به گزارش سرویس فرهنگ و هنر برنا، نمایش «پاییز نگفته بود» به نویسندگی و كارگردانی رضا گشتاسب، با تراژدی غیر صریحی كه گام به گام در جان مخاطب تزریق می‌كند او را وا می‌دارد تا هر چه بیشتر به موضوع طرح شده در نمایش بیندیشد.

پاییز نگفته بود از جمله نمایشی‌هایی است كه ذهن مخاطب را به خود درگیر می‌كند و جریان سیال ذهن مخاطب را برای ساعتی از آن خود می‌كند و او را به عمق مفاهیمی چون زندگی، عشق، زمان و ذهن فرو می‌برد كه ساعت‌ها اثر تراژیک‌اش با آدمی همراه خواهد بود.

«نمایش پاییز نگفته بود» با سبک انتزاعی و اكپسرسیونیستی كه دارد روایتگر احوالات زنی است كه علی رغم تمام شدن جنگ تحمیلی و به شهادت رسیدن همسرش، باز هم با او زندگی می‌كند، حرف می‌زند و ارتباط خود را با او همچنان حفظ كرده است.

در این نمایش به خوبی مرز میان متعارف‌ها برداشته می‌شود؛ مرز بین كابوس و رویا رنگ می‌بازد و به خوبی تلاش می‌شود تا مخاطب در تشخیص كابوس از رویا به دشواری بیفتد و شاید اوج زیبایی این نمایش هم در همین تلاش نهفته است.

می‌توان تردید كرد كه نمایش «پاییز نگفته بود» كه می‌خواهد نشان دهد جنگ هنوز هم برای خیلی‌ها تمام نشده و اثرات بر جای مانده از آن هزاران برابر سخت‌تر از خود جنگ است، در به نتیجه رساندن این پیام موفق بوده است. اما پرداخت داستانی خوب، بازی‌های زیبا و تاثیرگذار بازیگران و طراحی صحنه این نمایش در تاثیرگذاری بودن آن نقش اساسی دارند.

این نمایش با ایده پردازی‌های خوب كارگردان كه آرام آرام به بدنه نمایش تزریق می‌شود، آهسته آهسته تاثیرش را بر مخاطب می‌نهد یعنی بر جان او می‌نشیند، توانسته ارتباط خوبی با مخاطبان برقرار كند و موضوع و مفهوم مد نظر نویسنده با فرمی سازگار با محتوا به بیننده انتقال دهد.

اگر چه گاهی به نظر می‌رسد تغییر دكورها كه توسط خود بازیگران، انجام می‌شود و نورپردازی‌ها و موسیقی متن، ذهن مخاطب را از نمایش دور می‌كند، ولی در كل این نمایش را می‌توان از جنبه‌های متن و بازی بازیگران تاثیرگذار دانست.