به گزارش خبرنگار ادبیات برنا،چیستا یثربی نویسنده،کارگردان،نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس است.او دارای مدرک دکترای روانشناسی از دانشگاه الزهرا است.یثربی فعالیت خود را درحوزه تئاتر از سال 1368 آغاز کرد.وی تا کنون نگارش و کارگردانی نمایش‌هایی چون «جمعه دم غروب»، «دادگاه جادویی»، «مهمان سرزمین خواب»، «زنی که تابستان گذشته رسید»، «سرخ سوزان»، «یک شب دیگر هم بمان سیلویا» و «زنی برای همیشه» و...را در کارنامه خود ثبت کرده است.یثربی در مراسم بزرگ‌داشتی که از امروز (اول آبان ماه)در حوزه هنری برای زنده یاد طاهره صفارزاده برگزار شده به ارائه مقاله ای پرداخته است.دراین جشنواره،6 مقاله از شش بانوی پژوهشگر که خط فکری‌شان به اندیشه‌های صفارزاده نزدیک بوده مورد بررسی قرار گرفته است.در روزهای آتی از بین این 6 پژوهشگر ادبی،مقاله یک نفر به عنوان اثر برگزیده در این جشنواره انتخاب می شود.ارائه مقاله او دراین جشنواره بهانه ای شد تا با این نویسنده و کارگردان تئاتر درباره ابعاد شخصیتی صفار زاده به گفت وگو بنشینیم.

اگر ممکن است توضیح دهید که در مقاله خود از چه ابعادی به زنده یاد     صفارزاده و اشعار او نگاه کرده‌اید؟
پیش از هرچیز به این نکته اشاره کنم که عنوان مقاله من دراین همایش «این دفعه نیا پایین دختر،بالا برو» نام دارد.من عنوان این مقاله را از یکی از شعرهای زنده یاد صفار زاده انتخاب کرده ام.«تاملی بر اشعار وافکار طاهره صفارزاده»هم عنوان فرعی این مقاله است.در دوران دانشجویی،زنده یاد سید حسن حسینی یکی از استادان من بود.در واقع،او زمینه آشنایی من با اشعار صفارزاده را به وجود آورد و بعدها قیصر امین پور گرامی (از این جهت می گویم گرامی چون هیچ وقت فکر نکرده ام که اوبین ما نیست،از این رو واژه روان شاد را به کار نمی برم)از من خواست تا به جای این که درباره طاهره صفار زاده شعر بگویم،درباره آثار و افکارش مقاله بنویسم.در عین حال،براین باورم که ابعاد روحانی شعر او معمولا نادیده انگاشته شده است.او از معدود زنانی است که هم اشعار لطیف،زنانه و مادرانه دارد و هم تفکرات عمیق و باورهای دینی.

و ما کمتر این دو را در یک زن شاعر در کنار هم جمع می‌بینیم.
همین طوراست.در واقع،صفار زاده ترکیبی از شعر و عقلانیت بوده است.علاوه براین، حس متعالی و خرد ورزی درتمام آثار او به خوبی مشهود است.


خود شما اگر بخواهید به مولفه‌های او اشاره کنید چه می‌گویید؟
به طور کلی، صفارزاده در مقام یک استاد هیچ‌گاه از یاری رساندن به دانشجویان و شاعران جوان دست برنداشت.روی این اصل است که بسیاری از شاعران جوان از هر جنسی وامدار او هستند..او دردوران جوانی و درعین زن بودن شعر تکان دهنده «بیا پایین دختر»را می سراید.شعری که در آن عصیان شاعر نسبت به جفای جنسیتی کاملا مشخص است.البته به نظرم تمام اشعار اودارای چنین مشخصه و درونمایه ارزشمندی هستند.چند مصرع از یکی از اشعار او که به آن علاقمندم این است:
عروسکی که تو به من دادی همیشه می خندد
فرزندی که به من دادی هرگز نخندید
اما این عروسک همیشه می خندد
بنابراین،می توان گفت صفارزاده با داشتن تفکری کاملا مادرانه و نگاهی عارفانه،طی طریق می‌کند و عمرش را شاعرانگی کرد.ما کمتر زنی را سراغ داریم که هم قلبش بتپد و شعر بگوید و هم تفکرش، منطقی،استدلالی و پژوهش گرایانه باشد.

فارغ از تاثیر گذار بودن در زمینه سرودن شعر، چه در زمان خود و چه بعد از خود خدمات ارزشمند صفار زاده در زمینه ترجمه قرآن کریم نیز ستودنی است.نظر شما چیست؟
به طور قطع همین‌طوراست.بزرگ‌ترین کار صفارزاده که نامش را در ادبیات جهان جاودانه کرده،ترجمه قرآن مجید بوده است.او با روح شاعرانه یک زن،یک محقق و انسانی جهان شمول در هم آمیخته بود و به اعتقاد من،ترجمه او یکی از بهترین
ترجمه‌های قرآن کریم است.او یکی از استثناهای تاریخ زنان ادیب ایران است که همیشه بر تارک درخت ادبیات این مرز و بوم می‌درخشد.انتهای عمر این بانوی فرهیخته و به نوعی نقطه پایانی او هم همان‌طور که اشاره کردید،ترجمه عزیز کتاب آسمانی مسلمانان بود که از زبان یک زن،مادر،شاعر و محقق بیان شده است.

گفت‌وگو:آزاده صالحی