علی شهسوار با بیان این نکته که فتنه متحجران در راه است افزود : تحجر و نفی آن یكی از كلیدواژه‌های مهم در گفتمان امام(ره) و رهبری است.

حضرت امام خمینی(ره) بنیان‌گذار انقلاب اسلامی هر جا توانست با این امر مبارزه و راهنمایی‌های دقیقی برای دوری از تحجر به مردم ارائه كرد. به‌رغم بیانات بلند امام و رهبری در ذم تحجر، شاهدیم صدای این جریان امروز از گفتمان برخی گروه‌های داخلی كشور شنیده می‌شود. تخریب چهره‌های شاخص انقلاب، «خودبصیرپنداری» و... به‌گفتمان اصلی جریانی تبدیل شده كه با وجود فاصله زمین تا آسمانی‌اش با گفتمان امام(ره) و رهبر انقلاب، خود را صاحب انقلاب و دیگران را خارج از این مدار می‌نامند. امروز ما با متحجرانی روبه رو هستیم كه از دین برای دین دفاع نمی‌كنند.
 
امروز با متحجران و سلفی‌های منافق روبه‌رو هستیم ، همان كسانی كه در برابر تحول‌طلبی وتغییر خواهی‌های مبنایی حضرت امام خمینی موضع منفی گرفتند همان كسانی كه خون به دل امام كردند. این افراد همان كسانی هستند كه می‌گفتند، چون شاه شیعه است نباید دست به انقلاب زد. كسانی كه معتقد بودند هر قیامی قبل از قیام امام زمان (عج) محكوم به شكست است، كسانی كه از مردم و اصولاً از انسان سلب مسئولیت می‌كردند. اكنون اگر خوب بنگریم این دسته از افراد توجهی به نگاه حق گرایانه به مردم ندارند. نگاه آنها از سر تكلیف و اطاعت است. نوعی نگاه ارباب‌–رعیتی است. این رفتار براساس درك غلطی است كه از دین دارند. این درك غلط در نظم سیاسی هیچ تناسبی با مردم سالاری دینی ندارد، چرا كه در این بین فقط حق دستور را برای خود قائل می‌شوند كه مردم باید مطیع باشند و تكلیف اطاعت دارند و حق نظارت ندارند، حق فریاد ندارند. در این نگاه مردم صرفاً بایستی جهت اطاعت از فرامین آنها سر تعظیم فرو بیاورند.

ایشان در پاسخ به پرسشی در خصوص نحوه مواجهه با این جریان در سطح دانشگاه های استان گفت : به قول یکی از دوستان سختی مواجهه با تعصب و تحجّر مختص امروز و دیروز نیست. مختص این دولت و آن دولت نیست. حتی مختص جمهوری اسلامی هم نیست. عمری است اسلام، در کشاکش این تقابل در رنج است. از زخم زبان ها به پیامبر(ص) تا کوبیدن تیغه شمشیر بر فرق علی(ع) و مذل المومنین نامیدن امام حسن(ع) تا اشرافی خواندن امام صادق(ع). عمری است اسلام در کشاکش این تقابل در رنج است. هنوز هم زخم تیغه شمشیرها پابرجاست و هم بازار زخم زبان و انگ زنی ها پر رونق. بهترین روش برای برخورد با این جریان را آگاهی بخشی به مردم و رسوا نمودن اعوان و انصار این جریان می دانم

ما با رصد کلیه وقایع دانشگاه در سطح استان در مواقع لازم ورود کرده و اجازه نخواهیم داد دانشگاه ازاد اسلامی جولانگاه افراد متحجر و جریان انحرافی که دنباله همان تفکر است شود . ما با تکیه بر نفوذ و قدرت تشکل های سیاسی دانشجویی استان و مسئولین دانشگاه ها در هر جایی که مشاهده کنیم انحرافی در حال رخ دادن است به شدت برخورد خواهیم کرد . آن هایی که خواب بازگشت جریانات انحرافی و عوامل فسادهای نجومی به قدرت را دیده اند سخت در اشتباهند . دانشگاه آزاد اسلامی ستاد انتخاباتی جریان انحرافی و جریانات واپسگرا نخواهد شد . بر همه تشکل ها های سیاسی دانشجویی لازم است فاصله خود را با این جریانات و عوامل آن ها حفظ نمایند تا قربانی مطامع سیاسی و مادی این جریانات نشوند .

ایشان در پاسخ به این پرسش که اخیرا تحرکاتی بر علیه آیت الله هاشمی رفسنجانی و خاندان ایشان از طرف بعضی از تشکل ها در بعضی از واحد ها مشاهده شده است از قبیل پخش فیلم و صدور بیانیه و غیره گفت : ما به همه عرض کرده ایم که حفظ شان و جایگاه حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی بر همه واجب است بر اساس فرمایشات حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری همه موظف به رعایت شان ایشان هستند . وجود آیت الله هاشمی رفسنجانی یکی از برکات و الطاف خداوند برای این نظام و مردم است . مگر می شود تاریخ انقلاب و نهضت را بدون هاشمی تصور کرد متاسفانه تعدادی از دوستان در تحلیل های سیاسی خود دچار چالش هستند در بعضی مواقع از داخل و بیرون محیط دانشگاه از طرف همان جریانات انحرافی و واپس گرا اطلاعات نادرستی به این ها عرضه می شود ما در تحلیل سیاسی و جریان شناسی سیاسی باید به موضوعات به عنوان یک مجموعه نگاه کنیم یعنی همه مسایل را در کنار هم قرار داده و نتیجه گیری کنیم . مقام معظم رهبری و آیت الله هاشمی دو یار دیرین و جدا نشدنی هستند .

ما مخالف نقد نیستیم ولی بعضی از دوستان مرز میان انتقاد و تخریب را باید بشناسند . جامعه ما متاسفانه قرن هاست که دچار معضل بزرگ نخبه کشی است تا دیروز امیر کبیر و قائم مقام فراهانی و غیره تا به سال های معاصر که نوبت ایت الله هاشمی شده است . همین جریانات متحجر و تکفیری تا دیروز شهید بهشتی و باکری و حضرت امام خمینی را تخریب می کردندو امروز یاران امام را تخریب می کنند . ما نیازمند آیت الله هاشمی و تفکرات ایشان هستیم به یمن دعای ملّت، آقای هاشمی این روزها بسیار سرحال و فعال هستند اسلام شناسی و آزاد اندیشی آیت الله هاشمی واقعا مثال زدنی است شما بیانات ایشان در کنفرانس وحدت که چند روز پیش برگزار شد را مطالعه کنید بیانات ایشان در خصوص فرهنگ اسلامی را مطالعه کنید هاشمی از اسلامی می گوید که فرهنگش فراتر از ظاهرسازی هاست. فرهنگی که به نام مقدسات، دروغ نمی گوید و تهمت نمی زند، به نام مبارزه با فساد، اختلاس نمی کند، با توهین و ناسزا بیگانه است. از تهدید اشخاص و از تحدید افکار مبرّاست. اسلامی که آزاداندیشی اش تا آنجاست که انتقاد از پیامبرش(ص)، آزاد بوده و اعتراض به علی(ع) و ولی اش در مجالس و مباحث علمی بی مجازات می مانده است. فرهنگی که هاشمی امسال بیش از همیشه از آن گفت. همان «فرهنگ قرآن» است. فرهنگی سرشار از امکان «دیالوگ با خدا». خدایی که حتی سوالات بیجای آفریده هایش را هم عقوبت نمی کند. گفتگوی خالق و مخلوق در فضایی آکنده از عطر دل انگیز رحمت و مدارا. بی هیچ عقوبتی. آقای هاشمی در آن نشست از فتنه ای گفت که هنوز بروز نکرده. فتنه ای بنام خود حق پنداری و بقیه را کافرخواندن. فتنه ای که اگر امروز پرچمش دست داعش است، تفکرش در همین نزدیکی ها همچون ویروس در حال گسترش است و ممکن است بنامی دیگر و در جایی دیگر بروز پیدا کند، حتی در داخل نظام اسلامی!!

هاشمی از “فتنه بروز نکرده” می گوید تا بدانیم اگر آزاداندیشی پیشه نکنیم، صدای متحجران بلندتر می شود. اگر کینه ها را نشوئیم ، رخت آشتی ملّی نمی پوشیم. اگر فقط عده معدودی بر طبل «انقلابی ناب» بکوبند ،سبد انقلابی گری را روز به روز خالی تر می بینیم و اگر کسی مقابل اینها دم نزند، شاید گرفتار همان فتنه ای شویم که آقای هاشمی امروز هشدارش را می دهد که “هنوز بروز نکرده”. هاشمی امروز به ظرافت هشدار فتنه ای رادر آینده می دهد. فتنه ای به نام “تکفیر اکثریت مردم”، درست مثل همان چیزی که امروز داعش می گوید!.

آقای هاشمی در آن نشست تعبیرعجیبی به کار برد، ایشان گفت گاهی حرفهایی زده می شود که عقلم نمی رسد، دیگر باید چکار کنم. ازاینکه برخی ها طوری حرف می زنند که گویا سلوک آزاد اندیشانه علی(ع) در برخورد با مخالفانش هم، لیبرالیستی بوده!. گویی اینها از اینکه علی(ع) اجازه برخورد با مخالفانش را نمی داد، شاکی اند و می پندارند علی(ع) هم باید مثل اینها متحجرانه ، فکر و عمل می کرده است. بنده از این تعبیر آقای هاشمی، دلم گرفت از رنجی که می برد. از دردی که می بیند، از راهی که می داند و از فرصتهایی که می سوزد. فرصتهایی که در آتش همین حرفهای جاهلانه می سوزد و خرمن وحدت مسلمین را برباد می دهد.تعبیر «عقلم دیگر به جایی نمی رسد» آیت الله هاشمی، هزار حرف ناگفته در خود دارد و هزار زخم نشمرده در دل.