به گزارش گروه جوان و جامعه خبرگزاری برنا، حکایت  کهنه ای که انگار با گذشت  سال ها از ظهورش، تمامی ندارد و کسی در پی حل کردنش نیست . دربین سطرهای هر کدام از این آگهی ها، کلمات  نانوشته ای  وجود دارد که با چشم دیده نمی شود  بلکه باید حس کرد و قلم را برداشت و نوشت ، گفتن از دردی اجتماعی که باید گفته شود انقدر گفته شود تا شاید واکنشی که سال هاست جایش در ریشه کنی آن شکل نگرفته مسئولان را به فکر واردارد . نوشتن از جملاتی که چیدمانی از  کلماتی با مفهوم فقر، تنگدستی، ناچاری و راه های رفته و بی نتیجه مانده را با خود همراه دارد ، دیوارهای شهر بعد از گذشت سال ها همچنان  مزین به کاغذ دیوارهایی است که پیامشان اگرچه تکان دهنده است اما تاکنون نتوانسته آنطور که باید تکانی ایجاد کند. این ها گفتن از آگهی‌ فروش کلیه است ، آگهی  که محل نصب اصلیشان دیوارهای اطراف بیمارستان هاست،  با قدرت هرچه تمام تر جای خود را میان آگهی‌های دیواری حفظ کرده اند و نمی خواهند کنار بروند. از شماره ها گفتیم ، شماره هایی که خبر از اهدا عضو افرادی می دهند که تکه ای  از بدنشان را می فروشند به قصد حل مشکلاتشان، مشکلاتی با وزن فقر ! این گزارش حکایت زندگی این اهدا کنندگان ناچار به اهدا و چرایی های این ماجردارد.

ابتدا سراغ اهدا کنندگان رفتیم، آنها که با شماره تلفن هایشان دیوار مقابل بیمارستان های شهر تهران را، کاغد دیواری کرده اند!

کلیه سالم، گروه خونی +o هشتاد میلیون نقد !

یکی از آگهی دهنده ها، پسر22 ساله ایی است با گروه خونی o+  که با بی حالی پاسخ تماسمان را داد، برای کلیه اش 80 میلیون تومان قیمت گذاشته است و می گوید :«چون پول لازم هستم، مجبور شدم کلیه ام را برای فروش بگذارم، پولش را برای کمک به کسی می خواهم، همه راه‌ها را امتحان کردم هیچ کدام جواب نداد وآخرین راه مانده برایم همین است.»

وقتی از او پرسیدیم اعضای خانواده اش در جریان تصمیمی که گرفته هستند یا خیر، با عجله و دستپاچگی گفت: نه کسی می داند، نه قرار است که بداند، حتی همسرم.

هیچ کسی دلش نمیخواهد ناقص شود، من هم مثل همه. اما واقعا آخرین راه همین است

آگهی بعدی که با شماره نوشته شده در آن تماس گرفتیم، مربوط به  مردی  27 ساله است که مسائل مالی و چک هایی که در دست مردم دارد بهانه فروش کلیه اش شده است.

خودش ماجرا را اینطور تعریف  کرد: «مکانیک هستم و برای خودم مغازه ای داشتم ، کار میکردم وروزگارم می گذشت  اما یکسال پیش دزد، خانه و مغازه ام را زد ، همه دارایی ام را با خود برد ، خسارت ناشی از آن حادثه  هنوز بعد از یکسال برنگشته است، دست مردم چک دارم و باید دوباره کارم را دست و پا کنم که به زندان نروم. تمام بانک ها و موسسات اعتباری را بالاوپایین کردم اما همه یا مبلغی پول می خواهند که روی آن وام دهند، یا ضامن معتبر که من هیچ کدام را ندارم. در حال حاضر با روزی 45 تومان مثل یک کارگر ساده برای کسی کار می کنم اما با این پول که نمیشود هم بدهی داد، هم زندگی را اداره کرد، هم از اول شروع به راه اندازی کار کرد.برای همین مجبور شدم کلیه ام را بفروشم.»

وقتی از او پرسیدیم آیا واقعا راه دیگری نبود، پاسخ داد: «هیچ کسی دلش نمیخواهد ناقص شود، من هم مثل همه اما واقعا آخرین راه همین است.»

هیچ راه دیگری نیست، جز فروش کلیه

در تماس بعدی خانم جوانی تلفن را برداشت ،در آرامش تمام طوری صحبت می کرد که حس نمی کردی در مورد خرید کلیه با او صحبت می کنی ،انگار که  صحبت از  یک احوالپرسی ساده است. او با همان لحن آرام خود اینگونه پاسخ داد :«کلیه فروشی برای همسر 29 ساله ام است »

وقتی از او پرسیدیم آیا مشکلی با فروش کلیه همسرش ندارد، گفت: «مشکلی ندارم، چون مجبوریم و نیاز و مالی داریم . وقتی دو سال است به هر راهی متوسل شدیم و جوابی نگرفتیم چه راهی جز این می ماند؟ همسرم با لیسانس معماری شغل آزاد دارد و برای راه اندازی کارش مجبور شد از بانک  و موسسات مالی وام بگیرد و حالا بخشی از این بدهی مالی برای همین وام هاست.به همین دلیل نمی توانیم دوباره از جایی تقاضای وام کنیم پس هیچ راه دیگری نیست، جز فروش کلیه.»

*پس اندازی در بخش کلیه بدن

نگاه به عضوی از بدن به نام کلیه برای بخشی از جامعه ما گویی  شبیه یک پس انداز برای روز مباداست که اگر هیچ راه دیگری نبود یکی از آن‌ها را می فروشی و به زخم زندگی می زنی، انگار نه انگار که عضوی از بدن است و برای ادامه حیات وجودش نیاز است.

واما  پزشکان متخصص در زمینه کلیه تا چه میزان با مردمی که این تصور را در مورد این عضو بدنشان دارند   هم نظر هستند مبحثی بود که به سراغ   پروفسور سیاوش فلاحتکار، جراح کلیه و مجاری ادراری رفتیم که چنین گفت :« اهدا کلیه دو ممکن است دو مشکل عمده را برای اهدا کننده ایجاد کند. مشکل اول مربوط می شود به از دست دادن یک کلیه سالم در حقیقت فرد بعد از اهدای یکی از کلیه های خود ، کلیه یدک خود را از دست داده است و بنابراین اگر کلیه مقابل به دلیل عفونت، سنگ، تومور، تصادف و سایر موارد صدمه ببیند، بدن شخص کلیه کمکی یا یدک ندارد.

مشکل بعدی که اهدای کلیه برای فرد اهداکننده ایجاد می کند، مربوط به عمل جراحی کلیه است، چرا که جراحی کلیه یک عمل بزرگ بوده و خطراتی نظیر خونریزی، عفونت، عوارض بیهوشی و صدمه به اعضا مجاور حین عمل جراحی در بردارد.»

وی در پاسخ به اینکه آیا در علم پزشکی اهدا کلیه از فرد زنده تایید و توصیه می شود یا خیر، گفت: « در حال حاضر در دنیا اهدا زنده کمتر توصیه می شود و بیشتر تمایل بر این است که عمل پیوند از افرادی که دچار مرگ مغزی شده اند، صورت بگیرد و از کلیه این افراد استفاده شود.»

فلاحتکار پیرامون این تصور که افراد گمان می کنند با یک کلیه هم به راحتی می توان به زندگی ادامه داد و از دست یک کلیه خللی در بدن ایجاد نمی کند، تصریح کرد: « نمی توان گفت بدن با یک کلیه نمی تواند به فعالیت خود ادامه دهد ، با یک کلیه م یتوان نرمال زندگی کرد اما کلیه مقابل فشار بیشتری را تحمل می کند و بیشتر درمعرض آسیب قرار می گیرد. در این شرایط باید بیشتر مراقبت کرد که کلیه باقی مانده دچار بیماری هایی که باعث اختلال عملکرد کلیه می شود، نشود.»

*وزارت بهداشت چه دستوری می دهد

در این میان در دستورالعمل اهدا و پیوند کلیه از اهدا کنندگان زنده وزارت بهداشت به روشنی در خصوص این موضوع توضیح داده شده است و در بند جهارم از این دستورالعمل هرگونه آگهی درخصوص اهداء کلیه از فرد زنده ممنوع اعلام شده و به موجب آن متخلفان اعم از  متقاضی اهدا و مرجع صدور آگهی توسط مراجع ذیصلاح مورد پیگرد قانونی قرار می گیرند.

اما سوالی که سال هاست مطرح است و همچنان بی پاسخ باقی مانده این است که با وجود این که به صراحت در این دستورالعمل این اقدام ممنوع اعلام شده است، چرا هر روز که می گذرد نه تنها موج این دست آگهی ها کم نمی شود بلکه شاهد اوج گرفتنشان نیز هستیم. آیا آنچه ما بر دیوارهای شهر میبینیم ، دیگران نمی بینند؟