به گزارش خبرگزاری برنا-ایلام- درزمانی که هنوز نظام مهندسی شکل نگرفته بود باما از نظارت شان بی خبر ماشین های راهسازی صدایشان در پس کوچه های آبادی به گوش رسید،خود که راه می رفتند نقشه راه هم می‌کشیدند،

به مرور زمان شن ریزی و سپس آسفالت گردید.شهر که توسعه یافت به شریان اصلی شرق شهر تبدیل شد وباافزایش ماشین و تردد ،صدای ماشین های آمبولانس وشیون مادران داغدار به موسیقی همیشگی آن تبدیل گردید.

چه کودکانی که آرزوی خرید درمغازه های شهر سرابله به دلشان ماند و چه نوعروسانی که سوگ وسورشان یکی شد .  و حال به همت مسؤلان این جاده مرگبار را تازه رخت سیاه پوشانده اند و خدا داند کدامین بخت برگشته راجامه سفید بپوشاند.

که جاده ی سرابله موشکان بایدجاده حیات باشد نه جاده ای که پیچ هایش طومار زندگی بپیچانید.

اکنون وقت آنست که برای این مسیر پرتردد طرحی نودراندازیم یا حداقل آسیب های آنرا تقلیل دهیم شاید کودکی در دوردست ها می‌خواهد به شهر آید با سبدی پرازاحساس یا دهقانی که می‌خواهد بفروشد دسترنجش       رابگذارید .

این جاده جاده ای برای کسانی باشد که هر روز به زندگی لبخند امید می‌زنند. محمد رستمی فعال فرهنگی