به گزارش خبرنگار ادبیات برنا، درمیان شاعران نوگرا،نام سهراب سپهری به عنوان شاعری تاثیر گذار و شاخص نامی آشنا است.سهراب را می توان یکی از تاثیر گذارترین شاعران معاصر دانست که با وجود سی و پنج سال از درگذشت او، هم چنان اشعارش در بین نسل جوان، دهان به دهان می چرخد و کتاب هایش از فروشی مطلوب برخوردارند.زندگی سپهری از دو وجه ادبی وهنری همواره زیر ذره بین منتقدین این دو حوزه بوده است.

زندگی نامه
سهراب در سال 1307 در خانواده ای اهل فرهنگ و هنر درکاشان به دنیا آمد.او تا پایان دوران تحصیلی در کاشان زندگی کرد و بعد از فارغ التحصیلی به تهران آمد و در رشته نقاشی دردانشکده هنرهای زیبای تهران به تحصیلات ادامه داد.سپهری در سال های آغازین تحصیل در دانشکده هنرهای زیبای تهران،مدت کوتایه به استخدام شرکت نفت نیز درآمد. اما از آن جایی که کارمندی و کار دولتی با ذائقه او سازگار نبود،از کار در شرکت نفت استعفا داد.

شاعر رنگ ها
اگرچه نخستین بارقه های ظهور شعر در سهراب را نمی توان به درستی حدس زد اما می توان گفت او به شکل رسمی درسال 1330 نخستین مجموعه شعر خود یعنی «رنگ مرگ»را منتشر کرد.دوسال بعد از آن، یعنی همزمان با فارغ التحصیلی از دانشکده هنرهای زیبای تهران،نشان درجه یک عملی را نیز دریافت کرد و همزمان مجموعه شعر دیگر خود یعنی «زندگی خواب ها»را به چاپ رساند.بعد از تجربه کاری نسبتا کوتاه مدت در شرکت نفت تهران،سپهری درسال های بعد و به طور مشخص در سال 1333 در اداره فرهنگ وهنر سابق در بخش موزه ها شروع به کار کرد و در کنار آن تدریس نقاشی در هنرستان هنرهای زیبای تهران را نیز آغاز کرد.



بسیار سفر باید
کارنامه هنری و ادبی سپهری نشانگر آن است که او به سفر دلبستگی فراوانی داشته است.اگرچه،این دلبستگی بیشتر نشات گرفته از گرایشات شخصی او نسبت به فرهنگ شرق بوده است.روی این اصل است که سپهری درطول حیات خود سفرهای متعددی به کشورهایی چون هند،پاکستان،افغانستان،چین،ژاپن و...کرد.دستاورد این سفرها در اشعار و نقاشی های او به خوبی مشهود است.چندان که فراگیری حکاکی روی چوب و ترجمه شعرهای کهن ژاپن را می توان ره آورد سفر نسبتا طولانی او به این کشور قلمداد کرد.سفری که درمقایسه با سایر سفرهای سپهری در کسب تجربه های تازه او نقش به سزایی داشت.

تجربه گرایی در شرق و غرب
با این حال ،سفرهای سهراب تنها به دایره خاور دور و اصولا مشرق زمین محدود نماند.او در دهه های سی و چهل سفرهای متعددی به اروپا انجام داد.در پاریس به مدرسه هنرهای زیبا رفت و در رشته لیتوگرافی ثبت نام کرد.اما زندگی در پاریس به او روی خوش نشان نمی داد.تامین مخارج تحصیلی و انجام ناگزیر مشاغل سخت که سپهری از آنها بیزار بود زندگی در پاریس را به او تنگ کرده بود.اما حال دوران یکسان نماند.سهراب به تهران بازگشت و در دوره ای یعنی دهه چهل،تدریس در دانشکده هنرهای تزیینی تهران را آغاز کرد.اما تدریس او در این مقطع نیز دوام چندانی نداشت و پس از مدتی از تمام مشاغل دولتی که برعهده اش گذاشته می شد کناره گیری کرد.این کناره گیری،مجال بیشتری را برای پرداختن او به شعر و نقاشی فراهم کرد.

آنجا که آثار حرف می زنند
در توصیف شخصیت ظاهری و باطنی او غالبا این طور گفته اند:هنرمندی خجول و فروتن،تجربه گرا و جستجو گر و اخلاق مدار.می گویند زیاد اهل عکس انداختن نبوده است.شاید به همین خاطر است که تعداد عکس هایی که امروز از او باقی مانده اندک است. از خودنمایی بیزار بود و بیش از آن که در جمع حاضر شود تمایل به انزوا داشت.
 




نقش عشق بر بوم زندگی
سهراب سپهری را باید هنرمندی زبده در عرصه نقاشی قلمداد کرد.به ویژه، پس از مرگ او ابعاد هنری اش بیش از پیش به مدد خلق تابلوهایی که ارائه کرده بود بر همگان آشکارشد.آنچه درباره او اهمیت دارد این است که سپهری در هر دو وادی یعنی چه شعر و نقاشی، به طبیعت علاقمندی زیادی داشته است.بنابراین،نقاشی های او نیز از این قاعده مستثنی نبوده است.اگرچه طبیعت گرایی او در نقاشی با یک جور پیروی از رویکردهای مدرن در عالم هنر و الهام از دو جهان شرق و غرب و سفرهای متعدد او پیوند خورده است.برخی از منتقدین هنرهای تجسمی او را نقاشی می دانند که بیشتر به سبک و سیاق انتزاعی به خلق اثر پرداخته است.با وجود شهرت بسیارش در حیطه نقاشی،هرگز در افتتاحیه هیچ کدام از نمایشگاه هایش حضور نیافت و دلیلش برای این عدم حضور،پرهیز از خودنمایی بود.شهرت نقاشی های سهراب تا اندازه ای است که طی سال های اخیر در حراجی های مهمی چون کریستی امارات،گران ترین تابلوی نقاشی شناخته شد.


تا شقایق هست
هنوز هم معروف ترین تابلوهای او خاصه «طبیعت بیجان»(1336)؛«شقایق ها،جویبار وته درخت»(1339)،«علفها و تنه درخت»( ۱۳۴۱)، «ترکیب بندی با نوارهای رنگی» ۱۳۴۹)، «ترکیب بندی با مربعها»،«منظره کویری»و...از شهرت بسیاری برخوردارند و برخی از این آثار نزد مجموعه دارانی که درسال های گذشته این آثار را خریداری کرده اند یا بستگان او نگهداری می شود.او در کارنامه هنری خود حضوردر نمایشگاه های انفرادی و گروهی متعددی را ثبت کرده است که اولین دوسالانه تهران (فروردین 1337)،دوسالانه ونیز(1337)دو سالانهٔ دوم تهران (فروردین ۱۳۳۹، برندهٔ جایزهٔ اول هنرهای زیبا)؛ نمایشگاه انفرادی در تالار عباسی تهران (اردیبهشت ۱۳۴۰)، نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ تهران (خرداد ۱۳۴۱)؛نمایشگاه گروهی در نگارخانه گیل گمش (تهران، ۱۳۴۲)؛ دوسالانهٔ سان پاولو (برزیل، ۱۳۴۲)؛نمایشگاه گروهی هنرهای معاصر ایران (موزه بندر لوهار، فرانسه، ۱۳۴۲)؛نمایشگاه گروهی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)؛نمایشگاه انفرادی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)و...ازاین جمله اند.

مسافر اتاق آبی
مجموعه شعرهایی که سهراب از دهه سی تا اوایل دهه پنجاه سرود،تماما امروز از منظر منتقدین ادبی آثاری با ارزش با مولفه های منحصر به فرد تلقی می شوند.او اگرچه یکی از شاعرانی نامیده می شود که بعد از بروز شعر نیمایی به این سبک شعر گفت اما بعد از مدتی،تصمیم گرفت شیوه شعری خود را در شعرهایش بیابد و تا پایان عمر اگرچه شعرهایش بر بدنه شعر نیمایی استوار بود اما به زبان و سبکی که خود داشت سروده شد. «تا انتهای حضور»؛«حجم سبز»؛«مسافر»؛«صدای پای آب»؛«شرق اندوه»؛«ما،هیچ،نگاه»؛«هشت کتاب»؛«اتاق آبی»و...برخی از معروف ترین مجموعه اشعار سپهری هستند.شعرهای او برخلاف نقاشی هایش که به درک گسترده نسبت به هنرهای تجسمی نیازمند است،ساده است و به زبانی صمیمی با مخاطب سخن می گوید.مولفه های موجود درشعرهای سهراب برخی از دوستان او را برآن داشت تا شعرهایش را به زبان انگلیسی ترجمه کنند.اگرچه بعد از مرگ او نیز سایر اشعارش به زبان های ایتالیایی،فرانسوی،ترکی و اسپانیایی نیز ترجمه شد.
 



مرگ پایان کبوتر نیست
سهراب اگرچه شاعری منزوی بود و به هربهانه ای عزلت نشینی خود را به شرکت در محافل پرطمطراق ادبی و هنری ترجیح می داد،اما فراز و فرودهای زیادی را در انزوای خود تجربه کرد که بیماری سرطان یکی از آنها بود.او درسال 1357 به سرطان خون مبتلا شد و برای ادامه درمان به انگلستان رفت.اما از آنجایی که بیماری اش پیشرفت کرده بود و پزشکان عملا از معالجه او درمانده بودند به ایران بازگشت و اول اردیبهشت ماه 1359 در بیمارستان پارس از دنیا رفت.آرامگاه سهراب امروز به یکی از مکان های پر بازدید تبدیل شده است و توریست هایی که از کشورهای مختلف برای دیدن اماکن زیبای به ایران سفر می کنند،به ویژه آنهایی که با افکار و شعر سپهری آشنایی کامل دارند،حتما برای ملاقات با این شاعر لطیف و پراحساس سری به مشهد اردهال
 می زنند.صحن امامزاده سلطان علی بن محمد باقر سال هاست میزبان ابدی سهراب سپهری است.بر روی سنگ مزار او این شعر نقش بسته است:
به سراغ من اگر می‌آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من