باشگاه جوانی برنا/مرد خارجی در کنار "آقا محمود"، پسر شیخ رجبعلی نکوگویان معروف به شیخ رجبعلی خیاط ایستاده و به حرف های او گوش می دهد و زن مترجمی حرف ها را توضیح می دهد.

ویلچری خالی در مقابل مقبره با جعبه شیرینی نذر شده ای بر روی آن، نشان از حاجت و التماس دعا می دهد. مرد میان سالی در حال نماز خواندن و آقا سید حسن پاکت سیگارش را در می آورد و یکی از سیگارها را روشن می کند.

داخل مقبره، زنان دور تا دور قبر نشسته اند و چون ظهر است، ناهار می خورند. جلو می روم و به آقا محمود که با عبای سیاه رنگی ایستاده، سلام می کنم و می گویم خبرنگار هستم و می خواهم گزارش تهیه کنم و با شما مصاحبه کنم و به شوخی می گوید:" کارت خبرنگاری ات کجاست؟"

و من کارتم را نشان می دهم. وقتی می پرسم شما پسر شیخ رجبعلی خیاط بوده اید در جوابم می گوید:"ان شاءالله!" و ادامه می دهد:"هر هفته نمی توانم به اینجا بیایم و گاهی اوقات می آیم و سری می زنم. شیخ 49 سال است درگذشته و طبق گفته خودش، 84 سال عمر کرد و طبق شناسنامه 79 سال. خودم 75 سال دارم و شغلم عینک سازی است و خانه مان در محله مولوی و همان خانه پدری است."

یک کتاب برای یک جمله
خاطره ای از پدرش می پرسم و جواب می دهد: "پدرم می گفت سعی کنید هر کاری می کنید رضای خدا در آن کار باشد، حتی همین کار (یعنی مصاحبه کردن). در هر کاری باید به این نکته توجه کرد و در توضیح این جمله می توان یک کتاب نوشت. پدرم خیاط بود و گاهی در کارهای مغازه کمک اش می کردم."

درباره کتاب کیمیای محبت سوال می کنم و زن مترجم با شوق به میانمان می آید و به آقا محمود می گوید:"در این جا فامیل های مادری ام را پیدا کرده ام و خودم نمی دانستم." احمد آقا می گوید:" اگر بگردی می توانی بعضی افراد را در این قبرستان پیدا کنی. فردی را سراغ دارم که مدتی بود به دنبال برادرش می گشت و توانست او را در این جا پیدا کند."

فرزند شیخ رجبعلی خیاط در خانه شان حسینیه ای دارد و در ماه محرم مراسم عزاداری در آن برگزار می کند. درباره کرامات شیخ سوال می کنم و در پاسخ می گوید:" پدرم می گفت هر چه خدا گفت من گوش کردم و هرچه من بگویم او گوش می کند." 

رزند شیخ رجبعلی خیاط درباره جوانان امروزی و تفاوت آنها با جوان قدیممی گوید: برخی از جوانان امروز بهتر از جوانان دیروز هستند. پدرم به جوانان توصیه می کرد ذکر صلوات بفرستند و ذکری که برای خودش بسیار مهم بود «یا جمال و یا جمیل» بود."

بر روی قبر شیخ پارچه ای سبز رنگ و گلدانی با گل های سرخ و سفید در کنار چراغی قدیمی قرار دارد و جمع درباره قرآن و ادعیه گفت و گو می کنند.

شهدای راه وطن
داخل محوطه قبرستان می روم و شروع به گشتن میان قبرها می کنم. مردانی فانوس های پر از نفت را بر روی برخی از قبرها می گذارند و یکی از آنها می گوید:"برخی وارثان این فوت شدگان پول می دهند تا بر روی قبرها فانوس بگذاریم."

پیرمردی از راه می رسد و قبری را در گوشه قبرستان نشان می دهد. بر روی آن نوشته شده است:

خاکم سبز، زغصه به‌سر خاک اگر کنم
خاک وطن که رفت چه خاکی بسر کنم؟!
من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک
وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم
معشوق "عشق" ای وطن ای مهد عشق پاک
ای آنکه ذکر عشق تو شام و سحر کنم

میرزاده عشقی از نخستین شاعران و نویسندگان مبارزی است که در بامداد تیرماه 1303 هدف گلوله قرار گرفت و امروز آرامگاه او در کنار دیگر مبارزان، آزادگان و عارفان در ابن بابویه و در جوار مقبره شیخ صدوق قرار دارد.

آواز بیات ترک...
مردی با کلنگ قبری را آماده می کند و دختری در میان قبرستان فریاد می زند و مادر از میان رفته اش را صدا می کند.

میراث فرهنگی تابلویی را جلوی یکی از آرامگاه ها نصب کرده،رحیم موذن زاده اردبیلی زاده متولد 1304 در اردبیل و درگذشته در سال 1384، گوینده اذان ایرانی مشهور و تاریخی جهان اسلام در آواز بیات ترک است. این اذان در سال 1334 ه.ش در استودیو یک رادیو ضبط شد. اذان هایی که توسط او خوانده شده هنوز به عنوان زیباترین اذان های موجود در رسانه های صوتی و تصویری ایران پخش می شود.

اذان گفتن در خانواده موذن زاده موروثی بود و پدرش عبدالکریم موذن زاده نیز تا سال 1324 ه.ش در رادیو اذان می گفته است. به گفته موذن زاده او در حالی که روزه دار بوده، اذان می گوید تا برای ایران و اسلام یادگاری ارزنده باشد.

پرافتخارترین چهره ورزش قهرمانی
سمت چپ حرم شیخ صدوق در آرامگاه خاندان شمشیری، مردی پهلوان و آزاده آرمیده است. جهان پهلوان تختی یکی از کشتی گیران صاحب نام ایران که در مسابقات المپیک استرالیا، فنلاند، ایتالیا در سال های 1956 ، 1952 و 1960 برنده یک مدال طلا و دو مدال نقره شده و در دو مسابقه قهرمانی جهانی ایران و ژاپن مدال طلا و در مسابقات قهرمان جهان در فنلاند و امریکا مدال نقره کسب کرده است.

فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی ایران به  پاس یاد بود این پهلوان فهرستی از مدال های او رادر کنار آرامگاه نصب کرده است. جهان پهلوان غلامرضا تختی پرافتخارترین چهره ورزش قهرمانی ایران و فاتح سکوهای رفیع کشتی جهان در تاریخ ورزش دنیا چهره ای کاملاً شناخته شده است.

او در 5 شهریور 1309 در محله خانی آباد، در جنوب تهران به دنیا آمد. تختی کشتی را از سال 1325 آغاز کرد و در طول زندگی کوتاه به کارهایی عام المنفعه پرداخت. تختی در 17 دی 1346 در اتاقی در هتل آتلانتیک تهران درگذشت و از سال 1359 هر ساله مسابقاتی به صورت سالانه بنیان نهاده شد به منظور بزرگداشت و یادبود او.


چرند و پرند

نام این آرامگاه بیش از آنکه به دلیل انسان های معروفی چون دهخدا، تختی، شیخ رجبعلی خیاط، میرزاده عشقی باشد، از آرامگاه شیخ صدوقی است که نام دیگر آن را ابن بابویه می گویند.

جوانی در کنار ضریح شیخ صدوق، در حال قرائت قرآن است و هر کس مشغول نماز خواندن و دعا کردن است. بر روی ضریح این عالم نامی، ترکیب بند زیبای محتشم در رثای امام حسین (ع) نقش بسته است.

در راه بازگشت به مقبره ای می رسم که نوشته شده، آرامگاه خاندان دهخدا. در ورودی آن بسته و حیاط آن سرسبز است. تاریخ ساخت آرامگاه را 1324 نوشته اند و آرامگاه خانواده نویسنده معروف لغت نامه دهخدا در آن آرمیده اند . مقبره همسر، فرزندان و خود دهخدا در کنار هم قرار دارد.

علی اکبر دهخدا در سال 1259 در تهران متولد شد. پدر دهخدا، خانباباخان، اهل قزوین بود و به تهران آمده و در این شهر ساکن شده بود. علی اکبر ده ساله بود که پدرش وفات یافت.دهخدا با سرپرستی مادر به تحصیل خود ادامه داد.

بعدها که مدرسه سیاسی در تهران افتتاح شد، دهخدا در آن جا به تحصیل پرداخت. به علت همسایگی با مرحوم شیخ هادی نجم آبادی، دهخدا با وجود کمی سن از محضر آن مرد استفاده کرد و در همان زمان به فرا گرفتن زبان فرانسوی پرداخت و پس به اروپا رفت.

دهخدا پس از بازگشت به ایران با همکاری میرزا جهانگیرخان شیرازی روزنامه صوراسرافیل را منتشر کرد. بخش «چرند و پرند» در این روزنامه را او با امضای «دخو» می نوشت (مخفف دهخدا) پس از خلع محمدعلی شاه، دهخدا از طرف مردم تهران و کرمان به نمایندگان مجلس برگزیده شد و به درخواست آزادی خواهان به مجلس رفت و پس از جنگ جهانی اول از سیاست کناره گرفت و به خدمات علمی و فرهنگی مشغول شد و سرانجام در هفتم اسفندماه 1334 ه.ش در تهران وفات یافت.

کلیددار آرامگاه خاندان دهخدا می گوید: آرامگاه او را میراث فرهنگی اداره می کند. در اینجا انسان های مشهور بسیاری چون شیخ چلویی، شیخ زاهد، تختی و دیگران نیز هستند که می توانی آنها را هم ببینی.



***