سرویس ورزشی برنا

مادر دو قهرمان ملی کشورمان هیچگاه نتوانسته با حقیقت دست دادن فرزندش کنار بیاید و خاطرات آیدین همچون یک فیلم از مقابل چشمانش عبور می کند.

فرزانه ابراهیمی فخار با بغض جواب سوال های ما را می داد و البته در قسمت هایی از گفت و گو منتظر می ماندیم تا حال وی مقداری مساعد شود، سپس به سوال هایمان ادامه می دادیم، اما با این حال مادر قهرمان کشورمان خوشحال بود از اینکه یاد و خاطره فرزندش همیشه زنده خواهد ماند و در طول مصاحبه نیز فقط از همه ملت ایران درخواست داشت تا یاد آیدین را در دل های خود داشته باشند؛ چرا که معتقد است آیدین از دنیا نرفته و زنده است.

به بهانه سومین سالگرد درگذشت آیدین نیکخواه بهرامی گفت و گویی را با خانم فرزانه ابراهیمی فخار مادر دو بسکتبالیست قهرمان ایران داشته ایم که متن آن در زیر آمده است:

* روزگار پس از آن اتفاق تلخ چگونه گذشت؟
-واقعا نمی توانم با این موضوع کنار بیایم و هنوز هم در هفتم دی ماه سال 86 مانده ام. حتی یک لحظه هم نمی توانم به آن فکر نکنم و تنها هنگام خواب فکرم مشغول نیست، چرا که پس از آن روز حتما باید قرص خواب بخورم وگرنه تا صبح بیدار می مانم.

* با این موضوع چگونه کنار آمدید؟
-هنگامی که بر سر مزارش می روم با خود می گویم که آیا جای آیدین من اینجاست؟!
هرگز باورم نمی شود. حتی نمی توانم بگویم بر سر مزارش می روم و از این کلمه نمی توانم استفاده کنم. هیچگاه با این اتفاق تلخ نمی توانم کنار بیایم و این سوال همیشه همراهم است و این که چه شد آیدینم را از دست دادم؟
تنها برای اینکه مقداری آرام شوم از صبح که بیدار می شوم زیر لب می گویم: "آی، آی، آی دینم، آی دین و ایمانم، آیدینم، آیدینم"

* در طول این مدت بیشتر به چه چیزهایی فکر می کردید؟
-همیشه دعا می کردم که اگر لیاقت آیدین را دارم هر چه زودتر پیش پسرم بروم، اما می گویم پس صمد چه می شود؟ زندگی ام فقط به خاطر صمد است و اوست که امید زندگی به من می دهد.

* مگر به آیدین وابستگی بیشتری نسبت به صمد داشتید؟
-هرگز اینگونه نیست. پیش از این اتفاق هم این سوال را از من پرسیدند، اما هرگز به این شکل نیست. من هرگاه برای بچه ها خرید می کردم 2 تا می گرفتم.
مثلا اگر توپ می گرفتم 2 تا می خریدم. مادر، بچه هایش را به یک اندازه دوست دارد و هیچ فرقی میان فرزندانش نمی گذارد.

* در طول این مدت صمد تا چه اندازه توانست جای آیدین را پر کند؟
-پس از فوت آیدین هرگز نمی توانستم از جایش بلند شوم و صمد در طول این مدت کمک های زیادی به من کرده. یک روز صمد آمد و گفت که مامان شما مادر دو قهرمان هستید پس قهرمان باش. تنها این جمله از بستر بلندم کرد و سعی کردم با اینکه خیلی سنگین است، اما با پذیرش این موضوع قهرمان باشم.

* مزار آیدین همیشه شلوغ است. هنگامی که بر سر مزارش می روید، چه حسی دارید؟
- تمامی مردم در طول این مدت محبت های زیادی به من داشته اند. هرگاه بر سر خاک آیدین می رویم تمیز است و بسیاری از جوانان را می بینم که به خاطر آیدین به بسکتبال آمده اند. مردم با این کارشان یک باری از روی دوش من بر می دارند و متوجه می شوم که آیدین بوده و هست و خواهد ماند. از این عشقی که مردم نسبت به پسرم دارند واقعا خوشحال می شوم.
یک فرد با ایمان و تقوا مدت ها پیش به من گفت که آیدین مقام بالایی دارد. یک موجی همیشه همراه اوست و تمام نشدنی است و این جمله برایم بسیار خوشحال کننده بود.

* وسایل شخصی آیدین را چه کار کردید؟
-این اواخر آیدین به کمک پدرش مستقل زندگی می کرد و بسیار پسر منظم و با سلیقه ای بود و از بچگی هم که با صمد در یک اتاق بودند وسایلش منظم بود، اما من حتی از کوچه منزل آیدین هم رد نمی شوم و سعی می کنم از نزدیکی های آن منطقه هم عبور نکنم، چرا که دوباره به آن روزها می روم. البته پدرش مقداری از وسایلش را خیرات کرده تا افراد دیگر از آن استفاده کنند.

* مسوولیت برگزاری مراسم آیدین بر عهده چه کسی است؟
-هر سال چند روز مانده به آغاز دی ماه دلشوره می گیرم و هیچ حرفی نمی توانم بزنم. مسوولیت ها بر عهده صمد است و هیچگاه دلم نمی آید که از پسرم بپرسم که چه کار می خواهد بکند و چه برنامه هایی دارد، اما مثل هر سال به مزارش می رویم.

* دلیل اینکه اصرار داشتید صمد را "آیدین صمد" صدا کنید، چه بود؟
-برای اینکه می خواستم نام آیدین همیشه باشد، اما صمد همیشه مخالفت می کرد و می گفت که آیدین مقام و شخصیت برتری دارد و دیگر تکرار نمی شود. صمد پس از این اتفاق هم آیدین بود و هم صمد.
او در اولین مسابقه ای که انجام داد از میانه زمین یک 3 امتیازی زد که من احساس کردم آیدین در زمین است و با این کار نشان داد که می خواهد جای آیدین را هم پر کند و در حال حاضر 2 نفر است. آیدین دیگر تکرار نمی شود و در حال حاضر هم در بسکتبال کشور همچون پسرم نداریم.

* بعنوان سوال پایانی؛ پس از آن اتفاق چه دعایی می کردید؟
- همیشه از ته دل دعا می کردم که خداوند این درد را نصیب هیچکس نکند و امیدوارم که این اتفاق برای کسی نیفتد.
در پایان هم از تمامی مردم، فدراسیون و همه کسانی که یاد آیدین را زنده نگه می دارند تشکر می کنم. همه در طول این مدت لطف بسیاری به ما داشته اند و امیدوارم یادبود آیدین هر ساله باشد چرا که او همیشه زنده است.


پدر آیدین: طاقت ندارم، فقط سکوت می کنم
محمد علی نیکخواه بهرامی پدر آیدین هم هرگز نمی خواهد در مورد آن اتفاق چیزی بگوید یا بهتر بگویم به هیچ عنوان طاقت ندارد آن دوران تداعی شود.

پدر آیدین که بیشتر ناراحتی هایش را درون خود می ریزد ترجیح می دهد مثل همیشه سکوت کند و در مورد درگذشت آیدین حرفی نزند.

محمد علی نیکخواه بهرامی با هر کلمه که به آیدین ربط داشته باشد به آن دوران می رود و دردهایش دوچندان می شود به همین دلیل سکوت را بهترین راهکار می داند.

هنگامی که برای مصاحبه با آقای نیکخواه بهرامی تماس گرفتیم، بغض گلویش را گرفت و گفت: نمی توانم در مورد فوت پسرم صحبت کنم، یعنی طاقت ندارم تا در این خصوص حرفی بزنم و البته هیچ حرفی نمانده.

پدر آیدین که ناراحتی در صدایش موج می زند، می گوید: آن خاطره هیچگاه از یاد ما پاک نمی شود و همیشه به همراه ماست و خواهد ماند.