حالا میهمانی و سفارش های قبل از بازی هم میل به پیروزی استقلال و پرسپولیس را کم نمی کند. ترسی وجود ندارد. تیم ها بزرگ شده اند. در اتاق تاریکِ گوشه ی حیاط هیچ چیز ترسناکی وجود ندارد.  پس از سال ها اضطراب، پس از سال ها خود خوری، پس از سال ها ترس از «هو» شدن و اخراج، استقلال و پرسپولیس دریافته اند چه کلاه گشادی سرشان رفته.

برای اولین بار در دربی هشتاد و دو چراغِ اتاق تاریک و ترسناک گوشه حیاط روشن شد. استقلال چهار دو باخت اما در پس آن هیچ اتفاقِ عجیب غریبی رخ نداد. نه قرمزها از فرط خوشحالی مَست شدند، نه آبی ها از فرط ناراحتی امنیتِ شهر را نشانه گرفتند!

 حالا باید از این شرایط خوشحال بود. کم کم همه چیز به سمت و سوی‌ اصلِ فوتبال در حرکت است، اصل فوتبال هم همین است، «برد و باخت.»  فوتبال در مسیرِ پیشرفت قرار گرفته، هواداران هم از خامی (تعصب الکی) درآمده اند و به مرز پختگی (تعادل) رسیده اند. دربی هشتاد و چهار نمای تازه ای از فوتبال در حالِ رشد بود. این بار   آبی ها پیروز بازی حیثیتی شدند. خوب بازی کردند و بردند. پسرانِ منصوریان مزد جسارت خود را گرفتند. بدون ترس، دویدن، تکل زدند و آخر سر هم خوشحال و شادمان از زمین بازی بیرون رفتند.
 در مقابل قرمزها مثل همیشه برّنده نبودند. یک ربع خوب بودند و گل زدند و تمام. بعد از چند دقیقه، هر چه از آن ها دیدیم عصبانیت بود و بی تعادلی. پرسپولیس مقهور دوندگی و شجاعت جوانان استقلال شد. با تجربه ها مقابل جوان های تازه به دوران رسیده، زانو زدند.


رفیعی مشت اول را زد اما این آبی ها بودند که ایستادند و پشت هم ضربه زدند. در دربی هشتاد و چهار پرسپولیس هم از خودش ضربه خورد و هم از حریف. باید برانکو را مقصر اصلی شکست قلمداد کرد. پروفسور 90 دقیقه ضعف تیمش را دید اما به روی مبارکش نیاورد. گویی در اتاقِ گوشه ی حیاط محبوس شده. لب خط زمزمه می کرد درست می شود، جبران می کنیم. اما نشد، جبران نکردند، شکست خوردند. باید به منصوریان تبریک گفت. استقلال تیمی شده که به هیچ وجه با استقلال چند هفته پیش قابل مقایسه نیست. تیمی که زود «وا» می داد حالا «نفسِ» تیم ها را می گیرد! بعد از سال ها ترس، حالا هر دو تیم فهمیده اند برای موفقیت و چشیدن طعم پیروزی، باید شجاع بود. ترس از شکست «تابویی» بود که حالا وجود ندارد. نه مهمانی ها جواب می دهد نه سفارش ها. استقلال و پرسپولیس هر چند دیر، اما دریافتند برای موفقیت، باید جَنم داشت. اتاق تاریک گوشه ی حیاط فوتبال که یک عمر نمادِ ترس بود و خودخوری، حالا به اتاقی تبدیل شده که نور امید را به بیرون منتقل می کند، حالا همه می دانند فوتبال جای ترسوها نیست.