در ماه مبارک رمضان که ماه نزدیکی به خداست، از بچگی فکر می کردم که برای نزدیک شدن به خدا باید به یک جای بلند رفت. فکر کردم بهترین جا برای حرف زدن با خدا پشت بام است. می خواستم یک کمی برنامه ام غیر متعارف و غیر کلیشه ای باشد، همه روی زمین می ایستند و با خدا حرف می زنند ولی من روی پشت بام بودم و این کار را کردم.

من می خواستم در این برنامه اهالی یک مجتمع را نشان بدهم؛ یعنی با توجه به اینکه حضرت آقا به رسانه خیلی دغدغه دارند من می خواستم خانواده را در رسانه نشان دهم.

می خواستم خانواده ها خودشان را در رسانه ببینند، کوچکترین اجتماع که همان خانواده است، ما یک مجتمع مسکونی را انتخاب کردم و به اهالی مجتمع گفتم که به پشت بام بیایند.
با توجه به اینکه که فضای رسانه ای ما فضای ملی شده و سلیقه ها به بیش از حد متنوع شده است ، من نمی خواستم مثل بعضی ها با میل شخصی خودم برنامه هایی بسازم. چون مردم تا وقتی که خودشان را در رسانه نبینند، این برنامه را تماشا نمی کنند، در برنامه من همه افراد جامعه چیزی شبیه خودشان را می بینند.شاید خود ملت ایران نباشد ولی چیزی شبیه ملت ایران است. از افراد خردسال تا پیر مرد و پیرزن خودشان را در برنامه می بینند.این برای من خیلی ارزشمند است که در رسانه هایی کار کنم که مردم از دیدن آن لذت ببرند.

سالی یک یا دو کار بیشتر انجام نمی دهم ، اما سعی می کنم در این کارها فضای موجود را بشکنم و مخاطب خود را جذب کنم. فکر می کنم برنامه من از سوی مخاطبان با استقبال خوبی مواجه شده اما خودم از کاری که کردم راضی نیستم.شاید 10تا20درصد توقع برای من برآورده شد. طرح اولیه من یک پل معلق بود بین مجتمع آتی ساز؛ یعنی یک پل معلق بین دو تا برج که مردم روی آن بودند و برنامه اجرا می شد.

آن چیزی که من می خواستم ذره ذره به طرحی که هم اکنون می بیند تبدیل شد و دلیل آن هم ضعف تکنیک و تجهیزات بود و ضعف نگاه بود.
ما در برنامه های اسلامی با توجه به اینکه در کشورهای اسلامی هستیم متاسفانه برنامه های مذهبی ما از کمبود بودجه رنج می برند. مگر اینکه برنامه نمایشی باشد. ولی برای برنامه های ترکیبی هزینه چندانی نمی شود. برنامه های مذهبی در رسانه ما در گروه « ج ، د» قرار می گیرد.

اعتراف می کنم برنامه من یک برنامه ترکیبی پلاتویی نیست بلکه نرم جدیدی از برنامه مستند ترکیبی است که امیدوارم من پایه گذار این فرم از برنامه ها باشم.

این ژانر تا قبل از عید وجود نداشته، من سعی کردم در این برنامه سه دو یک را حذف کنم و نگاه های مستقل دوربین را حذف کردم. مدیر صحنه را هم حذف کردم.فضا باید خودمانی تر باشد.من احساس می کنم رسانه ما باید مردمی تر باشند و مردم ما باید در این کار خودشان را دخیل بدانند. تا مردم شریک و دخیل نباشد در یک برنامه، مخاطب آن برنامه نمی شوند.

حالا اینکه مردم چطور باید شریک برنامه ها شوند، این است که راحتتر دیدن برنامه ها را برای مردم کنیم، یعنی برنامه هایی بسازیم که مردم از همه چیز آن سر در بیاورند.همه چیز شفاف باشد و صداقت محض در آن برنامه وجود داشته باشد.

تصور می کنم تمام این موارد در برنامه من وجود دارد. در برنامه من همه چیز روی صحنه است. آنقدر وسعت دارد که هیچ جایی برای قائم و یا مخفی کردن وجود ندارد.400متر دکور یکی از خصیصه های بارز برنامه من است که هر گوشه این برنامه یک دکور مجزا است.

نقش مجری در این برنامه مجری نیست، بلکه به اجرا در آوردنده برنامه است. مجری های ما در برنامه ها خودشان برنامه را براساس گفتگوهای خود به اجرا در می آورند. لباسشان، نوع نگاه و مدل حرف زدنشان را به اجرا در می آورند.

ما برنامه های گفتگومحور در رسانه ، برنامه های مجری محور است. دو سه تا مجری هستند در کشور که بلدند کار گفتگو محور انجام بدهند. این افراد مخاطب جذب می کنند، به خاطر حضور خودشان ، نه به خاطر نوع و فرم برنامه.

گاهی فرم و نوع برنامه هیچ جذابیتی برای مخاطب ندارد و افراد تنها برای دیدن مجری گفتگو محور پای برنامه ها می نشینند.
اما کار من مجری محور نیست اما اجرا یعنی همین. مجری من برنامه را به اجرا در می آورد و اتفاقا بیشتر هم دیده می شود.

آیت الله زائری یک کارشناس مذهبی ژورنالیسم است،که در حال حاضر سردبیر دو نشریه در کشور است. خیمه و پنجره ، پس این آدم ژورنالیسم رسانه را می شناسد و من ترجیح دادم به جای روحانی آخوند مسئله گو که این روزها در رسانه زیاد دیده می شود.

برخی فکر می کنند روحانی یعنی اینکه بنشیند و مستقیما مردم را نصیحت کند یا اینکه مسئله گوی مردم باشد و احکام را برای مردم بگوید. من می خواهم بگویم هر دوی این موارد است و در ضمن آن این هم باید باشد، که روحانی در یک برنامه مذهبی احساس کند که کنار مردم است.

ما آیت الله زائری این حس را به مردم داده که در کنار مردم است. بیشترین تمرکز برنامه بر روی این مسئله بود که زندگی به سبک دینی را به مردم نشان بدهیم.

اینکه اگر به مردم بگوییم خمس و زکات بدهید تا زندگی تان رونق بگیرد، در عمل به چه معناست. ما متاسفانه کمتر به این سبک زندگی در رسانه توحه داشته ایم، در رسانه به دلیل برخی کژ اندیشی هایی که از بیرون وجود دارد، ما نمی توانیم به مردم بگوییم که یک سری کارها را نکنید و حتی برخی مشکلات را هم نمی توانیم بازگو کنیم. یعنی بایدها را بگوییم و نباید ها را نگوییم چون ترویج پیدا می کند. اما مسئله این است که کلام امام حسین چه می شود که تا درد شناخته نشود درمانی نتوان کرد. ما چطور می توانیم از فیس بوک حرف نزنیم ، از بدحجابی حرف نزنیم ، روابط غیر منطقی بین زنان و مردان را بازگو نکنیم ولی بگوییم که این کارها اشتباه است و برای آنها درمانی باید پیدا کرد.

در رسانه باید هنجارها را با ناهنجاری ها و باید ها و نبایدها را کنار هم دیگر گفت. خیلی صریح و بی پروا و بی پرده باید صحبت کرد.

با نقل قول کردن، نمی شود کار کارشناسی دقیق انجام داد. یکی از افتخاراتمان در طول 15سال کار رسانه این بوده که اکثر سالها برای محرم و رمضان برنامه ساختم. چون دغدغه دین دارم.دین به سبک و سیاق خودم و رسانه.

دین به سبک فرم گرایی ، واقعیت این است که نقدی که به من وارد است این است که من فرم گرا هستم نه محتوا گرا.

من به لحاظ فرم معتقدم برنامه های من 10سال جلوتر حرکت می کند اما به لحاظ محتوا 10سال از منبر عقب ترم. اوج محتوا 100سال دیگه هم ما به لحاظ محتوا در رسانه نمی توانیم به آیت الله کافی برسیم. ما به لحاظ محتوا نمی توانیم در یک رسانه به یک منبر چوبی10سال گذشته هم برسیم ولی ما به لحاظ فرم دستمان باز است و نباید خودمان را سانسور بکنیم.

قاب، دکور و رنگ و انقلاب باید درست باشد ، باید اول یک جام بلورین قشنگ ارائه کنیم و محتوا را داخل آن بریزیم. ولو اینکه محتوا یک درصد باشد. در این صورت محتوا تمام و کمال به مخاطب می رسد ولی اگر فرم ضعیف باشد و گیرایی نداشته باشد، با توجه به وجود هزاران شبکه در دسترس مردم ، چه دلیلی دارد که مردم یک کار مذهبی نگاه کنند. شبکه ها را نگاه می کنند و رنگ و لعاب هر کدام که بهتر بود آن را تماشا می کنند.

کار دینی باید کار شیک باشد. ما برای دین اگر بلد نیستیم کار شیک انجام بدهیم اگر نسازیم بهتر است.

برنامه ما امسال در نقطه اول بود ، در این ژانری که گفتم کارهای پلاتوی ترکیبی ما باید از حالت کلیشه در بیاید و مستند بشود.

4تاثیر شخصی من در این برنامه دیده می شود، نگاه فانتزی بودن، نکاه مستند من هم در این برنامه دیده می شود.

به نظر می رسد برنامه من با توجه به انتقادها و ...... دیده شده است