لالا،لالا،لالا. بخواب ای کودکم ، در ساحل وجدان خاموش ، بخواب وجدان خاموش ، در این دنیای بی انس.

در طول تاریخ جهان شاهد وقایع تلخ و هولناکی بوده است. در جای جای دنیا، بشریت برده داری را شاهد بوده است و قرن ها بشر را خرید و فروش می کردند،  شاهد جنگ ها و خونریزی های متعدد بودیم. جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، جنگ های صلیبی ، جنگ اعراب ، جنگ های عثمانی و بسیاری از این موارد که در قرون باستان، وسطی و جدید اتفاق افتاد. در آن دوران می توان همه اتفاق ها را به آن دوره تاریخی و عدم وجود فرهنگ و حقوق و حقوق بشر تفسیر و نسبت داد.

سوال اصلی این است که در عصر جدید که عصر فرهنگ و تمدن و اطلاعات و ارتباطات است چرا دوباره شاهد چنین وقایعی هستیم؟ خاورمیانه در آتش و خون غرق شده است.و مردم همه سرمایه خود را رها کرده اند و فقط زن و بچه و جان خود را برداشته اند و دست به مهاجرت می زنند. و برای نجات خانواده خود به هر راه امید می بندند و به راه می افتند.راهی که پایانش معلوم نیست ولی در هر صورت از آتش و خون بهتر است.  سازمان ملل،سازمان حقوق بشر بخوابید که کودک سوری در ساحل دریا با آرامش خوابیده است و دیگر کودکان زیر خمپاره ها جان خود را از دست می دهند تا قدرت های بزرگ مثل دوران برده داری هر کدام سهم خود را طلب کنند. قدرت های بزرگ سهم  خود را به قیمت خون مردمان ستم دیده طلب می کنند.

همین امر را هم در بطن اروپا در اکراین و دیگر کشورها می بینیم و هم در بطن آسیا در خاورمیانه مشاهده می کنیم و هم در افریقا که تازه مسیر پیشرفت را آغاز کرده و هم در آمریکا وجود دارد. ما در بحث نظری همیشه دوره بازگشت را با بازگشت به خویشتن و بازگشت از نقطه نظر جغرافیایی یعنی از شهرهای بزرگ و کلان شهرها به روستاها بحث می کردیم در حالیکه بازگشت توحش در جهان مدرن اتفاق افتاد. چگونه این بازگشت توحش خو د را در عصر تمدن و فرهنگ و از همه مهمتر در عصر ارتباطات خود را بر جهان مدرن و پست مدرن تحمیل کرد؟ این آغاز پایان از کجا سرچشمه گرفته است؟ آیا به زعم هانتیگتون برخورد تمدن ها در حال آغاز شدن است؟ چه کسانی از شرایط بحرانی جهان استفاده می کنند؟آیا در پشت این بازگشت توحش برنامه ای وجود دارد؟ در جواب این سوالات باید تحقیق جامع و عمیقی صورت گیرد. با تمامی این تفاسیر بازگشت توحش مسئله ای مهم  واساسی است . و به نظر می رسد بازگشت توحش دلیلی پست مدرنی دارد. یعنی در بطن اروپا استان های متمایل به روس واکنشی در مقابل اروپای مدرن از خود نشان می دهند حتی پشتیبانی روس ها از اوکراین متمایل به روس هم ریشه در روس هراسی و دیدگاه تحقیر آمیزی است که در اروپا و آمریکا بر علیه آنها شکل گرفته ،نشأت می گیرد. در خاورمیانه نیز می توان بازگشت توحش را دوباره با چنین رویکرد و رهیافتی تفسیر کرد. حمایت بلوک شرق و غرب یعنی بلوک قدرت از یک حزب ، فرقه، مذهب و مسلط کردن اقلیت بر اکثریت چنین  واکنشی را بر می انگیزد.

ایجاد بحران در منطقه وبه یغما بردن انرژی ، تخریب آثار تاریخی و از بین بردن تمدن عظیم بشریت در خاورمیانه نشانگر برخی ایدئولوژی های خطرناک در جهان مدرن است. توجه به چند مسئله ضروری است، اول اینکه قوانین سفت و سخت و حذف کننده خود ریشه بوجود آمدن اوپوزوسیون خطرناک است. دوم اینکه هرچه زبان تحدید افزایش یابد وضعیت بحرانی تر می شود. سوم اینکه کشورهای متنفذ باید مسیر صلح را انتخاب نمایند که آسان ترین راه ،مهمترین راه و همچنین بهترین راه است . برای مهار بازگشت توحش راهی به غیر از بازگشت صلح و به رسمیت شناختن آرا و نظریات نداریم.

امیدواریم نخبگان و سیاسیون در جهان معاصر در زمان بدعهد و پرکینه با جایگزین کردن صلح به جای توحش جهان را از بازی خطرناک جنگ سرد نجات دهند.