به گزارش سرویس ورزشی برنا، نماینده شایسته فوتبال ایران در قاره سبز حالا اوست. ستاره ای که اخبار درخشش او در لیگ ایران بدل به یک موتیف تکراری شده که هر هفته ما را به حظ بی نهایتی میهمان می کند. جوان اول فوتبال ایران در یک از آکادمیک ترین لیگ های دنیا خوش می درخشد و بدل به نگین انگشتری فوتبال ایران شده. برای او سال 93 یک سال درخشان بود. بازیکن سال ژوپیلرلیگ هلند شد، در جام جهانی خوش درخشید و در جام ملت ها نیز در ترکیب در تیم ایران به میدان رفت. علیرضا جهانبخش در گفتگو مفصل با برنا درباره سال 93 و فراز و فرودهایش صحبت می کند.

*در این یک سال اخیر پیشرفت بسیار خوبی داشتی. ستاره ژوپیلرلیگ شدی، در جام جهانی به میدان رفتی، در جام ملت ها بازی کردی...

هنوز خودم را موفق نمی دانم. اگر موفقیتی به دست آمده لطف خدا و بعد دعای خیر پدر ومادرم بوده است. از طرفی من  هم برای امروزم خیلی زحمت کشیدم. از نوجوانی از خانواده ام دور بودم. برای یک بچه 14-15ساله دور بودن از خانواده مشکلات خاص خودش را دارد. اما چون هدف داشتم همه این سختی ها را تحمل کردم. خیلی خوب و منظم تمرین کردم. امروز هم تازه در اول راه هستم.

 *در امسال مهمترین اتفاق جام جهانی بود. جام خوبی برای تو بود و حسابی چهره شدی...

قبل از جام جهانی اردوهای بسیار خوبی را پشت سر گذاشتیم و من آمادگی‌ام را به خوبی نشان دادم. بعد از پایان اردوها نیز به عنوان جوانترین بازیکن تیم ملی راهی جام جهانی شدم که توانستم پیراهن تیم ملی را در این تورنمنت بزرگ به تن کنم. این موضوع برای من افتخار بزرگی محسوب می‌شد و بزرگترین محکی بود که خوردم. مقابل بازیکنان بزرگ دنیا بازی کردم و این موضوع به من خیلی مسائل را یاد داد. من در بازی با آرژانتین و بوسنی با بازیکنان بزرگ دنیا روبه‌رو شدم. بازی مقابل آنها به من ثابت کرد، می‌توانم با تلاش در سطحی بازی کنم که بازیکنان آرژانتین و بوسنی هستند. این تجربه‌ام را به نایمخن هم منتقل کردم و البته در باشگاه نیز نگاه‌ها نسبت به من تغییر کرده بود. انتظار از من بیشتر شده بود، چون بازیکنی بودم که از جام جهانی برگشته‌ام.

*چند ماه بعد از جام جهانی، به جام ملت ها رفتیم. اما برخلاف همه انتظارات باز هم ناکام بودیم. حذف در مرحله یک چهارم مثل دو دوره قبل. در حالیکه همه به این تیم خیلی امیدوار بودند؟

بله. متاسفانه داور درآن بازی با اشتباهاتی که انجام داد باعث باخت ما شد. اخراج مهرداد پولادی و 10نفره شدن ما در حالیکه با یک گل پیش بودیم. اگر داورآن اشتباه  را نمی کرد ما درنیمه دوم یکی دو گل دیگر هم به آنها می زدیم. حق ما بود که به نیم نهایی برسیم مطمئن باشید اگر این اتفاق می افتد، تا فینال را هم می رسیدیم. در بازی با عراق پیش افتادیم اما ضربات پنالتی 50-50 است. کادر فنی از بازیکنان خواستند تا تمام تلاش شان را بکنند. حق مان بود که مقابل کره بازی کنیم. البته وقتی شنیدم جمعیت زیادی بای استقبال از تیم ملی به فرودگاه آمدند و اکثر اهالی فوتبال هم از عملکرد بچه ها رضایت دارند، خوشحال شدم. امیدوارم در مسابقات بعدی بتوانیم دلشان را شاد کنیم. ضمن اینکه از حضور آقای فغانی در بازی فینال به عنوان داور خیلی خوشحال شدم.

*در جام جهانی بیشتر به چشم آمدی اما در جام ملت ها مثل همیشه نبودی. خیلی ها آن را به پستی که بازی می کردی نسبت دادند؟

کلیشه ای حرف نمی زنم اما حضور در تیم ملی بزرگترین افتخارم است و هر جا که مربی صلاح بداند بازی می کنم. پست اصلی من بال چپ و راست است اما هر جا که بتوانم برای تیم ملی مثمر ثمر باشم دریغ نمی کنم و تمام انرژی ام را برای موفقیت صرف می کنم.  

*از شرایطت در نایمخن راضی هستی؟

بله اینجا خیلی خوب تمرین می کنم. هوادران هم هرجا مرا می بینند محبت می کنند. فعلا ادامه می دهیم تا ببینیم در آینده خدا چه می خواهد.

*همه منتظر بودند که در نیم فصل و نقل و انتقالات ژانویه نایمخن را ترک کنی و به یک باشگاه بزرگتر بروی اما در عمل این اتفاق رخ نداد؟

قاعدتا اینکه یک بازیکن بین بازیکنان تاثیرگذار تیمش باشد اتفاق فوق العاده ای است اما من ماندم، در حالی که می توانستم بروم. بازی در لیگ برتر هلند و یکی از تیمهای بالای جدولی می توانست باعث پیشرفتم شود اما معتقدم از اینکه ماندم، ضرر نکردم.

*فکر نمی کنی تصمیمت اشتباه بود؟

نه، چون در نایمخن شرایط ایده الی داشتم و از وضعیت این باشگاه آگاه بودم، نیازی نداشتم که خودم را با شرایط جدید و تیمی جدید وفق بدهم. اینجا راحت بودم اما اگر به تیمی دیگر می رفتم چند ماه  طول می کشید تا با جو آن تیم آشنا شوم. پس آنچنان ضرر نکردم، فقط زمان پیشرفتم کمی عقب افتاد که امیدوارم با عملکردی که این فصل ارائه می دهم بتوانم جبران کنم و در سالهای آینده به تیمی بهتر بروم.

*بارها در مورد پیشنهادهایت اخبار ضد و نقیضی شنیده شده اما شفاف بگو از کدام تیمها پیشنهاد رسمی داشتی؟ واقعا پیشنهادهای جدی را کدام تیمها به تو دادند؟

خرونینخن و هیرنوین که قطعی بود و حتی تا روز آخر نقل و انتقالات تابستانی دنبال رضایت نامه ام بودند اما نایمخن راضی نشد که مرا حتی با دریافت دو میلیون یورو از دست بدهد. باشگاه هایی هم که صحبت کرده و مراحل مقدماتی مذاکره را پشت سر گذاشته بودند توئنته و آزد آلکمار بودند. این چهار تا پیشنهاد از هلند بود. چند پیشنهاد از روسیه، قطر و امارات هم به دستم رسید اما تصمیمی برای رفتن به این کشورها نداشتم.

*قبل از جام جهانی صحبت از علاقه منچستر یونایتد به تو بود. آن پیشنهاد چقدر جدی بود؟

علاقه منچستر به من بیشتر در حد حرف بود و اینکه من می توانم یکی از گزینه های خرید این باشگاه بزرگ باشم. انتشار چنین خبری می توانست برای من مثبت باشد اما هیچ گاه کار به پیشنهاد رسمی و مذاکره رو در رو نرسید.

*بعد از جام جهانی بسیاری از ستاره های ایران راهی کشورهای حاشیه خلیج فارس شدند. اگر پیشنهاد کلان از قطر یا کویت داشتی مثل دژآگه و قوچان‌نژاد به این پیشنهادها جواب مثبت می‌دادی؟

در این شرایط نه. چون شرایط فرق می کند. اولا اینکه من معتقدم باید به انتخاب بچه ها احترام گذاشت. هر کسی نسبت به شرایطی که دارد بهترین تصمیم را برای آینده فوتبالی اش می گیرد و رضا و اشکان هم از این قاعده مستثنی نیستند. شرایط آنها با من خیلی فرق می کرد. من تازه به اروپا آمده ام و پیشرفت و رفتن به تیمهای بزرگ از اهداف اصلی ام است. شاید آنها نیاز داشتند که در این شرایط به بحث مالی قرارداد هم فکر کنند، بازی در اروپا را رها و به تیمهای عربی بروند. البته این طرز فکر بچه هاست و باید به آن احترام گذاشت اما من اگر همین الان از کشورهای عربی پیشنهاد داشته باشم هرگز قبول نمی کنم. کمااینکه در نقل و انتقالات از تیمهای قطری و اماراتی پیشنهاد داشتم اما ترجیح دادم که در اروپا بمانم و برای نایمخن بازی کنم.

*تفاوت‌های فوتبال باشگاهی ما با لیگ هلند را چطور ارزیابی می کنی؟

در فوتبال هلند دغدغه امکانات، زمین و چیزهایی که می‌تواند به یک فوتبالیست کمک کند واقعاً وجود ندارد. ولی خُب متاسفانه ما تعداد زمین های خوب  درفوتبال ما زیاد نیست. فوتبال هلند به خاطر آکادمی‌هایی که دارد، خیلی متفاوت است. به همین خاطر می‌تواند روی رشد بازیکن‌ها خیلی تأثیر داشته باشد و خیلی از لیگ‌های اروپا به فوتبال هلند نگاه ویژه‌ای دارند.اینها دوست دارند فوتبال را به بازیکن‌ها یاد بدهند. یعنی از همین اول بازیکن خودش بتواند فوتبال را بپروراند، بتواند فوتبال را در وجود خودش یاد بگیرد. بعد بتواند آن چیزهایی را که در زمین یاد می‌گیرد، واقعاً عملی کند. به‌خاطر همین است که مربی‌ها به تک تک بازیکن‌ها می‌گویند که چه کارهایی را انجام دهند.

*سقف آرزویت کجاست؟

اهداف بزرگی دارم ولی نمی خواهم یک شبه به این اهداف برسم. دوست دارم کم کم و پله به پله این مسیر را طی کنم. من فقط به پیشرفت فکر می کنم. به همین دلیل هیچ وقت سقف نهایی را برای خودم مشخص نمی کنم. حتی اگر به بزرگترین تیمهای دنیا هم راه پیدا کنم باز هم به رده های بالاتر نگاه می کنم. البته اینها هیچکدام بدون تلاش، تمرین سخت و منظم میسر نخواهد شد. همه ورزشکاران موفق برای رسیدن به موفقیت سختی کشیده اند و موفقیت هیچوقت آسان به دست نمی آید. رفتن به تیمهای بزرگ اروپایی آرزویم است اما دلم می خواهد که آهسته آهسته قدم بردارم.