سرويس طعم گيلاس
تعداد مطالب امروز : ۰
سفره ای به نام یک معشوق
برای بسیاری این سوال مطرح است که چرا آدمی اندوه و مصیبت های شخصی از جمله سوز مرگ عزیزترین ومحبوب ترین هایش نظیر پدرو مادر را پس از دوره ای کوتاه فراموش می کند اما اندوه کربلا وغربت و شهادت مظلومانه امام حسین علیه السلام تا آخر عمر همراه اوست وهرگزوهرگز ...
سید الشهدا(ع) اسلام را بیمه کرد
   سید الشهدا(ع) اسلام را بیمه کرد

گمان نكنيد كه اگر اين مجالس عزا نبود و اگر اين دسته جات سينه زني، و نوحه سرايي نبود، 15 خرداد پيش مي آمد. هيچ قدرتي نمي توانست 15 خرداد را آن طور كند، مگر قدرت خون سيدالشهداء و هيچ قدرتي نمي تواند اين ...

سین سفرآغاز شد،نوبت پرواز شد
گفتي : برايم بخند من اينگونه خوش دارم.... خنديدم خنديدم خنديدم....همه گفتند ديوانه است! حق داشتند بنده خداها...آخر نميدانند كه: دستان چيدن تو به هر شاخه رو كند ديوانه ...
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
راه عقل از آن طرف راه جنون از این طرف / راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟/ از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست / فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟ /از کجا معلوم شاید ...
خلوص کفتر باز حرم ابوالفضل کجا و زیارت ریاکارانه من کجا؟
صورتي استخواني داشت و ته‌ريشي چند روزه. يقه‌ي باز و راه‌رفتني كج و معوج. روبه‌روي گنبد ايستاده بود و حرف مي‌زد. مرا نمي‌ديد، نزديك‌تر شدم. با پدرِ فضل نجوا مي‌كرد: - عرب ...
به خودت بیا ای نفس
به خود بیا/ این روزهای تلخ را/ برای چه سیاه پوش کرده اند؟/ با خودت صادق باش/ اگر امروز آقا به خونخواهی جدش قیام کند/ حاضری در رکابش هستی ات را بدهی؟ / یا مصلحت اندیشی می ...
تا صبح زخم های تنش را شمرده بود
از نیمه شب گذشته و خوابش نبرده بود طفل سه ساله ای که دگر سالخورده بود در گوشه ی خرابه به جای ستاره ها تا صبح زخمهای تنش را شمرده بود
گفت این گلو بریده نباشد حسین من...
در روایتی که از حضرت باقر(ع) دیدم ،جوری حضرت را کشتند که خواهر وقتی آمد نشناخت بدن رو .چه دردی بود!جز خدا کسی نمی داند به دل زینب کبری چه گذشت؟
پرده اول ؛هجرت
با من چه باید بکنی که هر سال دستم خالی تر است و پایِ رفتنم ناتوان تر. خار و خاشاک های گناه و غفلت، پایم را به زمین بسته اند، آن قدر که شوق رفتن، شوقِ شدن، در من خشکیده است....
لطف حقّم نیک سرانجامم کرد
شاخه گلی برشده یک سال و نیم، سخت ز تقدیر قضا شد سقیم، وانشده غنچه خوشبوی او ،زرد شده از درد، گُل روی او ،گاه بنالید و گهی خواب کرد،گه به اشاره طلب آب کرد....عهد نمودم که ...
امان از دل زینب...
برگشت به زینب یه نگاهی کرد، گفت: "اعوذ بالله من الکرب و البلاء". چرا به زینب نگاه کرد. داستان همش سر زینبه! من یه خواهر آوردم اینجا، اینجا باید از من دل بکنه!
سید الشهدا(ع) اسلام را بیمه کرد
گمان نكنيد كه اگر اين مجالس عزا نبود و اگر اين دسته جات سينه زني، و نوحه سرايي نبود، 15 خرداد پيش مي آمد. هيچ قدرتي نمي توانست 15 خرداد را آن طور كند، مگر قدرت خون سيدالشهداء ...
باغبانی عاشق نهالهای باغش
من تو را برای اداره کشور مصر می فرستم که چونان باغبان عاشق نهال های باغ خود، مردم آن سرزمین را احیا نمایی و شخصیت های آنان را در این گذرگاه معنادار که دنیا نامیده شده است ...