نرجس امام قلی نژاد بانوی آملی کشورمان که موفق شد در بازیهای آسیایی اینچئون دو مدال نقره را برای ایران به ارمغان بیاورد با حضور در خبرگزاری برنا مصاحبه ای را انجام داد که در ادامه می خوانید:

*به عنوان سوال نخست، تیراندازی را چه زمانی و چه طور آغاز کردید؟

سال 85 تیراندازی را برای تفریح آغاز کردم و نگاه حرفه ای به آن نداشتم، اما با گذشت زمان به این رشته علاقمند شدم و تصمیم گرفتم دیگر آنرا رها نکنم و در سطح قهرمانی به آن بپردازم.

*می‌توان گفت، تیراندازی یک رشته مردانه است؟

دو حالت وجود دارد. یک نوع تیراندازی داریم که برای تفریح و شکار است و بیش تر آقایان به سمت آن می روند. حالت دوم همین تیراندازی در حوزه ورزش است که به نظرم اصلا نمی تواند مختص مردان باشد و اتفاقا تیراندازی به اهداف ثابت به ایجاد تمرکز کمک می کند و خانم ها کلا از تمرکز بالاتری نسبت به اقایان برخوردارند.

*وقتی تیراندازی را شروع کردید، همچنین روزی را برای خودتان تصور کرده بودید؟

سوال خیلی خوبی پرسیدید. اجازه بدهید خاطره ای برایتان تعریف کنم. از همان سال 85 از مدیر سالنی که در آنجا تیراندازی می کردم پرسیدم می توانم به المپیک لندن برسم و آن آقا به حرف من خندید. و چند سال بعد موفق شدم در المپیک لندن حضور پیدا کنم. انسان وقتی می خواهد به یک چیزی برسد، می تواند با تلاش و توکل به آن برسد و این اتفاق برای من افتاد. الان وقتی دفتر خاطرات 6،7 سال پیش خودم را می خوانم می بینم که در آن نوشته بودم دوست دارم در المپیک حضور پیدا کنم. یک جمله ای را در دفتر خاطراتم نوشته بودم که اینطور نوشته بودم: من می خواهم در مسابقات لیگ استانی مدال طلا بگیرم و از آن جا به لیگ کشوری و بعد به تیم ملی دعوت شوم و مدال کسب کنم.

*در آن سن و سال معمولا دخترها به چیزهای دیگری فکر می‌کنند و دنبال تفریح کردن هستند. چرا شما این طور نبودید؟

پدر و مادرم در زندگیشان انسان های هدف داری هستند. مخصوصا مادرم دیسیپلین خاصی دارد و اجازه نمی دهد لحظه ای از زندگی خودش و ما به بطالت بگذرد. شاید این مهم ترین دلیل این امری باشد که شما می گویید.

*پس در اوقات فراغتتان چه کار می‌کنید؟

من شعر هم می گویم. کتاب خواندن هم از دیگر تفریح های من هست که با آن وقت خودم را پر می کنم.

*به نظر شما شعر و تیراندازی با هم سنخیت دارد؟

تیراندازی رشته لطیفی است و کوچکترین ضربه به روح، رعشه در روح تیراندازی به وجود می آورد.

*شما همان طور که گفتید سال 85 تیراندازی را آغاز کردید و یک جورایی صف شکن بودید و باعث شد بعد از شما بانوان استقبال بیش تری از تیراندازی به عمل بیاورند؟

البته کسانی قبل از من بودند که این رشته را دنبال می کردند. من سال 89 به تیم ملی دعوت شدم. آن زمان به جز من خانم احمدی و جان بزرگ هم حضور داشتند و بعد از آن کم کم بچه های دیگر اضافه شدند.

*به نظر تیراندازی خیلی به کسب مدال‌های جهانی نزدیک شده و می‌توان دیگر روی مدال آوری این رشته هم حساب کنیم؟

همیشه این را گفته ام که در آسیا یا ما مدال می گیریم یا چین و هند. یک جورایی برگزاری اردوهای خارجی و شرکت در مسابقات بین المللی بازی ها را برای ما آسان تر کرده و استرس ما را حسابی کاهش داده است. ما چند وقت پیش به آلمان اعزام داشتیم و من ششم شدم. به مدال خیلی نزدیک شده بودم. بعد از آن دچار مصدومیت شدم و 2 ماه از میادین دور بودم و به همین دلیل افت محسوسی داشتم. اما می خواستم هر طور شده در بازی های آسیایی شرکت کنم و مدال بگیرم که همین طور هم شد و موفق شدم در اینچئون دو نقره را برای کشور عزیزم به ارمغان بیاورم.

*شما در بازیهای آسیایی گوانگژو هم حضور داشتید. از آن مسابقات برای ما بگویید؟

در قسمت انفرادی، امید خیلی زیادی به خودم داشتم. می خواستم خودم را ثابت کنم ولی با بی تجربگی دو نمره از دست دادم و مدال از چنگم پرید. ما در آن مسابقات 3 شرکت کننده داشتیم که هر سه به فینال رسیدیم و این باعث تعجب حضار و تیم های حاضر در مسابقه بود، چون فقط چین سه نماینده اش به فینال رفته بودند.

*نقش مربی در این لحظات چیست؟ نمی‌توانست استرس شما را کنترل کند؟

مربی بسیار تاثیر گذار است اما ما بحثی را در ورزش های انفرادی داریم، به نام سلف کوچینگ. یعنی خود ورزشکار خودش و استرسش را کنترل کند.

*برسیم به شب مسابقه شما در اینچئون؟

شب عجیبی بود. روانشناس تیم ما با من صحبت می کردند. حرف های ایشان بسیار آرامش بخش بود. آقای سوچک هم گفت، مدال نقره شما قطعی است و هر کار اضافه ای انجام دهید برای خودتان انجام دادید. روز مسابقه فوق العاده استرس داشتم و ناخوداگاه شروع به صلوات فرستادن کردم و کمی آرام شدم. راند اول و دوم خیلی خوب بودم. با خودم عهد کرده بودم تا تیر سی ام به تابلوی نتایج نگاه نکنم. وقتی جدول را دیدم متوجه شدم اوضاع خوب است و فقط خودم را کنترل کردم. در انتها هم موفق شدم مدال نقره را برای کشورم به دست بیاورم.

*در سالن مسابقات کسی انتظار کسب دو مدال طلا و نقره را از شما داشت؟

برای مسابقه فینال همه می گفتند، طلا و نقره مال شماست. اما خودم فکر می کردم برنز می گیرم. 3 روز اول مسابقات هیچ مدالی نگرفته بودیم و همین کار ما را سخت کرده بود که خدارا شکر سربلند بیرون آمدیم. قبل از اعزام آقای خیابانی در برنامه تلویزیونیشان به ما گفتند، تیراندازی یک رشته درجه دو به حساب می آید و این برای من خیلی سنگین تمام شد. همان جا به آقای خیابانی گفتم بعد از مسابقات مدال طلا را روی میزتان می گذارم. بعد از کسب مدال آقای خیابانی با من تماس گرفت و دلجویی کرد و تبریک گفت.

*درباره مربی تان، سوچک توضیح بدهید. به نظر مربی متعصب و دوست داشتنی می‌رسد؟

در جریان مسابقات یک سری ناداوری ها صورت گرفت که داشت به ضر ما تمام می شد. سوچک خیلی عصبانی شده بود و حرص و جوش می خورد. او خیلی به ایران تعصب دارد و اطلاعاتی از تاریخ ایران دارد که حتی خود ما هم نمی دانستیم.

*میزبانی کره‌ای‌ها چه طور بود؟

افتضاح بود. ما در یک ساختمان 30 طبقه ای ساکن بودیم که فقط یک آسانسور داشت و کلا 10 نفر در آن جا می شدند و یکی دو بار هم خراب شد و ما مجبور بودیم با پله ها تا طبقه بیست و هشتم بالا برویم. در مورد غذاها هم که بهتر است صحبت نکنم. میزبانی کره ای ها با چین اصلا قابل قیاس نبود و 20% درصد گوانگژو هم امکانات نداشتند.

*استقبال مردم آمل از شما چه طور بود؟

استقبال خیلی خوبی به عمل آمد. از مردم آمل تشکر می کنم. مسئولین هم طی مراسمی 8 سکه طلا جایزه دادند که از همه این عزیزان هم تشکر می کنم.

*حرف پایانی؟

از پدر و مادر و خانواده ام تشکر می کنم که همیشه من را حمایت کردند. همچنین از وزیر ورزش و مسئولان کمیته ملی المپیک تشکر می کنم. ان شا... به تیراندازی بانوان نگاه ویژه تری شود.