باشگاه جوانی برنا/ سید علی رضوی، متولد سال 1358 است و فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع از دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب؛
او در بخش جوان کارآفرین جشنواره ملی جوان ایرانی رتبه دوم را کسب کرده است و می گوید متاسفانه جوان هایی مثل او پیش از جشنواره ملی جوان ایرانی دیده نشده بودند.

علی رضوی کارش را تنها با 400 هزار تومان سرمایه ای که از صندوق قرض الحسنه ای با ضمانت پدرش گرفته شروع کرده است. او طراح اولین پل عابر پیاده مکانیزه است. همان پل عابر پیاده ای که در میدان هفت تیر قرار دارد.

البته بعدها وارد کار پارکینگ های مکانیزه هم شده و وقتی می پرسم تنها در همین دو شاخه فعالیت می کنی با تعجب می گوید همین دو شاخه یک دنیا کار است.

علی می گوید شاگردی این کار را کرده تا به فوت و فن آن آشنا شده است و حالا خودش شرکتی دارد که 50 نفر زیر مجموعه دارد.

چطور وارد این کار شدی و به عنوان کارآفرین برتر انتخاب شدی؟
اولین پل عابر پیاده با پله برقی را در ایران در میدان هفت تیر تهران طراحی و اجرا کردم، بعد از آن پل های عابر پیاده با پله برقی گسترش پیدا کردند، اقبال عمومی نسبت به این طرح زیاد شد. شرکت های دیگر هم وارد این کار شدند و کار کردند، ایده این طرح را سال 1382 به شهرداری تهران دادم و قراردادی برای ساخت پنج پل عابر پیاده مکانیزه بستم.

سال 87 روی اولین پارکینگ مکانیزه کشور کار کردم. اولین کارخانه تولید پارکینگ مکانیزه را در ایران فعال کردم و کارآفرین برگزیده در حوزه صنعت شدم. در شیراز، مشهد، سنندج کار کرده ایم و پروژه را اجرا کردیم.

مدیر عامل شرکت خودت هستی؟
شرکت سهامی خاص هستیم. رییس هیات مدیره و مدیر عامل هستم.

چه چیزی تو را به سمت کارافرینی کشاند؟
زمان دانشگاه برخلاف خیلی از دوستانم که علاقه مند بودند وارد کارهای دولتی شوند و جایی استخدام شوند، بیشتر علاقه داشتم کاری را برای خودم داشته باشم.

دوست داشتم کاری را از صفر شروع کنم و آن را به نقطه ای برسانم. بعد ببینم چه اتفاقی ناشی از تلاشم اتفاق افتاده است. معمولا در مجموعه های دولتی این فرصت به کسی داده نمی شود، چون اولا کار اصولا گروهی است و شما نمی توانید بگویید من کار را به اینجا رساندم.

با اینکه خیلی پیشنهادات استخدام در ادارات دولتی داشتم تصمیم گرفتم وارد بازار کار بشوم. چند سالی کار را یاد بگیرم، با این هدف که بتوانم برای خودم کاری انجام بدهم.

فکر کردم که چه نوع تجارتی برای خودم انتخاب کنم، فعالیت های اقتصادی هست که از قبل بوده و هزاران نفر مشغول کار روی آن هستند،صمیم گرفتم کاری را تجربه کنم که رقیب نداشته باشد، یکی از عامل های موفقیت ام این است. اگر مثلا کارخانه ماکارانی می زدم، باید در زمین حریف هایی بازی می کردم که 30 سال است در صنعت ماکارانی سازی حرفی برای گفتن داشتند، خیلی طول می کشد که با صنعتگر قدیمی رقابت کنم.

وقتی بخواهید تکنولوژی را وارد کشور کنید، نیروی سن و سال دار این ریسک را نمی پذیرد، قطعا جوان هایی رامی خواهد که جسارت کنند و وارد کار این حوزه شوند . پس از ورود ما در این حوزه، -دقیقا شبیه همان اتفاقی که در بحث پل های مکانیزه اتفاق افتاد- شرکت های دیگری هم ورود پیدا کردند. پس از ورود ما به این صنعت شاید بالای 10 یا 12 شرکت فعال در این حوزه ورود پیدا کرده اند، مذاکره می کنند و بازاریابی می کنند.

شرایط کار و پیشرفت برایت فراهم بود؟
کشور ما برای جوان هایش هیچ چیزی کم ندارد. همه بناهای مدرن و شیکی که در خارج از کشور وجود دارد در داخل کشور هم قابل ساخت است. جوان ها الان در همه حوزه ها پیشرفت کرده اند، انرژی هسته ای، رادیو دارو، هوا فضا و ...،این ها همه دست به دست هم می دهد که احساس افتخار ملی کنیم.

وقتی 60 ساله شدیم و به عقب نگاه کردیم می بینیم که این نسل چقدر به پیشرفت مملکت کمک کرده است. آرزویم این است که اگر خدا فرصتی داد، در 60 سالگی وقتی گذشته را مرور کردم در حد و اندازه های خودم یادگاری های خوبی از خودم به جا گذاشته باشم که به مملکت ام در جهت پیشرفت کمک کند.

فکر می کنی نسل قبل هم این کار را کرده است؟
اصلا نمی شود نسل ها را با هم مقایسه کرد، آن نسل فداکاری اش را کرده، ما داریم از آبرو، پول و وقت مان برای کشور مایه می گذاریم، نسل قبلی از جانش مایه گذاشت. نمی شود این نسل را بدون داشتن تنش جنگ، تحریم با داشتن ارتباطات بین المللی اینترنتی با نسلی که درگیر فتنه و ترور داخلی، منافقین، جنگ، فشار خارجی و تحریم بود، مقایسه کرد.

بپذیریم هر کس در جایگاه خودش می تواند آنطور که بایسته و شایسته وظیفه اش است، خدمات رسانی کند و در این صورت قطعا به آنجایی که می خواهیم می رسیم.

نسل جوان امروز چقدر برای رسیدن به جایگاهی که قبلا در صحبت هایت گفتی تلاش می کند؟
واقعیت این است که برخی از جوان ها بی انگیزه و بی هدف اند.دوازده سال نظام آموزشی و چهار پنج سال دانشگاه، برای افزایش دانش شغلی برایم چیزی به ارمغان نیاورد. برای اینکه جوان کارآفرین شود باید خوش فکر شود، جسارت شروع کار برای خودش را داشته باشد.

تو چطور راه خودت راپیدا کردی؟
از کارهای ابتدایی مثل بازاریابی شروع کردم، به موازات قبولی در دانشگاه تدریس هم می کردم . به نظرم بهترین تجربه شروع کار از بازاریابی است. بازاریابی هنر متقاعد کردن مردم برای خرید کالا یا خدمات و بزرگترین هنری است که در دنیای اقتصادی مدرن می تواند به پیشرفت کار کمک کند.

داشتی ازنظام آموزشی می گفتی،ادامه بده...
دانشگاه چیزی در این حوزه به من یاد نداده است. یکی از دلایل بی انگیزه گی و بی هدفی جوان ها همین است. جوان بدش نمی آید پیشرفت کند و پول در بیاورد، جوان ها دوست دارند در جایگاه خوبی قرار داشته باشند، خیلی ها حاضر هستند تلاش کنند، اینطور نیست که بگوییم تنبل هستند. سال ها ساعت 5 صبح از در خانه بیرون رفتم و شب ساعت 10 به خانه برگشتم. جوان برای اینکه به هدفش برسد، حاضر است این همه انرژی بگذارد، کار کند،وقت بگذارد، انگیزه اش را دارد، اما ابزارش را ندارد.

شما کارگاهی، دانشگاهی، جایی را مثال بزنید که کارآفرینی آموزش بدهد، نحوه مدیریت شرکت را به جوان آموزش بدهد.

بارها و بارها، سر هر سال مالی آنقدر رفتم و آمدم، مالیات های اضافی دادم، جریمه شدم تا پس از سال ها یاد گرفتم چه وقت و چطور باید اظهار نامه مالیاتی رد کنم. باید عدد قابل توجهی مالیات پرداخت کردم، چون بلد نبودم اظهارنامه رد کنم،به خاطر دیر کرد برایم جریمه می نوشتند.

چرا از تجربه دیگران استفاده نکردی؟
وقتی شما در خانواده کسی را نداشته باشی که از روی دست او نگاه کنی، اینطور می شود، وقتی جامعه و سیستم آموزشی هم الگوی دیگری به تو نمی دهد. البته در حال حاضر دارد فضا کمی بهتر می شود.

باید چه کرد؟
فقط به جوان یاد می دهیم که برو دانشگاه درس بخوان تا بتوانی جایی استخدام شوی. جوان هم وقت انتخاب رشته نگاه می کند که دولت در حال حاضر چه رشته هایی را می گیرد. در صورتی که دولت در حال کوچک شدن است. نباید دانش آموز دبیرستان یا پیش دانشگاهی که می خواهد انتخاب رشته کند، با این دید انتخاب رشته کند، باید ببیند چه چیزی می تواند به آینده شغلی اش کمک کند، کار چه حوزه ای را می خواهد شروع کند. برنامه بلند مدتی برای خودش بریزد. اول پادویی آن کار را همزمان با اینکه درس اش را هم می خواند شروع کند و در نهایت برای خودش کار کند.

جوان هیچ گونه اطلاعاتی راجع به راه اندازی کسب و کار ندارد. تنها راهش این است که خودش دنبال آن کار برود و مثلا از اینترنت اطلاعات جمع آوری کند و خودش را به روز کند. چه ایرادی دارد کسی که فوق لیسانس گرفته، برود برای خودش مزرعه تولید قارچ بزند، گلخانه احداث کند، هم کار حلالی است و هم درآمد آن به مراتب بهتر از کارمندی و حقوق بگیری است.

مثلا به رتبه های بالای کنکور می گویند چرا با رتبه 200 مهندسی معدن را انتخاب کردی، چه ایرادی دارد، این آدم بعدها روی معادن کار می کند. می گویند بورس روی الکترونیک و مخابرات است! دولت در این رشته ها استخدام می کند.

جوان ها برای شروع یک کار اقتصادی ، برای کار آفرینی، چه راهی را باید طی کنند؟
توصیه می کنم برای آینده شان وقت بگذارند. اگر علاقه به کارآفرینی دارند، جنبه های مختلف را بسنجند بالادستی هایشان را ببینند. حرف هایم می تواند خوراک ده مقاله کاربردی برای کارآفرینی باشد. بعضی ها اصلا از بالا و پایین شدن ها، از سختی ها خوششان می آید. حضرت علی می فرماید:" الدنیا یومان یوم لک و یوم علیک" دنیا یک روز برای تو است و یک روز علیه تو"؛ کار خصوصی، مخصوصا کارآفرینی بالا و پایین زیاد دارد.

مهم این است که حاضر هستی این ریسک را بپذیری، این بالا و پایین لذت دارد.

هزینه شروع کارت را چطور تامین کردی؟ حمایتی در کار بود؟
حقیقت این است که اول رفتم شاگردی هایم را کردم. وقتی تصمیم گرفتم وارد حوزه ای شوم به پدرم گفتم به من کمک کن. پدرم من را به صندوق قرض الحسنه ای معرفی کرد که 400 هزار تومان از آنجا وام گرفتم. ضامن اش هم پدرم بود تا همین چند سال پیش هم قسط می دادم. با آن 400 هزار تومان کارم را شروع کردم، پول با برکتی بود و پایه سرمایه اولیه ام برای کار کردن بود.

در روز چند ساعت کار می کنی؟
در حال حاضر بیشتر حضورم کیفی است ساعت 9 کار را شروع می کنم.حداقل یازده ساعت در روز سرکار هستم. وسط کار فرصت فکر کردن و آرامش دارم. اگر بخواهم کار را تعطیل می کنم و به خودم استراحت می دهم. ممکن است یک هفته کار را تعطیل کنم. این از مزیت های کارم است.

البته این را هم بگویم که نمی شود از اول کلی خدم و حشم داشت که کارت را انجام بدهند. باید به این شرایط رسیده باشی. به مرور که کار پیش می رود و توسعه پیدا می کند به آدم های دیگر و تقسیم کار نیاز پیدا می کنی. حالا در مرحله تقسیم کار هستم.

چقدر جوانی کردی؟
تعریف تان از جوانی چیست؟

تعریف مادرحال حاضر اهمیتی ندارد، حالا تعریف علی رضوی مهم است!
این مساله که سراغ کاری با ریسک خیلی بالا رفتم و کاری را انجام دادم که الان وقتی فکر می کنم می گویم چطور این کار را کردم، همان جوانی کردن است. هر جوانی باید از کارش لذت ببرد و این جوانی کردن است. با شغلم بزرگ شدم، جوانی هم کردم و لذت اش را بردم.

در جشنواره ملی جوان ایرانی برای اولین بار دیده شدی؟
بله متاسفانه در مملکت ما فضا برای چنین کارهایی خیلی خالی است. امیدوارم این جشنواره تداوم داشته باشد. 10 سال است به طور جدی در این حوزه کار می کنم اولین بار بود که دیده شدم و از من تقدیر شد. مجموعه ام خیلی از من جوان تر هستند و همه با انگیزه اند.

خودت تیم را جوان خواستی؟
بله چون سال های بعد مدیران من باید از این افراد باشند. وقتی بازنشسته می شوم باید آنها کارم را ادامه بدهند.




***