به گزارش خبرگزاری برنا، شهید سیاح طاهری پس از دوران دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف فرهنگی در ترویج فرهنگ غنی دفاع مقدس کوشید و اقدامات مؤثری را در این راه، از جمله ایجاد موزه دفاع مقدس آبادان و برگزاری یادواره‌های شهدا و عملیات‌های جنگ تحمیلی به انجام رسانید. اشتیاق شدید وی به خدمت و شهادت در راه خدا سبب شد با مورد تهدید قرار گرفتن حرم اهل‌بیت(ع) در سوریه، به صف جهاد بر علیه گروه های تکفیری و ضداسلام در مسئولیت مستشاری بپیوندد و روز چهارشنبه 23 دی ماه پس از سال ها صبر و بی‌تابی در پیوستن به هم‌رزمان شهیدش به شهادت رسید.

محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری در خصوص شخصیت شهید سیاح طاهری گفت: آشنایی ما برمی‌گردد به زمان فعالیت‌های ایشان با آقای حبیب احمدزاده. از سال‌ها پیش که این دوستان در خصوص نیازهای آبادان و خرمشهر کار می‌کردند بنده ایشان را دیده بودم. اولین بار هم در خود آبادان که با دو سه نفر برای گرامیداشت پنجم مهر رفته بودیم با شهید سعید سیاح‌طاهری آشنا شدم؛ زمانی که بنده مسئول دفتر مقاومت و ادبیات حوزه هنری بودم حدود هشت یا نه سال پیش. ولی فکر می‌کنم با آقازاده‌هایشان پیش از این ها ‌آشنا بودم.

 

وی ادامه داد: یکی از ویژگی‌های ایشان این بود که به کارهای فرهنگی اعتقاد داشت و آن را در مسائل تأثیرگذار می‌دانست. با وجود اینکه ایشان خودش در حوزه‌های هنری دارای رتبه و درجه بالایی بود اما در حوزه فرهنگ واقعاً عنوان یک نیروی تدارکاتی و پشتیبان که در خدمت دوستان بود فعالیت می‌کرد. بیشتر کارهایی کرد که آن کارها نمود پیدا کرد. از ابتدا هم برنامه‌ها و کارهایشان برای بچه‌های آبادان و خرمشهر بود. آ‌بادانی که روزگاری 21 سینما داشته ولی الان یک دانه هم ندارد. بالاخره چون ایشان خودشان به خوبی مناطق جنوب را می‌شناخت سعی می‌کرد کمبودها و کم‌کاری‌های دیگران را یک جور با برنامه‌های مردمی و خودجوشی که خودش اجرا می‌کرد جبران کند. از جمله آن‌ها برگزاری مراسم پنجم مهر بود. روزی که حصر آبادان شکسته شد. بالاخره خیلی از مردم به یاد این روزها نبودند و توجهی به آن نداشتند اما با تلاش خیلی زیاد و با کار طاقت‌فرسا زحمت می‌کشید و این مراسم را برگزار می‌کرد. هنرمندان مشهور کشور را دعوت می‌کرد و حتی فراتر از کشور.

 

رئیس حوزه هنری ضمن اشاره به خاطره‌ای از شهید طاهری بیان کرد: یادم است در یکی از مراسم‌ها سه نفر از برجسته‌های حوزه رسانه‌ای و فعال بین‌المللی را دعوت کرده بود. یکی از آن هایی که دعوت کرده بود نماینده مجلس عوام انگلیس بود. افراد برجسته‌ای که به غرب انتقاد دارند. خب بالاخره دعوت این مهمانان کار خیلی راحتی نیست. از آن طرف سعی می‌کرد برای خود مردم آبادان برنامه‌های متنوعی داشته باشد و آن ها را با افتخارات کشورشان آشنا کند. مثلاً در همین سال‌ها بود که موفق شد دوباره یاد شهید دریاقلی را که فراموش شده بود، دوباره در اذهان مردم زنده کنند و او را به عنوان یک قهرمان در کشور مطرح سازد. خوشبختانه می‌دانید که الان معرفی شهید دریاقلی در کتاب‌های درسی بچه‌ها راه یافته و ایشان که از همان اوایل دیگر فراموش شده بود دوباره یادش به اذهان عمومی بازگشت.

 

وی فعالیت‌های شهید طاهری را ناشی از اعتقاد ایشان عنوان کرد و گفت: از جمله کارهای دیگر ایشان معرفی و راه‌اندازی جشنواره فیلم‌های دفاع مقدس برای اکران و نمایش آن‌ها برای دانش‌آموزان مناطق محروم کشور بوده است. یا زمانی که زلزله آذربایجان پیش آمد در یک اقدام هوشمندانه به آنجا رفت و حدود یک ماه در آنجا مستقر شد. می‌گویم اقدام هوشمندانه به این دلیل که معمولاً وقتی یک اتفاق یا حادثه‌ای مثل زلزله پیش می‌آید آن کسانی که خیلی زود فراموش می‌شوند، بچه‌ها هستند. همه توجه‌ها به بزرگ‌ترها است در حالی که بچه‌ها بیشتر از همه آسیب دیدند. این شهید بزرگوار محور و در حقیقت پشتیبان‌ این کار بود. یک عده‌ به همراه یک سری از هنرمندان رفتند و در این یک ماهی که آنجا بودند برای بیش از 48000 دانش‌آموز آذربایجانی روستاهای اطراف مناطق زلزله‌زده فیلم پخش کنند و برنامه‌های شاد و جذابی برایشان اجرا کنند. خب این کار خیلی سختی بود. بنده شنیدم همان موقع‌ ایشان برای اینکه بچه‌های یک روستای صعب‌العبور را برای دیدن فیلم بیاورد که سه نفر هم بیشتر نبودند خودش رفته بود و آن ها را به همراه معلمشان آورده بود. تا این حد این شخصیت بزرگوار به کارش اعتقاد داشت.

مومنی‌شریف ادامه داد: شهید طاهری در بقیه کارهایش هم به همین شکل بود. اعتقاد داشت که باید کارهای باکیفیت و با قیمت ارزان و برای تعداد مخاطب بیشتر طراحی شود. ایشان واقعاً یک الگوی مناسب برای همه دوستان جبهه فرهنگی انقلاب هست.

رئیس حوزه هنری در پایان گفت: شهید طاهری اولاً خودش را نمی‌دید که متأسفانه خیلی از ما این‌طوری نیستیم. دوماً در کارش خیلی اخلاص داشت. از طرفی هم چون روزهای خیلی سخت جنگ را به خوبی درک و حس کرده بود، عرصه فرهنگ و کار فرهنگی را بسیار جدی می‌دید و با اعتقاد در آن کار می‌کرد.