به گزارش گروه سیاست خارجی و بین الملل خبرگزاری برنا، در گذشته زمانیکه "مارگارت تاچر" کنار مردان ایستاد و در سلطنت بریتانیای کبیر نخست وزیر شد، کمتر کسی فکر می کرد زنان دیگری پا جای پای او بگذارند و قدرت را در کشورهای بزرگ به دست بگیرند، اما شاید در کمتر از چندماه مثلث زنانه در سه قطب اصلی جهان شکل بگیرد.

بانوی آهنین ژرمن ها

هنگامی که "آنگلا مرکل" ردای صدر اعظمی را به تن کرد ژرمن ها او را بانوی آهنین نام نهادند، او در حال حاضر قدرتمندترین زن قاره اروپا است و  سال هاست که در کسوت صدر اعظمی زمام امور کشور را به دست گرفته و سعی دارد آن را از دعواهای سیاسی و جنگ افروزی به دور نگهدارد.

مرکل از سال 2005 رهبری بزرگترین اقتصاد اروپا را برعهده داشته و یکی از سیاستمدارانی است که همواره در کوران بحران های اتحادیه اروپا قرار داشته است: از بحران اقتصادی 2008 گرفته تا مذاکرات نفس گیر مالی با یونان و مدیریت بحران غیرمنتظره مهاجرت.

آیا " تاچر"  دیگری در راه  است؟

 در بریتانیای کبیر "ترزا می"  پس از استعفای "دیوید کامرون"  دومین زنی بود که بعد از "مارگارت تاچر" سر از خانه خیابان داونینگ در آورد.

بسیاری " می" را با "تاچر" مقایسه می کنند و معقتدند که وی می تواند مانند تاچر عمل کند، اما عده ای نیز بر این باورند او سیاست های مرکل را در پیش خواهد گرفت، زیرا بریتانیا مانند گذشته سیطره پهناوری ندارد.

کلینتون اولین زن رئیس جمهور آمریکا می شود؟

در کشوری که ادعای دموکراسی دارد تاکنون زنی به عنوان رئیس جمهوری بر پله های کاخ سفید گام ننهاده است و این بیشتر برای زنان ایالات متحده به یک رویا تبدیل شده است. هیلاری کلینتون 67 ساله برای تحقق این رویا گام برداشته و تا اینجای کار نیز بر طبق نظر سنجی ها از رقیب خود دونالد ترامپ پیش است.

اسپوتنیک می نویسد، ایالات متحده مشکلات درونی بسیاری دارد و این مشکلات بیرون مرزها هم کم نیستند. در کنار بدهی های دولتی، اصلاحات شکست خورده بهداشت و درمان، افزایش مهاجرت ها و غیره، مشکلات خاورمیانه و تهدیدهای جهانی نیز به رئیس جمهوری آینده آمریکا می‌رسد. هیلاری کلینتون در صورت پیروزی روزهای سختی در پیش خواهد داشت، خصوصا که جوان هم نیست و 67 سال سن دارد، اما انگیزه هایی وجود دارد که او برای آنها مبارزه کند. کلینتون در صورتی که موفق شود مجوز ورود به کاخ سفید را بگیرد، اتحاد زنانه «ترزا می» و «کلینتون» حداقل تا سال 2020 دوام خواهد داشت. اما  هیلاری برای رسیدن به این امر باید از سد رقیب خود، دونالد ترامپ بگذرد که سعی می کند باتخریب، افترا و هوچی گری رأی جمع کند تا سکان هدایت ایالات متحده را به دست بگیرد.

اشتراکات مثلث زنانه

می، مرکل و کلینتون وجه اشتراکات بسیار زیادی دارند، آنها دارای شخصیتی قوی و استوارند و نشان داده اند پای تصمیمی که می گیرند، می ایستند.

سال گذشته زمانی که جهان از پذیرفتن مهاجران سوری و جنگ زده وحشت داشت مرکل دروازه های  آلمان را گشود و مقابل اتحادیه اروپا ایستاد و از تصمیم خود بازنگشت.

اگر "مرکل" در اروپا به عنوان حامی جنگ زدگان شناخته شد، "می" نیز ‌ به‌عنوان محافظه‌کاری لیبرالی  که حامی برابری جنسیتی است، شهرت دارد. از آن سو نیز کلینتون عقیده دارد مهاجران جامعه را زنده و پویا می کنند و باید با سیاست های درست و به جا از این سرمایه استفاده کرد.

اسرائیل مورد توجه این سه زن است

در حال حاضر، تکلیف کلینتون از دو نفر دیگر مشخص تر است، طبق سیاست های آمریکا او نمی‌تواند اسرائیل را نادیده بگیرد و بر یک قانون نانوشته اگر کسی قصد داشته باشد رئیس جمهوری آمریکا را به عهده بگیرد باید سفری به تلاویو داشته باشد و با مقامات ارشد رژیم صهیونیستی دیداری تازه کند.

صدر اعظم آلمان نیز مدتی قبل اعلام کرد که هنوز  زمان تشکیل دولت های فلسطین و اسرائیل نرسیده و به گونه ای می توان گفت که با آمریکا در این زمینه هم‌صدا شده اند و سیاست خودشان را شفاف تر بیان کردند.

بریتانیا نیز وضعیت مشابهی به این دو کشور دارد در بیانه ای که مدتی قبل از سوی دوستداران محافظه‌کار اسرائیل منتشر شد، اعلام شد اسرائیل و رژیم صهیونیستی می‌تواند خیالش از انگلستان و موضع گیری هایش راحت باشد.

از طرفی " ترزا می " نیز اسرائیل را دوست خود خطاب کرد و گفت: همواره از توسعه روابط میان کشور خودش و رژیم صهیونیستی استقبال می کند.

ایران

وجه مشترک سومی که میان این  سه زن وجود دارد، ایران است؛ که باز هم وضعیت کلینتون در صورت پیروزی در انتخابات مشخص است. او باید برای حفظ امنیت جهانی و نشان دادن چهره موجهی از آمریکا جا پای "باراک اوباما" بگذارد. با وجود اینکه هیلاری کلینتون از سوی دموکرات ها وارد کارزار انتخابات شده است اما نمی تواند از رویکردهای خود در قبال ایران چشم پوشی کند. او معتقد است اعمال تحریم‌های یک‌جانبه و بین‌المللی بوده که ایران را به پای میز مذاکره کشاند. از این گذشته، نزدیکی او به اسرائیل و لابی‌های صهیونیستی، درعمل به کلینتون اجازه نمی‌دهد رویکرد مستقلی در قبال ایران اتخاذ کند.

از سوی دیگر، سخنان چند روز پیش آنگلا مرکل مبنی بر اینکه ایران با تلاش برای دستیابی به فناوری‌های حساس هسته‌ای، برجام را نقض کرده است، عملا او را در ائتلافی ضدایرانی قرار می‌دهد؛ ائتلافی که از جمهوری‌خواهان آمریکایی تا سعودی‌ها را در خود جای می‌دهد. جالب آنکه مرکل در حالی ایران را به نقض برجام متهم می‌کند که دولت آمریکا بارها این مسئله را انکار کرده است.

دراین‌میان، شاید مواضع ضدایرانی ترزا می، کمتر برای ما آشکار شده باشد. در توصیف رویکرد و نگاه او به ایران همین بس که وزارت خارجه بریتانیا او را عامل بازگشایی‌نکردن سفارت بریتانیا در ایران و از سرگیری روابط دیپلماتیک با ایران می‌داند. هرچند عده‌ای مخالفت او بازگشایی سفارت انگلستان در تهران را متأثر از سیاست‌های کنترلی و انقباضی او درباره مقوله مهاجرت می‌دانند، ادعایی که چندان با منطق دیپلماسی در جهان امروز مطابقت ندارد.

به روی کار آمدن زنان در قدرت آن هم در شرایطی که فقط 5 درصد از آن سهم زنان است، می‌تواند گامی بلند برای حضور آنان در عرصه سیاسی باشد و شاید در آینده شاهد باشیم زنان بیشتری خود را از زیر سایه مردان بیرون بکشند و نامی از خود در تاریخ بر جای بگذارند.