به گزارش خبرنگار ادبیات و کتاب خبرگزاری برنا مراسم تشییع پیکر مشفق کاشانی از ساعتی پیش در محوطه تالار وحدت در حال برگزاری است. گفتنی است این مراسم که اجرای آن را عباس سجادی فعال فرهنگی و مدیر فرهنگسرای نیاوران بر عهده دارد با دقایقی تاخیر ساعت 9:30 صبح با قرائت آیاتی چند از کلام اله مجید آغاز شد.

در این مراسم هنرمندانی چون مرادخانی معاون هنری وزیر ارشاد، محمدعلی بهمنی، مصطفی رحمان دوست، امین اله رشیدی، غلامحسین مختاباد، غلامحسین حداد عادل، ساعد باقری، سهیل محمودی، فاطمه راکعی، عبدالجبار کاکائی، اکبر آزاد، افشین اعلا و ... حضور داشتند.



در ابتدای این مراسم افشین اعلا گفت: من اجازه می خواهم آخرین سروده استاد را خطاب به پیکر مطهر خودشان بخوانم. برخیز زجا نه وقت خواب است ای دوست*بنشین که شب شعر و شراب است ای دوست. در بزم سهیل زهره با چنگ نواخت* میلاد بلند آفتاب است ای دوست.

ما به راستی این روز را میلاد بلند آفتاب می دانیم. امروز روز میلاد استاد ماست کما اینکه در واپسین شب عمر استاد کنارشان بودیم به چشم مشاهده کردیم که او مرگ نبود، میلاد حقیقی استاد بود. این سروده ای که خواندم استاد در خانه شاعران از سر عشق برای فرزند معنویشان و یار دیرینه و قدیمشان سهیل محمودی سروده و به اشتیاق روز تولد سهیل محمودی عصازنان خود را به این محفل رساندند و سخن گفتند و شعر خواندند و ناگهان سرشان بر صفحه کاغذ خم شد.

استاد بر صندلی نشسته بود اما ایستاده رفت. هیچ کس باور نمی کرد که شمع وجود استاد مشفق خاموشی گزیده باشد. من به عنوان مجری مراسم چند بار گفتم استاد ادامه بدهید لطفا. اما وقتی دیدیم استاد سر نازنینشان را بلند نمی کنند متوجه شدیم آغوش گرم خداوند به روی استاد گشوده شده و خوشا به حال امثال استاد مشفق کاشانی که مصداق بارز عمر با عزت در خدمت قداست کلمه، تمامیت آدمی و انسانیت و جوانمردی. اشرافی که بر قلل شعر فارسی داشتند به فتوت و جوانمردی می شناند.


مشفق کاشانی سی سال در انجمن شاعران ایران درخشید و همه شاعران عزیزی که اینجا حضور دارند تسلیت می گویم.


در ادامه این مراسم ساعد باقری از دوستان نزدیک این شاعر و عضو انجمن شاعران ایران به سخنرانی پرداخت و در ادامه احمد مسجد جامعی وزیر سابق ارشاد و عضو فعلی شورای شهر تهران به سخنرانی پرداختند.

مسجد جامعی با اظهار تاسف از درگذشت این شاعر گفت: همه می دانیم که هنرمند با مرگ جسمی به پایان نمی رسد و روح بلندش تا ابد بر سایه فرهنگ و ادب این سرزمین ماندگار خواهد بود.

وی در ادامه گفت: خوشا به سعادت مشفق کاشانی که آن گونه زیسته بود دار فانی را وداع گفت. عاشقانه و شاعرانه زندگی کرد و چندی پیش مرگ او را شاعرانه از دیار خاکی به دیار باقی برد.


مرگ آقای مشفق تخلص به جایی برای ایشان انتخاب شده بود که نماد شعر و مهربانی بودند، نماد ایران و انقلاب اسلامی هم بودند و مجموعه این ویژگی ها موجب شد که هم در زندگی و حیاتشان شاعرانه زیست کنند و هم در فوت و مماتشان شاعران جان به جانان تسلیم کنند. استاد ساعد باقری وصف آن لحظات را گفتند و به نوعی بیانگر این بود که مرگ و زندگیشان یک روایت داشت و به هم پیوسته بود. شاید ریشه و صفای باطنی بود که در ایشان وجود داشت. آن نگاه پاک و دل بی ریایی که همه را مجذوب خودش می کرد. در نخستین رشته ای که در یک اثر شعر می نوشتند از سهراب سپهری به عنوان شاعر جوان یاد می کنند. خود استاد در بیست سالگی اولین مجموعه شعرشان را منتشر کردند و در طول همه این سال ها شاعران جوان در کاشان کنار استاد بودند. ذوق و خلاقیت بسیاری از شاعران جوان امروز ما از گفت و گوهای مستقیم با استاد کاشانی گرفته شده. آن شب هم انجمن شاعران جوان در کنار استاد بودند و استاد در جمع شاعران در خانه شاعران در حین خواندن شعر دار فانی را وداع گفتند. همان حال و هوایی که در تمام طول زندگیشان داشتند.

وی تصریح کرد: در سال هایی که بنده مسوولیتی در ارشاد داشتم استاد زمینه ای را فراهم کرد که بسیاری از شاعران جوان در مجموعه شعر ارشاد بتوانند آثارشان را عرضه کنند و با دفاع شخص ایشان بعضی از اشعار مجوز گرفتند چراکه دقت ویژه ای به متون شعری داشتند و با گروه های موسیقی هماهنگ می کردند. سعی و تلاششان این بود که جریان های جدید شعری در موسیقی بیایند و در این زمینه موفق بودند.

این عضو شورای شهر تهران ادامه داد: سال ها شعر در موسیقی ایران تاثیر زیادی گذاشته بود و با یک تدبیر جمعی که بخش مهمش را استاد مشفق به عهده داشتند ما شاهد شکل گیری زبان جدیدی در شعر همراه با موسیقی بودیم که توانست بین جوانان و موسیقی شرایطی قرار دهد که بیان موسیقی ایرانی جایگاه خودش را پیدا کند.

وی در پایان گفت: به تمام عاشقان این آب و خاک و جامعه هنری تسلیت عرض می کنم و برای همسر گرانقدر ایشان آرزوی سلامت دارم و برای فرزندان عزیزشان که در آن شب بی تابی آنان را دیدم و خاطرات فراوانی که از جوانمردی ها و ادبیات استاد در زندگی خصوصی با دوستانشان بیان می کردند به همه آن ها تسلیت می گویم. از درگاه خدا می خواهم اساتید گرانقدر ما را حفظ کند. این سرزمین آسمانی را که با شعر و ادب و هنر اخلاق، مروت و جوانمردی آغشته و آمیخته است همچنان زیر سایه ادب و هنر و فرهنگ سرفراز و برقرار نگه دارد.

در ادامه این مراسم ساعد باقری شاعر و مجری قدیمی تلویزیون گفت: کسانی که شاهد مصیبت این چنینی باشند می گویند کاش میمردم و نمی دیدم. خیلی خلاف عادت است که بگویم کاش بودید و می دیدید. لطف خداوند را شاکرم که صحنه ای را که فقط در کتاب ها و متون کهن فارسی درباره مرگ های زیبا شنیده بودیم آن شب شاهد بودیم. به حسین اسرافیلی که سخت بی تاب بود گفتم کاش بودی و اگر صحنه را می دیدی اینقدر بی تاب نبودی. آرام گرفته بودی با آرامش وجود استاد. خدا را سپاس می گویم یک بار دیگر دیدیدم که می گویند آدم ها همانطور می میرند که زندگی می کنند.

وی افزود: انشاءالله این مرگ آسان سرآغاز ورود آسان در ملکوت اعلا و بهره مندی او از آرامش ملکوت باشد. نحوه مرگ استاد من را یاد شعری می اندازد که در سفری برای ما خوانده بودند. این شعر سخت مناسب وضع و احوالی است که ما دیدیم. از کوی تو آهنگ سفر کردم و رفتم*دل همسفر خون و خطر کردم و رفتم. از پیچ و خم سلسله آه گذشتم*با قافله اشک سفر کردم و رفتم ... . نمی دانم کدام بیت از این شعر در استاد اثر کرد که اینچنین مرد و به روی سینه افتاد. احوالی که ما دیدیم گویای این بود که ایشان ناگهان به ملکوت اعلا پیوست.

وی در ادامه بیان کرد: ایشان شاعر بزرگی بود که جبهه خاصی نداشت و به بخشی از ایمان ما مربوط می شد. پایدار و باثبات بود و سایه فراگستر مهربانی او بر ما بود و آماده بود تا نشان دهد چگونه می توان با مهر و شفقت زیست و این را به ما نشان داد که فراتر از خط و خطوط های معمول شاید فقط این دو کلمه است مردی و نامردی.



مختاباد هم به خواندن ابیاتی از اشعار مشفق کاشانی پرداخت.



در ادامه مراسم مرادخانی پیام تسلیت وزیر ارشاد را قرائت کرد: وزیر ارشاد پیامی برای درگذشت این شاعر پیشکسوت دادند. بسم اله الرحمان الرحیم. ضایعه از دست دادن این شاعر را به خانواده ایشان و جامعه هنری تسلیت عرض کرده، بار دیگر ستاره ای از آسمان فرهنگ و ادب ایران پرگهر خاموش شد. خبر درگذشت استاد مشفق کاشانی که از غزل سرایان والامقام و چیره دست بودند باعث اندوه فراوان شد. استاد مشفق به راستی حلقه وصل غزل دیروز با عزل امروز بود. یکی از وارثان امین گنجینه هزارساله بودند. شعر نادر و فاخر ایران محسوب می شد. به پیر شعر انقلاب شهره بود به همراه برخی از شاعران برجسته زمان خویش در شکوفایی هر چه افزون تر درخت تناور انقلاب اسلامی کوشش کرد. ضایعه درگذشت این شاعر را به خانواده ایشان تسلیت عرض کرده و از خداوند متعال برای آن مرحوم ... مسئلت دارم.


مرادخانی در پایان گفت: از تشریف فرمایی همه عزیزان تشکر می کنم و به نوبه خودم هم تسلیت می کنم.

گفتنی است، پیکر این شاعر ففید به سوی بهشت زهرا(س) تشعییع شد تا در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.
 
گفتنی است، عباس کی‌منش ملقب به مشفق کاشانی، شاعر پیشکسوت و رییس هیات مدیره انجمن شاعران، یکشنبه شب 28 دی ماه در حال شعرخوانی بر اثر عارضه قلبی درگذشت. از این شاعر فقید مجموعه شعرهایی همچون سرود زندگی، سراب آفتاب، آذرخش، آینه خیال، گزینه ادبیات معاصر، شب همه شب، هفت بند التهاب، پنجره ای به آفتاب، در صلای غم، تضمین 12 بند محتشم کاشانی و سیرنگ به جا مانده است.