خبرگزاری برنا : بعد از زمان ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری و آغاز تبلیغات کاندیداهای تایید صلاحیت شده، رفته رفته سوژه ثبت نام غیر عادی و آمار عجیب و بالای این نام نویسی ها از تب و تاب اولیه افتاد. اما نباید از کنار چنین مساله ای که لااقل از نظر اجتماعی و روانشناسی قابل بررسی و اهمیت است به سادگی گذشت.
به راستی ثبت نام فردی عادی که کوچکترین مسئولیت مدیریتی حتی در خانواده خود و محیط کارش نداشته است، برای پست ریاست جمهوری به چه منظوری می تواند باشد؟ فردی که از هر مسئولیتی فرار می کند و خود نیز بر عدم توانایی خویش در احراز هر مسئولیتی واقف است چگونه است که در روزهای ثبت نام ریاست جمهوری به مانند دیگر رجل سیاسی به خود اجازه می دهد وارد محل ثبت نام شده و برای چنین پست حساسی خود را نامزد کند؟
جدای از بسیاری دلایل که خارج از بحث این نوشتار است می توان گفت بسیاری از کسانی که وارد چنین عرصه ای می شوند درست همان کسانی هستند که از هر لحظه و جایی برای گرفتن عکس سلفی و لایک بیشتر نمی گذرند. وقتی تب سلبریتی ها در اینستاگرام و دیگر شبکه های اجتماعی بالا می گیرد و هر شخص عادی و با سطحی ترین و بی ارزش ترین عکس ها و ویدئو ها سعی در معروف کردن خود به هر طریق ممکن و با ساده ترین روش را دارد آنگاه ثبت نام برای گرفتن مسئولیت آن هم تا این سطح برای ارضای چنین حسی بهترین ابزار موجود خواهد شد.
خود سلبریتی پندارها با توهم خود ارزش همه چیز را فقط از لایک و کامنت و فالو می بینند و به نظر آنها اقدام برای ثبت نام نامزدی ریاست جمهوری حتی با احتمال صفر درصد تایید صلاحیت، ارزش گرفتن چند لایک بیشتر را خواهد داشت.
چنین افراد قلابی و بدلی در عرصه هنر، ورزش و حالا سیاست نیز وارد شده و چنین مباحث مهمی را اینگونه تا این سطح و در حد خود پایین می پندارند و به زعم خود پایین می آورند تا قامت کوتاه خود را به قد این عرصه ها بالا بکشند.
بسیاری مشکل این نوع ثبت نام ها را در قانون آن می دانند اما باید به شکل جدی به این مساله فکر کرد که به فرض قانون از این لحاظ دچار نقصان است اما کجای دنیا چنین آمار بالایی از افراد عادی و بی تجربه در عرصه سیاست و مدیریت در خود می بیند و به خود اجازه می دهد در چنین عرصه ای ورود کند و زمان و هزینه ای را هدر داده تا ساعتی با ثبت نام در این حوزه توجهات حداقل اطرافیان خود را به سمت خود جلب کند؟
باید گفت ابزارهایی مانند شبکه های اجتماعی در کشور ما بیشتر از آنکه از امکانات مفید آن، مانند جنبه ارتباط صحیح و اطلاع رسانی سریع سود برده شود تبدیل به ابزاری برای مشهور شدن و دیده شدن آسان و سریع آن هم بدون هیچ زحمت، لیاقت و تلاشی شده است و این خود یکی از مهمترین عواملی است که در چنین روزهایی باعث بروز چنین صحنه هایی می شود. پدیده ای که مختص به سن خاص و طبقه خاصی نیست و افرادی با هر سن از هر طبقه اجتماعی در چنین صحنه های تخصصی و حساسی دیده می شوند.
متاسفانه رسانه های اجتماعی به مانند بسیاری از ابزار مدرن دیگر که به کشور وارد شد و استفاده از آن رونق گرفت حداقل در سطح مدارس و خانواده ها کمتر به آن پرداخته شد و هنگامی بحث فرهنگسازی استفاده از آن مطرح گردید که باز هم از زمان طلایی آن گذشته بود.
هرگاه به لحاظ فرهنگی فردی به چنین رشد و جایگاهی برسد که از دیدگاه وی عکس گرفتن و دیده شدن به هر قیمتی نه تنها ارزشی ندارد بلکه در بسیاری از موارد یک ضد ارزش نیز هست، برای دیده شدن دست به هر کاری نخواهد زد و  آنگاه نه تنها به خود اجازه ثبت نام و نامزدی انتخابات ریاست جمهوری را نمی دهد بلکه از گرفتن عکس سلفی با ساختمان نیمه سوخته پلاسکو نیز شرم خواهد کرد.