باشگاه جوانی برنا/ روح انگیز حیدرپناه، متولد سال 1350 و فارغ التحصیل رشته علوم تربیتی گرایش روانشناسی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه است و رییس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت محصولات بهداشتی غرب.

معتقد است کاری کرده که هرکسی جسارت و شجاعت پذیرش ریسک بالای انجام آن را نداشته؛ روح انگیز حیدرپناه کارخانه ای دولتی که شش سال از ورشکستگی آن می گذشته را از دولت خریده و آن را احیا کرده است.

کارخانه ای که او راه اندازی کرده حالا علاوه بر تولید داخلی، محصولات اش را صادر هم می کند. او در چهارمین جشنواره ملی تولید کنندگان جوان همراه دیگر مدیران منتخب و نمونه مورد تقدیر قرار گرفت و البته او تنها بانوی تقدیر شده در این جشنواره بود. بانوی کارآفرین استان کرمانشاه، بانوی خیر استان کرمانشاه و بانوی برتر صنعتی ایران از دیگر عناوینی هستندکه او کسب کرده است.

چه ارتباطی بین رشته علوم تربیتی و کاری که می کنید وجود دارد؟
باور کنید ارتباط خوب و مثبتی بین کار و رشته تحصیلی ام وجود دارد. روانشناسی رشته ای است که با شغلم سازگار است. گاهی در کار به مسایلی برخوردم که دانسته هایم در زمینه رشته تحصیلی ام به کمکم آمده است.

گاهی پیش آمده که با مشکل برخورد کردم ولی توانستم با سازگاری از کنار آن رد شوم.بعضی ها معتقدند روانشناسی مغایرت با صنعت دارد، اما اینطور نیست.

از ماجرای احیای کارخانه می گویید؟
بزرگ ترین کارخانه صنایع سلولزی استان کرمانشاه به مدت 6 سال راکد بود، ورشکسته شده بود و کسی نتوانسته بود آن را فعال کند. به محض اینکه فهمیدم کسی نتوانسته است آن را فعال کند، درصدد خرید آن برآمدم. مشکلات بسیار زیادی برای فعال شدن داشت؛ مشکلات مالی، مسایل اداری و به همین خاطر جذب آن شدم.
دوست دارم کاری را انجام بدهم که دیگران از انجامش ناتوان بودند. نزدیکانم مخالف این قضیه بودند. چون این کارخانه، سال ها غیر فعال بود.

چطور از وجود چنین کارخانه ای باخبر شدید؟
کارخانه در سر پل ذهاب، یکی از شهرستان های استان کرمانشاه قرار داشت و بزرگ ترین کارخانه سلولزی استان بود. همه در جریان بودند که این کارخانه ورشکسته شده؛ چون زمانی که این کارخانه به بهره برداری رسید، واحدهای چندانی وجود نداشتند. سال 75 به بهره برداری رسید و 6 سال راکد بود. سال 86 این کارخانه را خریداری کردم.

قبل از این سابقه کار مدیریتی داشتید؟
فقط در انتخابات میان دوره ای اسلام آباد غرب سال 80، کاندیدای مجلس شورای اسلامی استان کرمانشاه شدم. در مراحل اولیه بودم که مادرم فوت کرد، فاصله ای افتاد و نتوانستم پیگیر کار باشم، وقتی در دوره بعدی خواستم شرکت کنم گفتند باید سابقه مدیریتی داشته باشی.

در حال حاضر قیمت کارخانه تان چقدر است؟
دو میلیارد تومان، البته 10 میلیارد تومان هم برای توسعه اش سرمایه گذاری کردیم.

گفتید قصد دارید کار را گسترش بدهید؟
بله. در حال احداث کارخانه ساخت مواد اولیه هستیم؛ کارخانه "تیشو سازی".

چطور توانستید کارخانه را احیا کنید؟
خدا در تمام مراحل همراهم بوده و منت هیچ کسی جز خدا را نبردم. جاهایی هست که فقط داشتن سرمایه نمی تواند کار را درست کند. آنچه که از پدرم به ارث رسیده بود را در این کار سرمایه گذاری کردم. اما فکر می کنم داشتن سرمایه کافی نیست. جاهایی بود که گیر می کردم، می رفتم داخل اتاق، در را به روی خودم می بستم و دعا می کردم.

چه ویژگی هایی در خودتان می بینید که فکر می کنید به پیشرفت کارتان کمک کرد؟
صفاتی در من هست که خدا داده و باعث موفقیت ام شده است. نمی ترسم. شجاعت این را دارم که هر کاری که هیچ کسی نمی تواند انجام بدهد را انجام بدهم. برای انجام کارهای سخت، رغبت دارم.

کسی با خرید کارخانه مخالفت نکرد؟
اطرافیان معتقد بودند سرمایه ام را از دست می دهم، اما توانستم این کار را انجام بدهم. در ابتدای راه تنها بودم، چون کارخانه دولتی و متعلق به سازمان بازنشستگی و تامین اجتماعی استان بود، آن را از این ارگان ها خریداری کردم. خیلی فاصله افتاد تا توانستم این سه ارگان را راضی کنم و کارخانه را از آنها خریداری کنم. یک سال مدام به تهران و کرمانشاه رفت و آمد داشتم.

جز ایران در کشور دیگری فعالیت اقتصادی ندارید؟
در سلیمانیه عراق هم دفتر تجاری داریم. شخصی را گذاشته ام تا قراردادها را ببندد. ایران مرکز تجاری ای در سلیمانیه داشت که کسی نتوانست برود. یعنی جراتش را نداشت، اما من پیشقدم شدم.

چرا جرأت نمی کردند؟
چون بعضی واحدها از ضرر مالی می ترسند. این واقعیت است؛ اگر سرمایه از دست برود، شخصی که سرمایه گذار است، می افتد.

به کدام کشورها محصول صادر می کنید؟
فعلا فقط عراق.

قصد صدور محصولات به کشورهای دیگر را ندارید؟
ماه گذشته در کنفدراسیون آسیا اقیانوسیه شرکت کردم. با کشورهای مختلف مکاتبه و صحبت هایی انجام شده و در مراحل ابتدایی کار هستیم.

با احیای کارخانه چند نفر را مشغول به کار کردید؟
در حال حاضر دو شیفت کامل 44 نفر کارگر دارد. اما بسته به اوضاع کار دارد. گاهی شیفت هایی اضافه می کنیم، تعداد نیروها بالا و پایین دارد. مثلا در فصل نمایشگاه ها، در اسفند ماه حجم تولیدمان را خیلی بالا می بریم، چون در بیشتر استان های ایران غرفه می گیرم و نماینده هایی در استان ها دارم.

در شهرستان تان، دید خاصی نسبت به کار خانم ها وجود ندارد؟
باور کنید هنوز هم مشکل دارم، یعنی این مساله را نمی پذیرند، واحد تولیدی ام، به عنوان واحد نمونه استاندار انتخاب شده و تنها واحد نمونه محصولات سلولزی دانشگاه علوم پزشکی است، اما واحدهای دیگر این را نمی پذیرند. فرهنگ کرمانشاه پذیرای این نیست که یک خانم اینطور موفق باشد.

خیر هم هستید؟
معتقدم اگر از آنچه که خداوند به تو می بخشد، چیزی نبخشی، خداوند از تو مکدر می شود. در حد توانم کمک می کنم.

می توانید بین کارهای خانه و کارخانه هماهنگی ایجاد کنید؟
بله. خیلی راحت، روزهای جمعه خانه هستم.

چند ساعت در روز کار می کنید؟
90 درصد خودم را وقف کار کرده ام. زمانی که خودت را وقف کار می کنی، در عنایت خداوند به روی تو باز می شود، تمام راه های بسته را به روی تو باز می کند.

این وقف کار بودن، باعث نمی شود به کارهای خانه نرسید؟
طوری هماهنگ می کنم که به همه کارها برسم. البته انجام کار های خانه مثل زمان قدیم نیست، همه وسایل هست و خانم ها به در خانه آنقدر کار نمی کنند. در ضمن خانواده ام هم به کارم رغبت دارند و از آن استقبال می کنند.

شیوه مدیریتی خاصی دارید؟
اگر در کار به مشکلی برخورد کنم، حتما روند کار را آنقدر تکرار می کنم، تا مشکل را برطرف کنم. گاهی که به بن بست می رسم و دیگر هیچ راهی نیست، ساعت ها می نشینم و فکر می کنم، حتما راه حلی برای آن کار پیدا می کنم. در ضمن خطرپذیر هم هستم.

در برخورد با کارگرها چه شیوه ای دارید؟
جدی هستم. نیروهایم همه مرد هستند. چون قسمت هایی هست که کار سخت است و باید حتما یک مرد آن را انجام بدهد. خانم ها می توانند کار پای دستگاه را انجام بدهند، اما نخواستم که مردها و زن ها را ادغام کنم و محیطی باشد که مردها و زن ها تداخل داشته باشند. زمانی که وارد سالن تولید می شوم، همه حساب کار خودشان را دارند. از ابتدا با همه صحبت کردم، اجازه ندارند وقت کار با هم صحبت های نابه جا و شوخی کنند.

چقدر طمع داشتید یا دارید؟ نقشی در پیشرفت کارتان داشته ؟
منظورتان احساس سوددهی است؟ این تنها هدفی است که آن را دنبال نکرده ام. هرکسی کار اقتصادی را برای سوددهی انجام می دهد. اما اگر سود دهی هدف اولیه باشد، هیچ کاری نتیجه نمی دهد.

ببینید بابت این کالاها، هزینه هایم را بالا بردم که به عنوان واحد نمونه انتخاب شده است. چون پشت جعبه آن نوشتم"کاغذ تیشوی خارجی"، اگر زمانی در گمرک آن "تیشو" ها ترخیص نشوند، یا به هر نحو مشکلاتی در واردات آنها به وجود بیاد، مجبور شوم قیمت را دو برابر بدهم، این کار را می کنم. اما برخلاف آنچه روی جعبه محصولم نوشتم، عمل نمی کنم.

هنوز یک مورد تعزیراتی نداشته ام. حاضرم دار و ندارم را پای این کارخانه بریزم، اما به نحو احسن آن طوری که می خواهم در ایران این کارخانه را نمونه قلمداد کنم. هیچ احساس نیاز مادی ای ندارم، چون نان آور خانواده نیستم. این موردی است که در کار خانم ها حتما باید مورد توجه قرار بگیرد.

اگر بخواهید به خانم ها توصیه هایی داشته باشید، چه می گویید؟
اگر سرمایه ای دارند، حتما از آن در بخش صنعت استفاده کنند، کارهایی که در بخش تولید می شود انجام داد. حضور یک زن در اجتماع، الزامی است. راهی که رفتم نیرو و انرژی جوانی می دهد و باور کنید مسرت و شادابی ای که در کارم دارم، اعجاب انگیز است.

احیای این کارخانه، راه اندازی دوباره اش و تولید محصول در آن چقدر به پیشرفت صنعت کشور کمک کرد؟
این کارخانه سرمایه ای ملی بود و داشت رو به نابودی می رفت. در استان کرمانشاه بزرگ ترین کارخانه بود. هزینه های بسیاری برای ساخت آن شده بود.

همانجا در حال احداث کارخانه دیگری هستم. این کارخانه سومین کارخانه "تیشو"سازی در کشور می شود. تیشو مواد اولیه دستمال سازی است که در حال حاضر آن را وارد می کنیم.

در چه مرحله ای است؟
در مرحله تکمیل پرونده از وزارت صنایع هستیم. تقریبا کارهایش تمام شده.

فکر می کنید چرا به عنوان مدیر برتر انتخاب شدید؟
احساس می کنم به خاطر شجاعت ام. یعنی اگر این شجاعت را نداشتم، در هیچ کاری موفق نمی شدم. کاری که کردم را فقط یک نفر آدم شجاع می توانست انجام بدهد.

ارتباط با افراد، نقشی در پیشرفت کار شما داشت؟
فقط خودم بودم، مشاوری هم نداشتم، اما مخالف داشتم.

چه توصیه ای دارید برای کسی که قصد شروع کاری را دارد و می خواهد از صفر شروع کند؟
کسی که سرمایه دارد که تکلیف اش مشخص است ، می تواند کار بزرگی انجام بدهد و این کار را بالاخره از جایی شروع کند. کسی که سرمایه ای ندارد هم می تواند از بنگاه های زودبازده یا اداره کار وام بگیرد. حتی به خانم ها، وام های مشاغل خانگی می دهند.
درست است که سقف شان پایین است، اما بالاخره باید از جایی شروع کنند. اگر از کم شروع کنند، خداوند کمک شان می کند تا کارشان را گسترش بدهند.

برای انتخاب اینکه در چه حوزه ای کارشان را شروع کنند چه پیشنهادی دارید؟
البته این توصیه هایم بیشتر برای خانم هاست. از مشاغل خانگی شروع کنند تا ببینند استعدادشان در چه زمینه ای است. اول خودشان را بشناسند. هر کسی که می خواهد کاری را شروع کند اول باید ذات خودش را بشناسد و بداند در پی چه هدفی است. باید ببینند در چه رشته ای استعداد دارند.

بعضی ها معتقد به مدیریت زن ها نیستند!
هر جا زنی هست، صد در صد موفق خواهد بود. اگر راسخ و جدی جلو برود، قطعا موفق خواهد بود. چون خانم ها ظرافت در کارشان وجود دارد. به خاطر نظم و تربیت و احساس خاصی که دارند.

اتفاقا خیلی ها معتقدند که وجود همین احساس در خانم ها مانع مدیرت صحیح آنها می شود!
دقیقا برعکس. این احساس می تواند به کار کمک کند. زمستان سال گذشته ماشین مواد اولیه ای برایم آمده بود. باران زده بود و تمام بارها خیس شده بود. پول آن را پرداخت کرده بودم، فروشنده هم هیچ تعهدی در قبال آن نداشت. راننده مقصر بود. راننده ها دو جوان اصفهانی بودند که بیمه هم بهشان تعلق نمی گرفت. همه می گفتند ماشین شان را نگه دار. باید پول آن را بگیری. اما چون مادرشان با من صحبت کرد، دلم به حالشان سوخت و اجازه دادم که بروند.

این مدل گذشت ها لطمه ای به کارتان وارد نمی کند؟
بهشان گفتم ماشین تان را ببرید،من عوض اش را از خدا می خواهم. باور کنید آن را ضرر کردم، اما جای دیگر خدا چند برابر آن را به من داد.

چیزی بود که بخواهید راجع به آن صحبت کنید،اما نپرسیده باشم؟
نه،همه چیز را پرسیدید!


***