سرویس اجتماعی برنا/ شهرزاد عبدیه


تقریبا چیزی از صنایع دستی ایران باقی نمانده است، صنایع دستی زیبای ایرانی به گواه صنعتگران و دوستدارن آن مانند بیماری اورژانسی است که اگر هر چه زودتر به دادش نرسیم، نابود می شود و تنها خاطره‌ای از آن در اسناد و اذهان باقی خواهد ماند، این عبارات گویای وضعیت کنونی این هنر ارزنده در کشور است، برای نمونه همدان را مثال می زنیم سرزمین سفال و سرامیک و شهر لالجین جایی که به گفته دبیر انجمن ایران شناسی کهن دژ، سفال و سرامیکش رو به نابودی است و فروشگاه های آن مملو ازسرامیک چینی است.


بابک مغازه ای، دبیر انجمن ایران شناسی کهن دژ در این باره به برنا می گوید: «نه تنها سرامیک و سفال همدان بلکه سایر صنایع دستی این خطه از جمله چرم آن هم در سایه ورود محصولات چینی رنگ می بازد و جای خود را به محصولات رنگارنگ و کم کیفیت اما ارزان چینی می دهد، محصولاتی که تقلیدی ناشیانه از نمونه های اصیل و زیبای ایرانی هستند.»

به عبارتی باید گفت این روزها ما دانسته و ندانسته نه تنها مرزهای کشور بلکه درهای وردی بازارها و مغازه هایی که رسالت معرفی و فروش صنایع دستی کشور را بر عهده دارند روی محصولاتی باز گذاشته ایم که با ورودشان تیشه ای بر ریشه صنایع دستی کشورمان می زنند، این در حالی است که قیمت گران مواد اولیه و دستمزدها و غیره باعث می شود قیمت محصولات داخلی گران تر از مشابه های چینی آن ها باشد. در صورتی که با کمی حمایت و ارائه درست تسهیلات به هنرمندان نه تنها می توان صنایع دستی را از خطر نابودی نجات داد بلکه از سوی دیگر باعث اشتغال زایی شده و با صادرات آن می توان به اقتصاد  کشور کمک شایانی کرد.


قیمت کارگر، مالیات، هزینه مکان، قمیت تهیه مواد اولیه و خلاصه همه هزینه هایی که برای تهیه یک محصول صنایع دستی می شود در کنار محصولات ارزان چینی منجر به این می شود که تولید این صنایع برای تولید کنندگانش صرفه اقتصادی نداشته باشد و آن چه صرفه اقتصادی نداشته باشد طبیعی است که کم کم کنار گذاشته شود و این تولیدگان به آرامی به فروشندگان محصولات چینی تبدیل شوند.


به گفته دبیر انجمن ایران شناسی کهن دژ بدترین نوع حمایت از صنایع دستی پرداخت های نقدی از جمله وام است چرا که این در وهله اول این وام ها گاه به افراد واجد شرایط اختصاص نمی یابد و جوانانی که تنها دوره های صنایع دستی را گذرانده اند این وام ها را دریافت می کنند که در برخی از موارد واقعا صرف تولید صنایع دستی نمی شود و نکته مهمتر این که مقدار آن ها آن قدر کم است که حتی گوشه ای از مشکلات صنعتگر را نیز حل نمی کند.


بابک مغازه ای  معتقد است دولت بایدبه جای حمایت های نقدی که به این محصولات عرصه می کند،میزان حمایت های غیر نقدی خود را افزایش دهد حمایت هایی مانند تخفیف های مالیاتی به صنعتگران و حتی فروشندگان این صنایع تا این محصولات با قیمت مناسب تری به دست مصرف کننده برسد.
 
وقتی درخصوص محکوم کردن استاندارها در زمینه اجرای ممنوعیت فروش صنایع دستی در اماکن تاریخی توسط معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی می گوید: چنین سخنانی فرافکنی است استانداری و میراث فرهنگی هر دو زیر مجموعه دولت هستند و رییس سازمان میراث فرهنگی معاون ریس جمهور است پس نمی توان چنین سخنانی پذیرفت.
 
وی معتقد است؛ باید دولت و سازمان ها و نهادهای مختلف به عنوان یک مجموعه یکپارچه برای نجات صنایع دستی برنامه ریزی و اقدام کنند، نمی شود دولت یک مصوبه بدهد اما دیگری در اجرای آن کوتاهی کند این در عمل باز هم به معنی نابودی صنایع دستی است باید به صورت یکپارچه  در این زمینه اقدام شود.


مغازه ای در ادامه سخنان خود با ابراز تاسف می گوید: در استان همدان که محل سکونت من است ما هنوز شاهد فروش انواع محصولات خارجی در اماکن تاریخی از جمله در کنار کتیبه تاریخی گنج نامه هستیم. در تمام طول این مسیر شاهد فروش محصولات بی کیفیت چینی از صنایع دستی تا کیف و عینک و غیره هستیم.


اما وضعیت در برخی از استان ها از جمله اصفهان بهتر است چنانچه رییس سازمان میراث فرهنگی می گوید: استان های اصفهان و یزد و کرمان از پیشگامان اجرای مصوبه ممنوعیت فروش محصولات خارجی در اماکن تاریخی هستند.

 
شاهین سپنتا، دوستدار و فعال میراث فرهنگی نیز در این خصوص گفت: در حال حاضر نسبت به چند ماه گذشته فروش محصولات خارجی در اماکن تاریخی اصفهان از جمله میدان نقش جهان کاهش پیدا کرده است البته دربرخی از اماکن تاریخی نظارت به مراتب کمتر است.


اگرچه نمی توان به طور کامل از ورود محصولات خارجی از جمله محصولات چینی جلوگیری کرد اما می توان با حمایت از تولید کننده داخلی و افرایش کیفیت محصولات داخلی و کاهش قیمت آنها و ترغیب مردم به خرید این محصولات در جهت حفظ صنایع دستی ایرانی گام برداشت. برای تشویق مردم به خرید صنایع دستی داخلی نیاز به فرهنگسازی است و به نظر می رسد در کنار مطبوعات، صدا و سیما نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند این در حالی است صدا و سیما در این زمینه کمترین برنامه های تلویزیونی را داراست. اگر پخش تیزرها و تبلیغات تلویزیونی را فراموش کنیم و بگوییم برای صدا و سیما صرفه اقتصادی ندارد آیا صدا و سیما حتی نمی تواند در فیلم ها و سریال های خود به طور غیر مستقیم از صنایع دستی به عنوان گزینه هایی برای هدیه دادن استفاده کند آیا در فیلم هایی به طور غیرمستقیم مروج تجملات هستند نمی توان از دکوری ایرانی در خانه ها استفاده کرد دکور های امروزی و مطابق با سلیقه نسل جدید اما با استفاده از صنایع دستی ایرانی!