*گفت و گو را از آنجا شروع کنیم که چه شد ، این سه قصه ،داستان های  اولین فیلم بلند شما را به خود اختصاص داد ، قصه هایی از زندگی سه زوج در دادگاه و چقدر روایت مستند دارند و یا تا چه میزان امکان دارد میان  اخبار حوادث روزنامه ها بودند و توجه شما را به خود جلب کردند و به نوشتن از آنها پرداختید و فیلمنامه شدو الان فیلم ؟

_قبل از اینکه اپیزود اول این فیلم را بنویسم خیلی پیگیر اخبار حوادث بودم ،  خبرهای دادگاه های خانواده را می خواندم و اما برای اینکه بتوانم مستند تر به روایت زندگی ها نزدیک باشم تا  از آنها بنویسم مدتی به عنوان خبرنگار سرویس حوادث همشهری با هماهنگی  دبیر حوادث آن روزنامه به دادگاه خانواده می رفتم،  آنجا داستان های حقیقی زوج های جوان  به طلاق رسیده ،جرقه نوشتن داستانی برای ساخت یک فیلم شد ، اول قرار بود یک فیلم کوتاه باشد ،ولی در ادامه به یک فیلم سه اپیزودی رسید.

*کدام از اپیزود ها به قصه حقیقی یک زوج واقعی که پیوندشان به دادگاه خانواده رسیده بود نزدیک است ؟

_ همان روزها که دادگاه خانواده می رفتم ، یک پرونده توجه ام را بیشتر از همه جلب کرد ، مردی بود که به دادگاه مراجعه کرده بود ، می گفت همسرش اورا کتک می زند ، همسری که یکسالی می شد خانه را ترک کرده و در روزهای دادگاه هم حضوری نداشت ، قاضی قبل از اینکه تحت تاثیر حرف مرد که مدعی رفتار خشن از سوی همسرش بود  قرار گیرد از او پرسید :«قبل از اینکه همسرت خشن شود تو دست بزن برروی داشتی ؟» و مرد سکوت کرد و از جواب باز ماند . سرانجام آن پرونده ، مشابه قصه فیلم من نیست ولی جرقه ای شد برای شکل گیری فیلمنامه اولین اپیزود فیلم «گواهی ».

*بازیگران اپیزود اول چه کسانی هستند؟

_پریناز طیب و مزدک رستمی

*گفتید که قرار بود این فیلم کوتاه باشد چه شد که از یک اپیزود به سه اپیزود رسید و فیلم بلند شد ؟

_تمام گروه که در اپیزود اول با من کار کردند بسیار دوستانه آمدند ،با تمام توان هنری خود همراه شدند و تلاش در خوب شدن فیلم داشتند، وقتی فیلم ساخته شد، چند نفر از اساتید درشاخه های مختلف سینمایی آن را دیدند، نظرشان اساتید این بود که فیلم اثری خوش ساختار با قصه ای خوب پرداخت شده است ، همین حس خوبی که از نظرات آنها منتقل شدمرا  به این تصمیم رساند که خود را در ساخت فیلم بلند نیز به امتحان بگذارم. آن زمان تنها  یک طرح اولیه برای نوشتن   اپیزود دوم در ذهن داشتم ، وقتی ساخت فیلم بلند قطعی شد ،شروع به نوشتن کردم و در ادامه ساخت اپیزود دوم آغاز شد.

*لوکیشن هر سه اپیزود یک مکان بود ؟

*نه ! دو اپیزود در  سرای محله ای واقع  در منطقه 13 تهران بود و بخش سوم که این روزها در حال ضبط آن هستیم در خانه ای قدیمی در دروازه غار است.

*بازیگران اپیزود دوم چه کسانی هستندو یک کوتاه از قصه آن بگویید؟

_ساخت اپیزود دوم مراحل سخت تری را طی کرد ، شاید برای اینکه وسواس بیشتری برای بهتر شدن بخش دوم از اپیزود اول گرفته بودم ، 6 ماه طول کشید تا بازیگرها انتخاب شدند .در مسیر انتخاب بازیگران ،چند بازیگر آمدند و تمرین کردند ،ولی نشد که به حس فیلم نزدیک شوند و رفتند تا در نهایت به یک نابازیگر درنقش زن قصه رسیدم ،البته نابازیگر صرف هم نبود ،  تجربه بازیگری برای شبکه خانگی هم داشت ، بازیگری که درکنار  چهره ای که   نزدیک به کارآکتر فیلم داشت ،نوع بیان مناسبی برای ایفای نقش یک زن آنالوگ  ارائه کرد .

*زنی آنالوگ ؟

_بله ، باید نقش زنی جوان که از دنیای دیجتیال هیچ نمی داند بازی می کرد ، زنی که همین دوری از این دنیا ،در روزگار امروز ،مشکلاتی برای زندگی مشترکش  ایجاد کرده بود. بازیگران این اپیزود مهدی حسینی نیا ، هانیه سعیدی و بهاره ریاحی هستند. این روزها هم در حال ضبط اپیزود سوم با بازی پوریا قاسمی پور و بهاره ریاحی والبته حمید رضا نیک دل هستیم که وی در سه اپیزود نقش قاضی را ایفا می کند.

photo_2015-10-12_14-08-21

*بهاره ریاحی در دو اپیزود بازی کرده است ؟

_بله! در اپیزود دوم نقش وکیل را بازی می کند و در اپیزود سوم خود درگیراختلاف با همسرش که نقش آن را پوریا قاسمی پور بازی می کند می شود ، اختلافی که زندگی مشترک آنها را  به دادگاه خانواده و طلاق و جدایی می کشد.

*و قصه اپیزود سوم ؟

_از زوجی می گوید  که چند ماه از ازدواجشان نگذشته به سردی و بی تفاوتی می رسند ، در پی آن تصمیم می گیرند مدتی کوتاه از هم دور باشند تا به احساس عمیق قبلی خود بازگردند اما دراین مدت دوری اتفاقاتی رخ می دهد که آنها را دادگاه خانواده می رساند ، زوجی که میان اشک و لبخند از هم جدا می شوند.

photo_2015-10-12_14-09-28

*قصه های شما از طلاق می گوید ، داستان جدایی زوج ها سال هااست  ،روایت خیلی از فیلم های  ژآنر اجتماعی سینما را به خود اختصاص داده است ، شما به این روایتگویی زیاد هم از آن گفته شده ،چه نگاه تازه ای دراین فیلم دارید که برای مخاطب دور از کهنگی و لبریز از تازگی و توجه و دوست داشتن در پردازش آن باشد؟

_خیلی وقت است طلاق و جدایی جای خود را در فیلم های سینمایی پیدا کرده اند ، شاید به خاطر آمار آن در جامعه است که کم نیست .گفتم که مدتی به دادگاه  می رفتم تا از آنچه زوج های این روزها را  به دادگاه خانواده می کشد بدانم ، آنجا بود که متوجه شدم ، بسیاری از فیلم هایی که از طلاق دیدیم اصلا نزدیکی به واقعیت آنچه در دادگاه های خانواده و اختلافات همسران جوان امروزی دارد ،ندارند . به عنوان یک آدم عادی که به دادگاه رفت و آمد داشتم  و نظاره گر ماجرا ها بودم ،قضاوتم این است ، مردها مقصر بالای 90 درصد از طلاق ها هستند، حتی اگر زن ها تقاضای جدایی بدهند .ولی ده درصدی که به زن ها برمی گردد به شدت در حال افزایش است ، زن هایی که به دنبال آزادی هستند ، آن دسته از بانوان که تمایل ندارند به کسی پاسخگو باشندو نوع فضای اجتماعی که در دنیای زنان تغییریافته است و این در طبقه متوسط رو به بالا  جامعه بیشتر دیده می شود ،از آن سو هم   مرد ها خیلی زود سرد می شوند ،در پی آن بعضی از مردان  شروع به شیطنت می کنند، بعضی ها هم نه !، زندگی را ادامه می دهند ولی رابطه آن رابطه ای نیست که باید باشد و باز به جدایی می کشد .و اما از نه نه قمر تا مادام کوری زن ها دنبال یک پشت گرم هستند که بتوانند به آن تکیه کنند، بخاطر همین است که می گویم مقصر 90 درصد طلاق ها مردها هستند، مردهایی که یا سرد می شوند یا نمی توانند یک رابطه درست را ادامه دهد باعث کشیده شدن سرنوشت یک زندگی مشترک به طلاق می شوند .  درخاتمه پاسخ به این سوال باید بگویم ،زاویه دیدم به طلاق واقعیت است ، همان که در دادگاه ها مستند دیدم .خیلی تلاش نکردم قصه های را تعریف کنم تا دراماتیک باشند، سعی کردم آنچه را که دیدم  روایت کنم .

*بازیگران این اثر چگونه انتخاب شدند؟ انتخاب آنها بیشتر برگرفته از چه بود ؟

_خیلی به تماشای تئاتر می روم و زمان زیادی را صرف دیدن فیلم کوتاه می کنم وبعد از میان آن بازی ها ،آدم ها را دعوت می کنم ، باهم درمورد نقش گپ می زنیم ، بسیار معتقدم که بازیگر را باید از لحن وی برای نقش انتخاب کرد ، اگر احساس کنم ، بازیگر آن لحنی که موقع نوشتار فیلمنامه به آن فکر کردم  شبیه دارد،  انتخابش می کنم.

*فکر می کنید باحضور «گواهی » در جشنواره ای مثل فجر چه اتفاقی برای این اثر بیافتد و داوران چه نگاهی به آن خواهند داشت ؟

_مدت هاست به این نتیجه رسیده ام ، نتیجه ای که  امید دارم به باور نرسد و آن اینکه آثار سینمایی ایران یا باید نام افراد چهره شده را همراه داشته باشد تا دیده شود یا در جشنواره های خارجی اول بدرخشد تا اساتید داور و منتقد داخلی هم نگاه قابل تامل ، دقیق تر و باتوجه تری به فیلم داشته باشند ، فیلم های بسیار خوبی در سینمای ما ساخته می شود که در بی چهره بودن ها گم شده از توجه جا می مانند.به جای اینکه امید داشته باشم فیلمم در جشنواره داخلی دیده شود باید امید داشته باشم در فستیوال های خارجی دیده شود تا با دیده شدن در جشنواره های خارجی اینجا هم به آن توجه کنند.