به گزارش خبرگزاری برنا، محمود گبرلو درسرمقاله ششمین ویژه برنامه هفت با بیان اینکه سال های بسیاری است که جشنواره فیلم فجر در حال برگزاری است ادامه داد: در این سال ها همیشه فضای بحث و گفت و گو پیرامون نوع قصه و سینمایی که مردم می پسندد شکل گرفته است و از دیگر سو همیشه این سوال مطرح بوده است که آیا سینماگر ایرانی مایل است برای مردم فیلم بسازد. پاسخ مثبت است اما باید دید با چه شرایط و ویژگی هایی فیلم را خواهند ساخت.

وی گفت: مردم ایران به قصه خوب نیاز دارند و بعد از فوتبال، سینما یک نوع سرگرمی جذاب برای مردم ایران بوده است. بنابراین خوب است که فیلمسازان آثاری را خلق کنند که مردم از آن لذت ببرند . اجازه دهیم که فیلمسازان با تنوع مطلوب و باجسارت مضامین متنوع را مطرح کنند تا طیف مختلفی از مخاطبان را جذب کنند.

در ادامه صحبت های گبرلو مطابق روزهای گذشته، ویژه برنامه هفت در ششمین برنامه خود میزبان تنی چند از هنرمندان و آثاری بود که در سی و سومین جشنواره فیلم فجر حضور یافته بودند.

در آغازین گفت وگو ها درششمین ویژه برنامه هفت، فیلم من دیه گو مارادونا هستم به همراه جمعی از عوامل آن در استودیو حاضر شدند.

بهرام توکلی کارگردان فیلم من دیه گو مارادونا هستم با بیان اینکه این کار تجربه جدیدی هم در لحن و هم در تعداد بازیگران بود ادامه داد: در این فیلم به بررسی مناظره های خانودادگی با لحنی غیر جدی پرداخته ایم که البته این فیلم کمدی نیست بلکه فیلمی است در زیر مجموعه سینمای اجتماعی که با لحنی غیر جدی همراه است.

وی افزود: در این فیلم 15 پرسناژ تعریف شده بود و این نیز می طلبید که با بازیگران متعددی کار کنیم اما چون همه تجربه بازی داشتند با مشکلی کمی جلو می رفتیم. از طرفی کارگردان وقتی بازیگر باهوش و علاقمند دارد انگیزه پیدا می کند و این خود کار را جلو می برد.

این کارگردان در بخش دیگری از صحبت های خود در خصوص نگاه شخصی خود به سینما بیان کرد: این موضوع دغدغه ای است که همیشه با آن درگیر بوده ام و پاسخ دقیقی برای آن ندارم و به نظرم اگر کسی پاسخی برای داشته باشد باید سینما را کنار بگذارد چرا که روند فیلم ساختن فرآیندی در جهت یافتن پاسخ همین سوال است. اگر جستجویی نباشد و اگر سینماگر بداند سینما چیست و آن را توضیح دهد دچار توهم است.

وی گفت: ژانر در سینمای ایران مفهوم واقعی کلمه را ندارد. در واقع به این صورت است که موضوعاتی برای آدم جالب می شود و زمانی که درگیر قصه می شوند متوجه می شویم که در بستری در حال کار هستیم و این بستر به عنوان ژانر در ناخودآگاه فرداتفاق می افتد.

توکلی ادامه داد: در خصوص اجرای یک کار شما هسته مرکزی دارید وآن را برمبنای دغدغه، استعداد، آگاهی و خیلی موارد دیگر گسترش می دهید که در ادامه می تواند واکنش های متفاوتی از گروه های مختلف را در پی داشته باشد. اما فیلمساز بعد از اینکه فیلم روی پرده می افتد دیگر صاحب فیلم نیست بلکه این تماشاگران هستند که صاحب فیلم هستند و من چیزی بیشتر از درک و دریافت آنها نمی دانم.

در ادامه جواد نوروز بیگی نیز به عنوان تهیه کننده با بیان اینکه این کار با کمترین آسیب در برنامه ریزی پیش رفت گفت: دو فیلمنامه بهرام توکلی به من ارائه داد که این اثر دومین فیلمنامه بود که با استعداد بالایی که توکلی دارد و با آنچه که نظر هر دو ما بود فیلمنامه کامل تر شد.

پانته آ پناهی ها نیز به عنوان یکی از بازیگران فیلم من دیه گو مارادونا هستم در خصوص بازی خود بیان کرد: بهرام توکلی از جمله کارگردانانی هستند که با وجودش بازیگر خیالش از همه چیز راحت است. چرا که همه چیز را با دقت می چیند و دو چشم باهوش دارد که هم چیز را رصد می کند.

وی ادامه داد: کارکردن با کارگردانی که پر از ایده های ناب و جذاب است سخت است چرا که همه چیز برای خود جای مشخصی دارد و در این کار به خاطر میزانسن ها باید مطابق الگو خاصی پیش می رفتیم که این کار را جذاب می کند.

اما دومین گفت و گوی ویژه برنامه هفت به فیلم ماهی سیاه کوچولو ساخته مجید اسماعیلی اختصاص داشت.

مجید اسماعیلی به عنوان کارگردان این اثر در ابتدای صحبت های خود بیان کرد: ماهی سیاه کوچولو با مضمونی که در درون آن وجود داشت زمانی که پیشنهاد شد من را برای کار ترغیب کرد.

وی با اشاره به اینکه مضمون این فیلم انسانیت و عشق است که در بستری نهفته است تاکید کرد: این مضمون از جمله مضامینی است که چه کنون و چه در گذشته ماندگار بوده است و خواهد بود.

این کارگردان با بیان اینکه سعی کردیم اجزای فیلمبرداری کار قوی باشد خاطر نشان کرد: این فیلم را با نگاهی که در ارتباط با سایر فیلم ها وجود دارد تماشا نکنید. این به این معنا نیست که ماهی سیاه کوچولو فیلم خاصی نیست بلکه هر فیلمی را برای خود فیلم ببینند و آن را سایر فیلم ها مقایسه نکنند. چرا که در هر حال من نیز در سینما اولین تجربه خود را داشته ام و هر فیلمسازی شرایط و فضای خاص خود را دارد و سینما با این نوع نگاه گسترش بیشتری پیدا می کند.

محمد رضا شفیعی نیز به عنوان تهیه کننده فیلم ماهی سیاه کوچولو بیان کرد: برای این فیلم روی موضوع شش بهمن ماه سال 60 دقیق و حساس شدیم که این بیش از یک سال زمان برد و علی طالب آبادی دراین خصو تحقیق کرد و جزییات مختلفی را در ارتباط با آن بود را روی کاغذ آورد تا به شخصیتی به نام شهرزاد رسید که در نهایت نیز فیلم ماهی سیاه کوچولو با یک سال و اندی تحقیق و فیلمنامه طی دو ما ساخته شد.

همایون ارشادی که در جشنواره امسال حضور پرررنگی دارد به عنوان بازیگر در فیلم ماهی سیاه کوچولو بیان کرد: پیش از این با کارگردان فیلم اول کار کرده بودم و این برای من یک ریسک نبود چرا که در هر صورت باید بازیگری هم پیدا شود که با کارگردانان فیلم اول کار کند و اما بعد نیز متوجه شدم نه تنها ریسک نکرده ام بلکه افتخاری برای من بوده است که با کارگردانی کار کرده ام که تجربه اش بیشتراز یک فیلم اولی است.

جمشید گرگین از دیگر بازیگران این فیلم محسوب می شود که در ادامه گفته های انجام شده تصریح کرد: من اخرین فردی بود که به این پروژه ملحق شد و پس از پیشنهادی که به من شد به سبب اینکه سال های زیادی کار نکرده بودم نقش کوچک را در ابتدا نپذیرفتم اما بعد بابت اعتمادی که به آقای شفیعی داشتم قبول کردم و زمانی که فیلمنامه و نقش خود را خواندم عشق را در کار دیدم و دیالوگ هایی که نوشته بود از مواردی بود که با من همخوانی داشت و ملموس بود. ارزش هایی دراین فیلمنامه دیدم که به هر بازیگری پیشنهاد می شد قبول می کرد.

اما کوچه بی نام عنوان آخرین فیلمی بود که در میز گفت و گو ویژه برنامه هفت به آن پرداخته شد.

هاتف علی مردانی نیز به عنوان کارگردان فیلم کوچه بی نام در توضیح این فیلم گفت: کوچه بی نام در کوچه پس کوچه های ایران و در درون مردمی که میان آنها زندگی می کنیم نفس می کشد. در واقع آدم هایی که در کوچه بی نام زندگی می کنند را هر روزه در زندگی روزمره خود می بینیم.

وی با بیان اینکه سعی کردیم به فیلمسازی بومی تر نگاه کنیم ادامه داد: تلاشم بر این بود که شخصیت ها را ازواقعیت های اجتماع بردارم. هر قصه ای می تواندخوب باشد به شرطی که شخصیت های آن مقوایی نباشند. این فیلم با تمام نقاط قوت و ضعفی که وجود داشت در کنار عوامل کلید خورد که خیلی به کار کمک کردند که یکی از اتفاقات خوب آن تهیه کنندگی منصور لشگری بود. در هر صورت ما دراین فیلم زندگی کردیم.

در ادامه نیزمنصور لشگری قوچانی، تهیه کننده این فیلم با تایید صحبت های علیمردانی بیان کرد: تمام شخصیت های فیلم ما به ازای بیرونی داشتند.

اما ملیسا ذاکری به عنوان یکی از بازیگران این فیلم روی صندلی ویژه برنامه هفت نشست و در خصوص بازی خود در این فیلم کوچه بی نام اظهار داشت: برای این فیلم و نقش من در آن یک بار سنگینی روی دوش من وجود داشت. اما من نیز ما به ازای شخصیت خود را در بیرون نیز دیده ام چرا که هر در پیرامون ما نیز به سبب تفاوت نسلی که وجود دارد می توانیم آن را مشاهده کنیم اما فیلمنامه ای که هاتف علیمردانی نوشته بود فیلمنامه ای بود که شهودی نوشته شده بود که این بازی را برای بازیگر راحت می کرد و از طرفی نقش و کار من برای تک تک عوامل مهم بود و به نوعی وارد خانواده ای شده بودم که همه به من کمک می کردند.

اما آخرین پرده از ششمین ویژه برنامه هفت نیز با تحلیل و نقد پیرامون برنامه و فیلم های به نمایش در آمده در ششمین روز جشنواره فیلم فجر بالا رفت که در این بخش دو تن از منتقدان سینما ایران، شاهین شجری کهن و احسان رستگار حضور داشتند که هردو بر این امر تاکید داشتند که فیلم من دیه گو مارادونا هستم ساخته بهرام توکلی فضای دیگری را در جشنواره ایجاد کرده است و می تواند در روز های آینده جشنواره توجه آرا مردمی را به خود معطوف سازد.