به گزارش خبرنگار ادبیات برنا،با وجود آن که شش سال از درگذشت حسین ابراهیمی الوند می‌گذرد نام او هنوز درعرصه ترجمه در ردیف یکی از مترجمان خوش ذوق و توانمند می‌درخشد.ابراهیمی الوند در زمان حیات، بیش از صد کتاب برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرد.آنچه درباره این مترجم بیش از کارنامه کاری اش حائز اهمیت است،سبک و سیاق کاری اش درعرصه ترجمه است. او از معدود مترجمانی بود که نه تنها با نویسندگان کشورهای مختلف تعاملی دوستانه برقرار کرده بود که حق کپی رایت را که تا امروز،ایران به دلیل نپیوستن به قانون ژنو از آن برخوردار نبوده را تا جایی که          می‌توانست درحین ترجمه یک کتاب رعایت می‌کرد.ابراهیمی الوند در کارنامه کاری خود ترجمه آثاری چون «ایلیاد و اودیسه هومر»؛ «افسانه های مردم دنیا»؛«208 حکایت از ازوپ»؛«رویای بابک»،«شاهزاده شیر و راز گل سرخ»؛«گمشده شهرزاد»؛«سه گانه چرخ گردون»و...را ثبت کرده است.ره آورد ترجمه این آثار افتخاراتی بوده است که در جوایز ادبی مختلف، نصیب این مترجم متعهد شده است.

با این حال،«نان و گل سرخ»آخرین ترجمه این مترجم به شمار می رود که در دی ماه سال 1386 منتشر شد.اگرچه دیگر ترجمه های الوند هنوزهم بعد از سال ها، از مولفه های جذابیت و شیوایی برخوردارند،اما به زعم نگارنده،رمان«نان و گل سرخ»درمیان سایر ترجمه های او به مراتب پررنگ تر جلوه کرده است.روی این اصل،شاید در سالروز درگذشت این مترجم توانمند،اشاره هایی درباره این رمان خالی از لطف نباشد.

ابراهیمی الوند این اثر را از میان یکی از رمان های کاترین پاترسون انتخاب کرده است.«نان و گل سرخ»برشی از اعتصاب های کارگری و نابرابری های غیر عادلانه امریکا در یک برهه زمانی است.داستان از جایی آغاز می شود که عده ای از کارگران ایالت لارنس در ماساچوست امریکا در پی تضییع حق خود دست به اعتصاب و مقابله با نظام رادیکال می زنند.




شخصیت های اصلی داستان دو نوجوان به نام های «رزا»و «جیک»هستند که فقر و سیاست های قدرت طلبانه حکومت وقت به جای آن که آنها را به مدد ایجاد تعلق خاطری پاک و بی آلایش دوشادوش هم قرار دهد مقابل یکدیگر می نشاند.برخی بر این باورند که پاترسون دراین رمان،زنان و کودکان را اصلی ترین قربانیان اعتصابات کارگری قلمداد کرده است.

نویسنده با دستمایه قرار دادن بروز اعتصابات کارگری به سیستم ناعادلانه امریکایی، به نوعی به بازسازی یک واقعه تاریخی نیز پرداخته است.«نان و گل سرخ»داستانی لطیف و پرکشش است.از این رو به دلیل وجود همین ویژگی ها نمی توان آن را تنها اثری محدود به طیف مخاطبان نوجوان دانست،بلکه خواندن این کتاب برای مخاطبان بزرگسال هم توام با جذابیت است.

مولف در این رمان با طراحی دو شخصیت «رزا»و «جیک»آنها را نمایندگان قشر فرودست جامعه کارگری وقت معرفی می کند و با چینش اتفاقات و حوادث مختلف؛تلاش های این دو را برای مبارزه با بحران های پیش رو به تصویر می کشد.اگرچه،برخی منتقدین ادبی براین باورند که پاترسون در رمان «نان و گل سرخ»در شخصیت پردازی کاراکترهای رمان مثل کاراکتر «جیک»موفق نبوده است.

با این حال،رمان از ابتدا تا پایان به مدد نثر ساده و روان نویسنده از انسجام و توازنی که باید برخورداراست و همین ویژگی ها سرپوشی بر ضعف هایی ازاین دست تلقی می شود و مانع از پیشبرد حوادث رمان نشده است. با این حال نباید تجربه گرایی شخصی نویسنده را در حین نگارش این رمان از قلم انداخت.پاترسون درچین به دنیا آمد اما دوران کودکی او مصادف با اشغال چین درسال 1937 از سوی ژاپنی ها شد و همین امر باعث شد تا او به همراه خانوده اش به ایالت ویرجینیا مهاجرت کند.

درواقع،مهاجرت های اجباری و پی در پی بعد از آن،آموختن زبان چینی،تسلط یافتن به زبان انگلیسی و ارتقاء اطلاعات شخصی درباره فرهنگ کشورهای دیگر این مجال را برای نویسنده فراهم کرد تا به یمن تجربه های شخصی،درهای بیشتری را درحیطه ادبیات داستانی به روی خود بگشاید و موفقیت را بالاخره از آن خود سازد.چندان که برخی از کتاب های او برنده جوایز معتبری چون جایزه ملی کتاب امریکا،جایزه ویژه ادگار آلن پو،نشان نیوبری،جایزه آشرید لیندگرن و...نیز شده و او را در فضای معاصر به عنوان نویسنده ای که به سبک شخصی اش در نوشتن دست یافته مبدل کر ده است.

فضای رمان «نان و گل سرخ»در اوایل قرن بیستم امریکا می گذرد.تقابل نظام سرمایه داری و کارگری هسته اصلی رمان را تشکیل می دهد.او مقوله دردناک و سرشار از پیامدهای ناخوشایند اعتصاب را در زندگی دو نوجوان مطرح و ریشه یابی می کند و خط سیر داستان را تا جایی سوق می دهد که مخاطب به این نکته پی می برد که کارگران ماساچوست تنها خواهان نان و امرار معاش روزمره خود نیستند.بلکه قصد دارند با این اعتصاب،حقوق از دست رفته معنوی شان را که زیر پای نظام سرمایه داری لگد مال شده باز پس گیرند.چندان که از زبان یکی از کارگران اعتصاب کرده در رمان می خوانیم:«من فکر می کنم نان را فقط برای شکممان نمی‌خواهیم، ما برای بچه‌هایمان زیبایی می خواهیم، ما گل سرخ می‌خواهیم».

گرسنگی و تنگدستی،اجحاف و بی عدالتی دراین رمان به خوبی مطرح شده و زنده یاد ابراهیمی الوند نیز با ترجمه ای توام با چیره دستی و مهارتی منحصر به فرد در زیبا جلوه دادن این اثر نقش داشته است.پاترسون با مطرح کردن دو مقوله نان و گل سرخ به نوعی عبارتی ایهام آمیز به کار می برد و غیر مستقیم از مخاطب می خواهد که با دقیق شدن در متن کتاب،به واکاوی این عبارت کلیدی بپردازد و پیام نویسنده را دریابد.کنایه آمیز بودن عنوان کتاب،ارجحیت معنویات بر مادیات زندگی را به مخاطب متبادر می‌سازد و ردپای یافتن معنویت را در طبقه فرودست جامعه به زبان داستان، آسیب شناسی می کند.

با این تفاسیر،این نخستین بار نیست که نویسنده با الهام از یک واقعه تاریخی و حقیقی به نگارش رمان پرداخته است.آنهایی که با آثار پاترسون آشنایی دارند می دانند که راز موفقیت رمان های او درهمین مسئله یعنی توجه عمیق به رخدادهای تاریخی نهفته است.او در «نان و گل سرخ» با وجود تصویر کردن فراز و نشیب های مختلف بر سر راه کارگرانی که دست به اعتصاب زده اند،نگاهی خوش بین و امیدوار کننده دارد.ازاین رو، پایان داستانی که او برای مخاطب تدارک دیده تلخ و گزنده نیست.بلکه سپیدی صبح را نقطه ای بر پایان قیراندودی شب تلقی می‌کند و سر زدن امید را نوید می دهد.

یادداشت:آزاده صالحی