به گزارش خبرنگار ادبیات برنا، در آستانه معرفی برنده جایزه صلح نوبل 2013 از سوی بنیاد بین المللی نوبل، نخستین ویدئو کتاب تاریخ شفاهی مطبوعات با عنوان "صلح در اکتبر ۲۰۰۳" در دو نسخه الکترونیکی و کاغذی چاپ و منتشر شد.

این کتاب با نگاهی به عملکرد برنده جایزه صلح نوبل 2003 پس از دریافت جایزه، به      گام هایی اشاره کرده است که شیرین عبادی می توانست برای احقاق حقوق ملت ایران بردارد، اما برخلاف آنچه که هوادارانش انتظار داشتند مسیر دیگری را انتخاب کرد.
بر اساس این گزارش، عاطفه تلقانی در این کتاب با روایت خاطرات خود، از چگونگی آشنایی اش با انجمن حمایت از حقوق کودکان و همکاری با آن انجمن همزمان با انتخاب خانم شیرین عبادی به عنوان برنده جایزه صلح در سال 2003 سخن می گوید و به عوامل و دلایلی اشاره دارد که سبب شد تا قلم به دست بگیرد و طی یک مقاله مطبوعاتی به نقد عملکرد برنده ایرانی جایزه صلح نوبل بپردازد.

این گزارش می افزاید، کتاب "صلح در اکتبر 2003 " در دو نسخه کاغذی و الکترونیکی قابل استفاده است که بخش عمده کتاب مربوط به خاطراتی است که نویسنده از دانش آموزان افغان خانه کودک ناصرخسروی تهران روایت می کند و از آن جا که وی پیش از بازگشت دانش آموزانش به افغانستان با ایشان مصاحبه ویدئویی داشته است، نسخه الکترونیکی کتاب شامل ویدئوهای کوتاه مرتبط با مطالب نوشته شده است.
بخشی از کتاب شفاهی صلح نوبل 2013
تلقانی اضافه کرد: علاوه بر این، کتاب دارای دو فیلم مستند و همچنین چند گزارش خبری است که مستند "گزارش از یک زندگی خاکی" ساخته خاطره حناچی می باشد و گزارش های خبری تلویزیونی هم توسط محمدرضا احمدی تهیه و تولید شده است.
این نویسنده و مستندساز، درباره مستند "کودکان غربت" نیز گفت: این مستند در سال 1383 و با حمایت کمیته فرهنگی انجمن حمایت از حقوق کودکان تهیه شده است، برای همین قصد دارم بخشی از عواید فروش کتاب را به انجمن اختصاص دهم.

به گفته وی، هر چند در کتاب کاغذی عکس هایی از شخصیت های کتاب قرار داده شده است اما راش های این مستند که در متن کتاب مورد استفاده قرار گرفته و به نوعی بر جذابیت روایت مکتوب افزوده است، و سبب شده که مخاطبان ویدئو کتاب در مواردی به جای تخیل درباره آنچه که نویسنده روایت می کند، به تماشای گفتگوی نویسنده در جایگاه معلم با دانش آموزانش بنشیند.


نویسنده ویدئو کتاب "صلح در اکتبر 2003 " که از سال 83 به طور حرفه ای در تحریریه شبکه خبر مشغول به کار شده و پیش از آن در باشگاه خبرنگاران فعالیت داشته است، گاهی موضوعات مد نظرش را طی گزارش یا یادداشت مطبوعاتی در اختیار مطبوعات با طیف های مختلف از جمله روزنامه شرق، همشهری و کیهان قرار می داده است، که یکی از یادداشت هایش به شکایت خانم شیرین عبادی از وی منجر می شود و پای او را به دادگاه مطبوعات باز می کند.

عاطفه تلقانی در بخشی از این کتاب آورده است: " پس از ارسال مقاله و صرف صبحانه تصمیم گرفتم پیش از رفتن به تحریریه شبکه خبر دو سه ساعتی بخوابم. تازه چشمهایم گرم شده بود که زنگ ممتد تلفن به صدا در آمد. برای اینکه بد خواب نشوم، چشم بسته پاسخ دادم. همکارم از گروه اجتماعی شبکه خبر بود. پرسید: دادگاه بعدی شما چه زمانی است؟ خواب از سرم پرید. چشم هایم باز شد. پرسیدم: دادگاه! کدام دادگاه؟ گفت: دادگاه شیرین عبادی را می گویم. دو سال بود به طور کامل با کسانی که با شیرین عبادی ارتباط داشتند، بی ارتباط بودم، برای همین موضوع را باور نکردم و گفتم: احتمالا اشتباه کرده اید یا اینکه تشابه اسمی رخ داده است! آن لحظه باورم نمی شد، خانم عبادی که بر آزادی بیان تاکید دارد و پس از جهانی شدن، پشت تریبون های بین المللی در انتقاد از سیاست های داخلی ایران سخن ها می گوید، تاب و تحمل یک نقد مطبوعاتی داخلی را آن هم از کسی که روزگاری از مدافعانش بوده است، نداشته باشد و با این اتهام که نویسنده وجهه اجتماعی او را خدشه دار کرده است، در دادگاه کیفری اقدام به شکایت کرده باشد."



در بخش دیگر این کتاب نوشته شده است: پس از به پایان رسیدن کیفرخواست، آقای شریعتمداری مقابل قاضی و هیأت منصفه ایستاد و به قرائت متن دفاعیات خود پرداخت. دقایق چندانی از پاسخ‌گویی مدیرمسئول کیهان به اتهاماتش نگذشته بود که خانم ستوده، وکیل شاکی با عصبانیت از روی صندلی خود بلند شد و نسبت به سخنان او اعتراض کرد. اما متهم بی‌توجه به آنچه اعتراض می‏شد به اظهاراتش ادامه داد، و در پی آن خانم وکیل دادگاه را ترک کرد. این واکنش از سوی خانم ستوده با تجربة‌‏ چند ساله‏اش در امر وکالت دور از انتظارم بود. ترجیح می‌دادم مردانه بایستد، و اعتراض خود را مطرح کند. دو بار، سه بار، ده بار!
اما خانم ستوده عصبانی شد، وقتی خونسردی آقای شریعتمداری را هنگام پاسخ گویی دید. پس از مدتی مصاحبه ای از خانم ستوده منتشر شد. او به خبرنگارها گفت:« متهم پرونده حسین شریعتمداری به همراه خانم دیگری به نام عاطفه تلقانی، این مطالب سراسر کذب را علیه شیرین عبادی منتشر کرده است. این خانم که متهم دیگر این پرونده است، مدت های مدید عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان بوده، و در این انجمن فعالیت می کرده است که شیرین عبادی از کوشندگان تأسیس آن بوده است و یکی از دلایل اعطای جایزه‏ صلح نوبل نیز به شیرین عبادی، تأسیس انجمن مذکور بوده است. حال سؤال این است که کارمند کیهان که به دستور رئیس خود، علیه موکلم اکاذیب و اراجیف را منتشر کرده است، به چه قصد و نیتی عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان شده است؟ اگر عضویت ایشان به دلایل امنیتی و به قصد جاسوسی بوده، چرا پوشش خبرنگاری برای خود برگزیده و وارد انجمن مذکور شده است؟»
عاطفه تلقانی درباره علت برگزار نشدن مراسم رونمایی ویدئو کتاب هم گفت: علاقمند بودم که مراسم را در خانه کودک ناصرخسرو یعنی مکانی که خاطرات از آن جا آغاز شد، داشته باشیم اما تجربه ای که از پیش داوری ها دارم سبب شد از این ایده منصرف شوم، شاید یک نکته عجیب این است که در مواقعی فیلمی دیده نشده و کتابی خوانده نشده سرسختانه مورد قضاوت قرار می گیرد، که اتفاقا "صلح در اکتبر 2003" هم از آن دسته است.
داور جشنواره هفدهم و هجدهم مطبوعات ادامه می دهد: من در این که خانم شیرین عبادی پیش از دریافت جایزه نوبل فعالیت های انسان دوستانه بسیاری داشته است، تردیدی ندارم. حتی به خاطر دارم در زمانی که برخی اعضای هیات مدیره تصمیم گرفته بودند به فعالیت انجمن در بم خاتمه دهند، خانم عبادی به سخنانم توجه کرد و همراه با دیگر اعضای کمیته بم موفق شدیم تا هیات مدیره را متقاعد کنیم تا انجمن مدت ها پس از زلزله به فعالیت خود در بم ادامه دهد، اما موضوعی که سبب شد تا درباره ایشان زبان به نقد بگشایم این بود که موضع گیری های سیاسی خانم عبادی در سطوح بین المللی فرصت مناسبی را برای دشمنان وطن فراهم کرد. به طوری که با استناد به سخنان برنده صلح 2003 و برخی گروه های معاند نظام جمهوری اسلامی بر انگ های خود و توهمی که درباره انرژی صلح آمیز هسته ای ایران داشته و دارند، افزودند و با تکیه بر ادعاهای خیالی بر تحریم های ناجوانمردانه اقتصادی خود صحه گذاشتند. در حالی که خانم شیرین عبادی به جای قلم فرسایی برای احمد شهید و تلاش برای زیر سوال بردن حقوق بشر در ایران در عرصه بین المللی می توانست مانند بسیاری که خواستار برخی اصلاحات در قوانین داخلی هستند، با مردم ایران همراه شود. من فکر می کنم انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری پیام های بسیاری برای افرادی چون سرکار خانم شیرین عبادی داشت.
تلقانی با اشاره به سخنان دکتر حسن روحانی، رئیس جمهوری دولت یازدهم مبنی بر مکتوب کردن فرهنگ شفاهی در نخستین روز ماه مهر گفت: می گویند قسمتهایی از بخش های تاریخی که درباره ایران به دست ما رسیده است در زمانی که نویسنده دست به قلم گرفته، به علت نشستن غبار زمان بر روی آن به خطا رفته است. خُب، تاریخ شفاهی با توجه به این که بازیگران آن هنوز هستند و امکان اظهار نظر دارند، فرصت اصلاح خطا در تاریخ را فراهم می کند، اما ثبت تاریخ شفاهی هم دل و جرات می خواهد، جراتش را نداشتم اما آیندگان به گذشته خواهند نگریست، برای همین خودم را در معرض قضاوت دوستان و نا آشنایان قرار دادم چه آن زمان که نخستین مستند تاریخ شفاهی طنزمطبوعات پس از انقلاب را ساختم و چه در لحظه هایی که خاطراتم را به رشته تحریر در آوردم.
کتاب "صلح در اکتبر 2003" که تا کنون دو سوم آن توسط عاطفه عرفانی به زبان انگلیسی ترجمه شده است، در سال 1390 نوشته شده است و عاطفه تلقانی درباره گپ دو ساله چاپ و توزیع آن هم گفت: نمی خواستم کتاب از سوی ناشران شبهه دولتی منتشر شود، زیرا احتمال می دادم که بخش هایی از آن دچار ممیزی شود، چند ناشر بخش خصوصی هم به من گفتند که اگر اتفاقی برای نظام بیافتد چنین و چنان می شود، در نهایت کتاب در چاپ دوم در اختیار آقای عباس تارانتاش، ناشر انتشارات دستان قرار گرفت و خوشبختانه کتاب کاغذی و الکترونیکی با همکاری ایشان چاپ شد، اما علت این که چاپ نخست در اختیار مخاطبان قرار نگرفت این بود که می خواستم کتاب کامل و جامع در اختیار خوانندگان قرار بگیرد، به طوریکه در چاپ دوم علاوه بر نسخه الکترونیکی که همراه با کتاب کاغذی عرضه می شود 76 صفحه هم به چاپ نخست اضافه شده است.

در کتاب "صلح در اکتبر 2003 " مقدمه دکتر محمدجعفر محمدزاده، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به چشم می خورد. کتاب دارای عکس های سیاه و سفید در نسخه چاپی، و رنگی در نسخه الکترونیکی است که در یک بسته توزیع می شود. شمارگان آن 2000 نسخه و قیمت پشت جلد آن 10000 تومان است. تلفن پخش آن هم 66461021 یا 09193114989 است.