثبت قانون مند سازی تجارت غافل است.

منتقدان همچنین به اثرات مخرب زیست محیطی فناوری اشاره می کنند و از افرادی یاد می کنند که به لحاظ زندگی در کشورهای فقیر و محروم از مزایای فناوری بی بهره اند اما از اثرات مخرب آن عذاب می بینند. به هر حال این طور به نظر می رسد که زندگی در آرمان شهر فناوری، جایی که از محرومیت های گذشته در آن اثری نیست، همه از مزایای فناوری بهره مند می شوند؛ و حتی شاید در آن «غیاب رنج» و «پایان مرگ» نیز چندان دور از دسترس نباشد.