در سالیان اخیر یک تصور اشتباه در مورد تعطیلات ایران در میان افکار عمومی شکل گرفته که همواره از تعداد بالای روزهای تعطیل در تقویم رسمی کشور حکایت دارد و شاید دلیل اولیه نوشتن طرح ساماندهی تعطیلات از سوی تعدادی از نمایندگان مجلس در سالهای گذشته همین مساله بوده باشد که در آن پیشنهاد شده بود از تعداد روزهای تعطیل کاسته شود. پیش فرض زیاد بودن تعطیلات موجب شد که در یک سلسله بررسی هایی، وضعیت تعطیلات در ایران با سایر کشورها مقایسه گردد. اما نتایج حاصله با تصورات اولیه به هیچ وجه همخوانی نداشت. بررسی‌ها نشان داد که با وجود تعداد بالای تعطیلات رسمی مناسبتی در تقویم ایران(۲۶ روز شامل: ۶ روز تعطیلات ملی، ۴ روز تعطیلات انقلابی و ۱۶ روز تعطیلات مذهبی)، مجموع تعداد روزهای تعطیل در ایران، طی یک سال، کمتر از متوسط آن در جهان است. و این نکته ای بود که قبل از این کمتر کسی به آن توجه می کرد.

همان طور که میدانیم در ایران، تنها روز جمعه به عنوان تعطیلی پایان هفته در تقویم به ثبت رسیده است اما در اکثر نقاط جهان، تعطیلات آخر هفته دو روز کامل است. از آنجاکه تعداد تعطیلات مناسبتی مذهبی، ملی و انقلابی در ایران ۲۶ روز است با محاسبه ۵۲ روز جمعه در سال، مجموع تعطیلات در کشورمان به ۷۸روز می¬رسد. اما با توجه به تعطیلات پایان هفته دو روزه در اکثر نقاط جهان، اگر هیچ تعطیلی مناسبتی دیگری نیز در این کشورها وجود نداشته باشد، مجموعا ۱۰۴ روز تعطیل در سال برای آن‌ها وجود دارد. به همین دلیل، میزان روزهای تعطیل در ایران به میزان قابل ملاحظه ای کمتر از متوسط جهانی برآورد می شود. در یکی از بررسی های صورت گرفته در این زمینه از بین ۱۱۴ کشور شامل کشورهای اروپایی و همچنین کشورهای با اکثریت مسلمان، تنها ۱۲ کشور فقط یک روز تعطیل داشته‌اند و سایرین، دو روز در هفته را به‌عنوان تعطیلی رسمی اعلام کرده‌اند. همچنین بر اساس نظر برخی از کارشناسان اقتصادی، با توجه به ساختار خاص اقتصادی ایران، افزایش تعطیلات آخر هفته به دو روز، نه تنها زیان‌های اقتصادی مستقیم نخواهد داشت بلکه به لحاظ صرفه‌جویی در هزینه‌ها و هم از لحاظ افزایش بهره‌وری سایر روزهای کاری، می‌تواند به رشد اقتصادی کمک کند.

با توجه به تحلیل های موجود در این زمینه باید اشاره داشت که حدود ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی ایران را نفت و کشاورزی تشکیل می‌دهند که می‌توان گفت مجزا از تعطیلات کار می‌کنند. حدود ۱۳ درصد از تولید ناخالص داخلی هم مربوط به هتلداری و گردشگری و رستوران‌داری است که صورت افزایش تعطیلات یقینا این بخش می‌تواند فعال‌تر شود و سهم بیشتری از تولید کسب کند. خصوصا اینکه با توجه به چشم‌انداز اقتصاد بدون نفت و ظرفیت‌های کشور در بخش گردشگری، تقویت این بخش ضرورت بیشتری پیدا کرده است. همچنین فعالیت‌های ساختمانی نیز با سهم ۶ تا ۷ درصدی خود از کل تولید، تقریبا مستقل از تعطیلات رسمی عمل می‌کنند. در بخش خدمات نیز، حمل‌ونقل، انبارداری و ارتباطات با سهم ۱۶ درصدی و خدمات شخصی و عمومی با سهم ۹ درصدی خود مستقل از تعطیلات عمل می‌کند.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که بیش از ۶۰ درصد از بخش‌های اقتصادی، کاملا یا تقریبا مستقل از تعطیلات رسمی فعالیت می‌کنند. در بخش‌های دیگر نیز با زمان‌‌بندی صحیح شیفت‌های کاری به منظور افزایش بهره‌وری و استفاده حداکثری از زمان کاری، می‌توان این تاثیر را تا حدود زیادی تعدیل کرد. همچنین در برآوردی دیگر تعطیلی یک روز بدون احتساب تعطیلی بخش‌های صنعتی می‌تواند تا ۴۰ درصد مصرف انرژی در آن روز را کاهش دهد و از برخی هزینه‌های غیرمستقیم مثل آلودگی در کلان‌شهرها نیز بکاهد. با توجه به همه این موارد اما به دلیل تعداد بالای تعطیلات مناسبتی در طول سال، افزایش تعطیلات آخر هفته نیازمند کاهش برخی از مناسبت‌های تعطیل در روزهای دیگر سال است.

همه این مباحث در سال های اخیر موجب شده که شایعه تعطیلات دو روز پایانی هفته بارها در ایران مطرح گردد اما اجرایی شدن آن به دلایل گوناگون به نتیجه نرسیده و با بن بست مواجه شده است. البته در این زمینه طرح های گوناگونی توسط نمایندگان مجلس تهیه شده که بسته به دغدغه های مختلف، موارد گوناگونی در آنها لحاظ گشته است. یکی از این طرح‌ها به افزایش تعداد روزهای تعطیل پرداخته و در آن پیشنهاد شده بود که پنجشنبه روز تعطیل رسمی اعلام شود. اما طرحی دیگر که در یکی از کمیسیون‌های مجلس نوشته شد اما به صحن راه پیدا نکرد، کاهش تعداد تعطیلات را در خود جای داده بود. در این طرح، تعطیلات مناسبتی با تغییراتی مواجه شده بود و بر این اساس ۹ روز از تعطیلات رسمی کاسته می شد. طرح دیگری که در این خصوص ارائه شده

پیشنهاد می کرد ادارات با رعایت ۴۴ ساعت کاری در هفته، پنج شنبه های آخر هفته در نیمه اول سال در تمام کشور و پنج شنبه های تمام سال در کلانشهرها تعطیل شود. البته در زمینه ساماندهی تعطیلات علاوه بر تعدادی از نمایندگان مجلس حداقل بخشهایی از دولت نیز فعال بوده اند و با لحاظ مسایل گوناگون خواستار افزودن یک روز دیگر به تعطیلات آخر هفته و به طور کلی ساماندهی تعطیلات در کشور هستند. سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، سازمان محیط‌زیست و وزارت آموزش و پرورش از جمله سازمان‌هایی هستند که تلاش سه‌جانبه‌ای را برای طرح ساماندهی تعطیلات و تصویب آن در مجلس آغاز کرده‌ و با اشاره به مزایای این طرح مدتی است خواستار اعمال آن در کشور شده اند. البته یقینا طرح ساماندهی تعطیلات نیازمند شجاعت بیشتری در میان تصمیم‌گیران در دولت و مجلس است و باید تصمیمات این‌چنینی را متناسب با نیازها و زمان پیش برد.

اما آنچه نگارنده را بر آن داشت تا به این موضوع به طور ویژه بپردازد (فارق از ارزشهای اقتصادی ناشی از مصرف بهینه انرژی و یا مسایل ترافیکی، زیست محیطی و سایر موارد که یقینا توسط متخصصان مربوطه باید مورد بررسی قرار گیرد) ارزشها و رونقی است که این افزایش روزهای تعطیل برای گردشگری داخلی و منطقه ای کشورمان ایجاد می کند. چراکه این طرح می‌تواند برای استفاده از ظرفیت‌های گردشگری کشور فضای بهتری ایجاد کند و گام بزرگی در راستای بهره‌مندی این صنعت در کشور باشد. البته در طول این سالها ما تعطیلات بدون برنامه ریزی (روزهای بین‌التعطیلین) زیادی داشته ایم که طی چند نوبت از سوی دولت تعطیل اعلام می شدند. اگرچه این نوع تعطیلات هم فرصت سفر را برای هموطنان ما فراهم می کرد ولی بسیاری از کارشناسان معتقدند که این نوع تعطیلات هزینه‌هایی را نیز برای اقتصاد ملی به دنبال داشته است. برآورد دقیقی از هزینه ای که بابت این تعطیلات به اقتصاد تحمیل می‌شود، وجود ندارد اما با تقسیم میزان تولید ناخالص داخلی کشور به روزهای فعال سال می توان برآوردی در زمینه محاسبه هزینه چنین تعطیلاتی بر اقتصاد را محاسبه کرد. ضمن اینکه از پیش مشخص نبودن چنین تعطیلاتی، امکان برنامه ریزی برای سفر را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش می داد. با این حال افزایش تعطیلات آخر هفته از یک به دو روز می تواند تاثیرات شگرفی بر حجم سفرهای کوتاه مدت داخلی داشته باشد چرا که با یک روز تعطیلی آخر هفته نمی‌توان به‌طور مناسب برای سفرهای کوتاه مدت برنامه‌ریزی کرد در حالی که با دو روز تعطیلی بسیاری از مقاصد نزدیک برای سفرهای کوتاه مدت قابل برنامه ریزی هستند. مروری کوتاه بر تعطیلی پنجشنبه های ادارات و وزارتخانه ها در تهران نشان می دهد استان های شمالی و از جمله گیلان(به ویژه پس از راه اندازی بزرگراه رشت – قزوین) چه افزایش قابل ملاحظه ای را در تعداد گردشگران روزهای پایانی هفته و به ویژه در نیمه اول سال تجربه کرده اند.

چرا که پایتخت نشینان با افزایش زمان تعطیلات به منظور بهبود سبک زندگی و افزایش انرژی و بازیابی توان خود به کررات مقاصد نسبتا میانی به لحاظ مسافت مانند گیلان را انتخاب می کنند. این مساله نقش به سزایی در متوازن سازی زمان سفر به گیلان را نیز ایفا می کند و گاه می تواند مانع از شکل گیری ازدحام های شدید در پیک تعطیلات گردد. مساله ای که استان گیلان و طبیعت بکرو شکننده اش در برخی از ایام سال به ویژه تعطیلات نوروز با آن دست به گریبانند و گردشگری نوروزی نه تنها بهره اقتصادی قابل ملاحظه ای ندارد بلکه به دلیل ازدحام و حجم انبوه گردشگر و مشکلات ناشی از آن نیاز به مدیریت بحران نیز دارد. اما فارغ از مزایای اشاره شده باید توجه داشت که در استان های گردشگر پذیری مانند گیلان افزایش زمان تعطیلات از یک به دو روز تاثیرات مثبت دیگری نیز بر چرخه صنعت گردشگری خواهد داشت. از آن جمله می توان به این نکته اشاره داشت که کاهش حجم تردد ها و مسافرت های درون شهری به واسطه تعطیلی ادارات و کارکنان مربوطه می تواند در کاهش بار ترافیکی شهرها تاثیر به سزایی داشته باشد که همین کاهش ترافیک و تسهیل در آمد و شد گردشگران به نوبه خود می تواند نقش بسیار موثری در میزان افزایش رضایتمندی آنان و تمایل بازگشت مجدد ایجاد نماید.

البته ساماندهی و افزایش تعطیلات پایان هفته مزایای اقتصادی، زیست محیطی و… نیز خواهد داشت که می طلبد با پیش گام شدن رسانه ها، بحث های کارشناسی مفصل تری در این زمینه صورت پذیرد تا ساماندهی تعطیلات و تعریف تعطیلات دو روزه آخر هفته، کم کم تبدیل به مطالبه عمومی گردد. اگرچه هم اکنون نیز این مطالبه نزد مردم و فعالان بخش خصوصی وجود دارد و بخش قابل توجهی از مدیران و مسوولان دولتی نیز بر آن تاکید دارند