|
سید الشهدا(ع) اسلام را بیمه کرد
گمان نكنيد كه اگر اين مجالس عزا نبود و اگر اين دسته جات سينه زني، و نوحه سرايي نبود، 15 خرداد پيش مي آمد. هيچ قدرتي نمي توانست 15 خرداد را آن طور كند، مگر قدرت خون سيدالشهداء و هيچ قدرتي نمي تواند اين ... |
|
گفتي : برايم بخند من اينگونه خوش دارم....
خنديدم خنديدم خنديدم....همه گفتند ديوانه است!
حق داشتند بنده خداها...آخر نميدانند كه:
دستان چيدن تو به هر شاخه رو كند ديوانه ...
|
|
راه عقل از آن طرف راه جنون از این طرف / راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟/ از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست / فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟ /از کجا معلوم شاید ...
|
|
صورتي استخواني داشت و تهريشي چند روزه. يقهي باز و راهرفتني كج و معوج. روبهروي گنبد ايستاده بود و حرف ميزد. مرا نميديد، نزديكتر شدم. با پدرِ فضل نجوا ميكرد:
- عرب ...
|
|
به خود بیا/ این روزهای تلخ را/ برای چه سیاه پوش کرده اند؟/ با خودت صادق باش/ اگر امروز آقا به خونخواهی جدش قیام کند/ حاضری در رکابش هستی ات را بدهی؟ / یا مصلحت اندیشی می ...
|
|
از نیمه شب گذشته و خوابش نبرده بود
طفل سه ساله ای که دگر سالخورده بود
در گوشه ی خرابه به جای ستاره ها
تا صبح زخمهای تنش را شمرده بود
|
|
در روایتی که از حضرت باقر(ع) دیدم ،جوری حضرت را کشتند که خواهر وقتی آمد نشناخت بدن رو .چه دردی بود!جز خدا کسی نمی داند به دل زینب کبری چه گذشت؟
|
|
با من چه باید بکنی که هر سال دستم خالی تر است و پایِ رفتنم ناتوان تر. خار و خاشاک های گناه و غفلت، پایم را به زمین بسته اند، آن قدر که شوق رفتن، شوقِ شدن، در من خشکیده است....
|
|
شاخه گلی برشده یک سال و نیم، سخت ز تقدیر قضا شد سقیم، وانشده غنچه خوشبوی او ،زرد شده از درد، گُل روی او ،گاه بنالید و گهی خواب کرد،گه به اشاره طلب آب کرد....عهد نمودم که ...
|
|
برگشت به زینب یه نگاهی کرد، گفت: "اعوذ بالله من الکرب و البلاء". چرا به زینب نگاه کرد. داستان همش سر زینبه! من یه خواهر آوردم اینجا، اینجا باید از من دل بکنه!
|
|
گمان نكنيد كه اگر اين مجالس عزا نبود و اگر اين دسته جات سينه زني، و نوحه سرايي نبود، 15 خرداد پيش مي آمد. هيچ قدرتي نمي توانست 15 خرداد را آن طور كند، مگر قدرت خون سيدالشهداء ...
|
|
من تو را برای اداره کشور مصر می فرستم که چونان باغبان عاشق نهال های باغ خود، مردم آن سرزمین را احیا نمایی و شخصیت های آنان را در این گذرگاه معنادار که دنیا نامیده شده است ...
|