به گزارش خبرگزاری برنا از لرستان ،در میان مقالات و نوشتارها و آثار هنری چند ساله اخیر، موضوعی با عنوان زیر پوست شهر خیلی به چشم می خورد و با نگاهی کارشناسانه به هشدارهایی پیرامون مسائلی که زیر پوست شهر جامعه ایران در حال وقوع بود خبر می داد.

اما از آنجا که در باور ما همواره اصلاح امور و درمان اینگونه مسائل حساسیت و انگیزه ای برای تلاش و خیزش حکومتی و اجتماعی ندارد و کلا ترس و باورمندی به اینگونه امور ما را به یک خود درمانی در بطن اجتماع نیز می کشاند، همچون بیماری های جسمی که از ترس دکتر یا پرداخت هزینه با خود درمانی به مبارزه با بیماری ها می رویم. در امور اجتماعی و فرهنگی نیز به خود درمانی بدون هزینه و تلاش قائل هستیم و یا اینکه توهمات ذهنی برآمده از تفاسیر غلط دینی، تاریخی، فرهنگی و عرفی را مانع و سد محکمی مقابل اینگونه مسائل می دانیم. اما متاسفانه امروزه در اثر بی توجهی و  عدم پیگیری در جهت درمان دردهایی که زیر پوست شهر بود، امروزه مشاهده می کنیم که این دردها همچون تاول به سطح شهر آمده  همچون آتشفشان از اعماق پنهان، پوسته شهر را شکافته و در سطح شهر جاری شده است.

تظاهر به نبود مشکلاتی از این دست در ساختار اجتماعی ایران و عدم توجه و برنامه ریزی در ساختار نظام آموزش و پرورش رسمی و غیر رسمی کشور موجب شد که این روزها ایران با پوست و گوشت خود این درد را در اندام واره های خود احساس کند. اخبار و مشاهداتی که در هفته اخیر هشدارهای جدی تری را به ما گوشزد می کند، از قتل آتنا و درگیری و قتل عام در مترو، اخاذی در خیابان و ... که هر یک قربانیانی را به همراه داشت و سرمایه های عظیم اجتماعی، از جمله امید به زندگی، اعتماد،شادی، اخلاق، امنیت روانی و اجتماعی و ... را از دست رفته می بینیم.

اما آنچه در اخبار امروز آمد، تنها سرمایه ای که می توانست پشتوانه و تکیه گاهی برای اصلاح و تقویت سرمایه های از دست رفته ما باشد عاطفه و مهر در خانوارهای ایرانی است، که با خبر پدری برای گرفتن دیه فرزند خردسال خود را زیر ماشین انداخت، نشان می دهد که فقر مادی و فقر فرهنگی در بستر جامعه ما آخرین سرمایه های اجتماعی و انسانی خود را نیز از دست رفته می بیند و بی شک در آینده شاهد بروز حوادثی که نشان از مرگ روحی خانوارها در جامعه ایرانی می باشد خواهیم بود