به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری برنا، 29 اردیبهشت96 به یکی از برگ‌‌های درخشان دفتر تاریخ سیاسی ایران، مبدل شد. انتخاب عقلانی معطوف به هدف مردم در این روز، توانست نهالی را که بذرش را در خرداد 76، خود، کاشته بودند، همچنان سبز نگاه دارد. شهروندان ایرانی با گام مهمی که در این مرحله برداشتند، قرائت‌های جدیدی را در همه عرصه‌ها به رهبران سیاسی دیکته کردند. آنها عملا بسترساز تثبیت رویکرد اصلاح‌طلبانه و اعتدالی دولتی شدند، که استقرارش در خرداد 92 نوید احیای اصول سیاست‌ورزی عقلانی را مجددا به دنیا مخابره کرد.

انتخاب 29 اردیبهشت مردم ایران آن‌چنان وزن سنگین معنایی در پهنای عالم سیاست دارد که می‌تواند تا سال‌ها مورد کنکاش و پژوهش، طالبان علوم سیاسی  وسیاست‌خوان‌های آکادمیک قرار گیرد. باید با کندوکاوهای موشکافانه در دل پروسه انتخاب مجدد حسن روحانی، همه مولفه‌های تاثیرگذار در برداشته شدن این گام مهم را، تصویرسازی دقیق کرد تا بتوان با استفاده از نقشه راه پیموده شده، طی 4سال اخیر و در طول 3 انتخابات گذشته، ساختاری مدون و مستحکم را برای چشم‌انداز آینده حیات اصلاحات پی‌ریزی کرد.

اکنون که روزهایی چند از حماسه اردیبهشت مردم ایران گذشته، می‌شود با دقت بیشتری به گام سوم اصلاح‌طلبان و اعتدالیون نظاره کرد.

یکی از ثمرات شیرین و قابل اعتنای انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری، ظهور نظرسنجی‌هایی بود که برای اولین‌بار توانستند با استفاده از تیم‌های توانمند انسانی و نرم‌افزاری،انتخاب نهایی ایرانیان را با تلورانسی 4درصدی به درستی پیش‌بینی کنند. بهره‌گیری دو موسسه ایسپا و ایپو از نیروی انسانی تخصصی وتحصیل‌کرده آکادمیک و روش‌های نوین علمی در این زمینه موجبات این امر را فراهم آورد تا در ایران هم شاهد نتایجی از درون این نظرسنجی‌ها باشیم که فارغ از جهت‌گیری‌های سیاسی، صرفا محصول کنشی علمی در این عرصه بودند. مطمئنا امتداد فعالیت مستقل این موسسات در وجوه دیگری جز انتخابات و میدانگاه‌های سیاسی، می‌تواند سرمنشا تحولات مفید و مهمی در کشور شود.

اگر این انتخابات تنها یک پیام برای اصولگرایان و محافظه‌کاران رادیکال در خود داشته باشد، آن، پایان یافتن تاریخ مصرف و عمر تاثیرگذاری شعارهای عوام‌فریانه و توده‎‌گرایانه است. نه بزرگی، که توده نامتشکل و بی‌شکل جامعه، به وعده‌های پوچ و فانتزی رییسی بابت افزایش سه برابری یارانه یا ایجاد اشتغال میلیونی، گفت، نشا‌ن‌ داد مردم شریف ایران عزیز به آن چنان بلوغ سیاسی رسیده‌اند که حتی در بدترین شرایط اقتصادی هم، برای خرید رای‌شان به چیزی بیشتر از کیسه آرد، نبات و کپن غذا  نیاز دارند! این نه شگفت‌انگیز، ثابت کرد هنوز هم می‌توان به غلبه عقلانیت سیاسی بر پوپولیسم در فضای فعلی سیاسی ایران، امید داشت.

اصولگرایان آموختند اگر می‌خواهند در معادلات دموکراتیک آتی سیاسی کشور باز هم نقش‌آفرینی مثبتی داشته باشند، باید دست به یک خانه‌تکانی اساسی در همه ابعاد فکری و عقیدتی‌شان بزنند. آن‌ها محتاج یک دگردیسی تمام عیار در همه شاکله‌های حسی-رفتاری خود هستند که انکار ضرورت این امر، تنها، فاصله فعلی‌شان با جامعه را بیشتر خواهد کرد.