به گزارش سرویس ورزشی برنا، ایرج مظفری ملی پوش اسبق تیم ملی والیبال و همچنین سرمربی سابق تیم ملی نوجوانان درباره نتایج ضعیف تیم های ملی با پیمان اکبری صحبت کرد و ناگفته های خود را بعد از مدت ها سکوت بر زبان آورد.

وی در ابتدا راجع به ناکامی تیم های دانشجویان، تیم ملی «ب»، تیم زیر 23 سال و تیم پیکان در مسابقات بین المللی با هدایت پیمان اکبری اظهار داشت: به هر حال همگان این نتایج را دیدند و جای هیچگونه صحبتی باقی نمی ماند. در مورد بقیه تیم ها صحبت خاصی ندارم اما راجع به تیم دانشجویان می خواهم صحبت کنم و از وزارت علوم سوال دارم چرا باید کسانی که در دانشگاه آزاد تحصیل می کنند در این مسابقات شرکت کنند؟ مگر این افراد بدون کنکور وارد دانشگاه نمی شوند؟ دیگر چه می خواهند؟ متاسفانه همین مسائل است که باعث می شود نتایج دور از شأن ایران در این مسابقات به دست بیاید.

ایرج مظفری در ادامه درباره پیمان اکبری گفت: می خواهم بدانم اگر پیمان فرد دیگری را جای خودش می دید، خودش هم به این گونه انتخاب ها معترض نمی شد؟ چرا خودش قبول کرد چهار تیم را در مدت زمانی کمتر از سه ماه و نیم سرمربیگری کند؟! متاسفانه منتقدین هرچه می گویند با جواب های غیرمحترمانه مسئولین فدراسیون و سرمربی تیم ملی بزرگسالان روبرو می شوند. آقای کواچ چگونه به خودش اجازه می دهد بگوید «منتقدین ابتدا فکر کنند و بعد حرف بزنند»؟ اتفاقا خود شما هستید که اول باید فکر کنید و بعد حرف بزنید! مشکل دیگر این بود که کادر آقای پیمان اکبری باشگاهی بودند و همین باعث شده بود هماهنگی لازم در این چهار تیم دیده نشود.

سرمربی سابق تیم ملی نوجوانان درباره حمایت همه جانبه داورزنی از پیمان اکبری خاطرنشان کرد:  اگر ایشان حمایت نمی کرد، باید تعجب می کردیم. به نوعی آقای داورزنی با حمایت از پیمان اکبری از خودش حمایت کرد. شما ببینید پیمان اکبری قطره قطره تبدیل به پیمان اکبری شد اما با این نتایج کارنامه کاری او لکه دار شد. حالا اکبری مدعی شده اگر بازی های دوستانه بیشتری برای او در نظر می گرفتند نتایج بهتری می گرفت. در حالی که باید در پاسخ گفت شما که اصلا در تمرینات حضور نداشتید که بخواهید بازی دوستانه داشته باشید!

مظفری در ادامه راجع به دلایل جدایی اش از تیم ملی نوجوانان، بعد از گذشت دو سال لب به سخن گشود و گفت: دوست داشتم مدتی از این اتفاقات بگذرد و بعد صحبت کنم. رفتن من از تیم ملی نوجوانان و والیبال ایران دلایل متعددی داشت؛ اولین دلیل من نگاه متفاوت مسئولین به مربی ایرانی و خارجی است. اگر من پاسپورت غیرایرانی داشتم، با من جور دیگری رفتار می کردند. من زمانی که سرمربی تیم بودم حقوقم از یک کارگر ساده هم کمتر بود و روزانه مبلغ سی و شش هزار تومان از فدراسیون دریافت می کردم در حالی که آقای ولاسکو، که البته نمی خواهم خودم را با ایشان مقایسه کنم، روزانه حدود شش میلیون تومان حقوق دریافت می کردند و شش ماه سال هم در ایران نبودند. در کنار آن هزینه های مترجم، راننده، غذا و مسکن را هم اضافه کنید. کواچ هم الان مبلغی در حدود چهار میلیون تومان از فدراسیون دریافت می کند.

بازیکن سابق تیم ملی والیبال در ادامه مهمترین دلیل جدایی اش از تیم ملی را فاش کرد: دلیل دوم این بود که احترام من و تیمم را رعایت نمی کردند. یک روز می خواستیم در سالن دوازده هزار نفری تمرین کنیم که برق را روی نوجوانان ملی پوش خاموش کردند و گفتند برای آمدن شما هماهنگی صورت نگرفته است. این اتفاق در حالی افتاد که بازیکنان من لباس عوض کرده بودند و من ده دقیقه با آنان حرف زده بودم و بعد چند دقیقه ای هم گرم کرده بودند، اگر اجازه نداشتیم پس چرا این همه وقت در سالن بودیم و این کارها را انجام دادیم؟ اما مهمترین دلیل کناره گیری من از تیم ملی والیبال چیز دیگری بود. تیم من اول تیرماه عازم مسابقات جهانی مکزیک شد. پرواز ما از تهران ساعت 11 شب بود نه 4 صبح اما حتی یک نفر از فدراسیون برای بدرقه تیم ما به فرودگاه نیامد. همچنین آقای دامغانی، کمک مربی تیم ما، که پدرش تازه فوت کرده بود به مکزیک آمد ولی در آنجا گفتند فقط یک نفر می تواند روی نیمکت بنشیند و من شرمنده او شدم و گفتم اگر جای تو بودم همین الان به ایران برمی گشتم. تیم ما باید شکست می خورد و برای همین همه کار کردند.

وی در ادامه افزود: من از فدراسیون یک بدنساز می خواستم ولی حتی از دادن بدنساز هم به من دریغ کردند. سالن وزنه می خواستم؛ به من ندادند و مجبور شدم با هزینه شخصی این کار را انجام دهم؛ در حالی که تیم های سایپا و پیکان و ... سالن وزنه داشتند. وقتی به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شدم خیلی ها فکر کردند ایرج مظفری که جدی ترین منتقد فدراسیون بود سکوت می کند اما هیچکس نمی داند پنج ماه و هفده روز خانواده ام را ندیدم و در 11 استان کشور با همه سختی هایش استعدادیابی کردیم. جواد معنوی نژاد، بازیکنی که در حال حاضر در تیم ملی ایران حضور دارد، کسی است که از همین استعدادیابی ها به والیبال ایران معرفی شد و من و همکارانم به این اتفاق افتخار می کنیم.

مظفری نسبت به محمدرضا داورزنی هم انتقادهایی داشت: از آقای داورزنی خواستم تیم نوجوانان را در قالب یک تیم باشگاهی در رقابت های دسته یک جای بدهد اما ایشان گفتند نمی توانم تیم ملی را به باشگاه ها قفل بزنم اما جالب است بعد از این اتفاق برای تیم های ارتعاشات و پیکان این کار صورت گرفت. یادم می آید در 20 روزی که در مکزیک حضور داشتیم، حتی یک بار آقای داورزنی با من تماس نگرفت و از احوالات ما باخبر نشد. من در دانشگاه شریف تحصیل کردم و آدم باهوشی هستم و اینگونه چیزها را متوجه می شوم.

مظفری از تصمیمش مبنی بر رفتن از ایران پرده برداشت: حالا تنها راهی که برای من مانده رفتن از ایران است و اینکه بروم و با پاسپورت خارجی به کشورم بازگردم و حق خودم را از والیبال بگیرم. ما والیبالی ها با دیدن سایت فدراسیون زجر می کشیم، جایی که روابط عمومی این فدراسیون همه کاره است و با لحن بد به من می گوید «چرا لیست نفرات تیمت را اول به سایت فدراسیون نداده ای؟» و من هم در جواب گفتم «شما اصلا سراغی از تیم من تا به حال گرفته اید که از من لیست می خواهید؟» سایت فدراسیون وقتی باخت های تیم ملی را ماست مالی می کند به نوعی خود آقای داورزنی را تخریب می کند. متاسفم برای صدا و سیما که کارشناسانش را با اجازه فدراسیون والیبال انتخاب می کند. چرا هیچکس در این مساله دخالت نمی کند و این مشکلات را ریشه یابی نمی کند. منتظر آن روزی هستم که پیمان اکبری، بهروز عطایی و کسانی امثال این افراد که با دانش هستند در کنار کواچ در تیم ملی بزرگسالان حضور داشته باشند و شاهد آن نباشیم که آقای چورا، کمک مربی کواچ، به مدت دو سال نتواند روی نیمکت تیم ملی بنشیند؛ به این دلیل که مدرک مربیگری بین المللی ندارد!

مظفری در انتها اذعان کرد: من آقای داورزنی را دوست دارم. ایشان والیبال ما را به دنیا شناساند و به جایگاه بانوان والیبالیست شخصیت بخشید اما ما هنوز هم می توانیم پیشرفت کنیم. والیبال ایران حرف های بیشتری برای گفتن دارد. چرا باید فقط دو ملی پوش سابق در فدراسیون مشغول کار باشند؟ چرا آقای منظمی که مدیر تیم بزرگسالان است باید با تیم نوجوانان به آرژانتین برود؟ خواهش می کنم وزارت ورزش به امور والیبال ورود کند و کمیته ای فنی برای ریشه یابی مشکلات آن درست کند و در انتها من، ایرج مظفری ساطور برنده والیبال هستم اما به من خیار و گوجه هم ندادند که پوست بکنم. از کواچ بهتر بلدم انگلیسی حرف بزنم ولی به من اجازه کار ندادند چون پاسپورت خارجی ندارم.