به گزارش خبرگزاری برنا،"لبخند تهران" عنوان ویژه برنامه ای طنز است که تلاش می کند از همه وجوه طنز در هنرهای هفت گانه برای خنداندن مردم بهره ببرد.

اجرای این برنامه را شهرام شکیبا برعهده دارد و می گوید: یکی از ویژگی های این برنامه مشارکت مردم در ضبط آن است. این برنامه هر شب در یک فرهنگسرای تهران اجرا و در شبکه آموزش به نمایش در می آید. واکنش مردم و تعامل آن ها با مجری و میهمانان از ویژگی های برنامه است و به همین دلیل مخطبان برنامه حضوری جدی در آن دارند.

شکیبا به روی صحنه می آید. لبخند می زند و سلام می کند. از پیامبر مهربانی سخن می گوید و اینکه بهشت جای آدم های اخمو نیست.

فیلمبردار درخواست تکرار می کند:«برچسب روی آب معدنی تبلیغ محسوب می شود» همه چیز باید از اول تکرار شود.

شکیبا می گوید: خوبی برنامه های طنز این است که هر اتفاقی که در برنامه بیفتد، همه فکر می کنند برنامه ریزی شده است. بارها و بارها شده که روی صحنه افتاده ام و میهمانان تشکر کرده اند که چقدر طبیعی افتادم(!) و البته من هم به روی خودم نیاوردم.
 
اجرای زنده نمایش رادیویی
بخش دیگر ویژه برنامه لبخند تهران، اجرای نمایشنامه خوانی است؛ در این بخش نیز هر شب از چهره های مطرح رادیو دعوت می شود تا برنامه ای طنز اجرا کنند.

عشق آباد به کارگردانی بهاره مشیری از جمله این اجراها بوده است. عشق آباد نوشته داوود میرباقری است، برگرفته از فیلم سینمایی معجزه خنده به کارگردانی یدالله صمدی. اجرای زنده سه نفره این نمایشنامه تجربه جالبی برای مخاطبان برنامه بود.

عمار خطی دانش آموخته نمایش دانشکده هنرهای نمایشی و گروهش نیز نمایشی طنز را با موضوع زندگی زناشویی اجرا می کنند. بیشتر موضوعاتی که محور نمایش رادیویی قرار می گیرد، خانواده و مشکلات مختلف اقتصادی و... است.

شهرام شکیبا پیش از دعوت از گروه رادیویی در مقدمه این بخش می گوید: دقت کرده اید که ما حتی رادیو را هم تماشا می کنیم. هنگامی که مجری رادیو می گوید یک خبر مهم، همه ما به آن زل می زنیم. انگار نمی شود بدون زل زدن خبر را شنید.

نمایش فیلم های طنز
کلاکت لبخند نیز بخش دیگری از ویژه برنامه لبخند تهران است. در این بخش صحنه هایی از فیلم های کمدی ماندگار به نمایش در می آید و منتقدان صاحب نام درباره فیلم و وجوه طنز آن صحبت می کنند.

شکیبا می گوید: سینمای طنز، سینمای اندیشه است. اینکه فیلمسازی یک سری جک هایی که شنیده ایم را جمع کند و فیلم بسازد، به این فیلم طنز نمی گویند. این ها فیلم های سخیف است.

سحر عصرآزاد، منتقد سینما پس از نمایش بخش هایی از فیلم سن پترزبورگ دعوت می شود. او با بیان اینکه خنده دغدغه امروز ماست، با لبخند می گوید: ما لبخند را گم کرده ایم و خنده گم شده امروز ماست.

این منتقد در ادامه کوتاه درباره فیلم و ویژگی های ممتاز آن هم کوتاه با مخاطبان سخن می گوید: سن پترزبورگ و نویسنده آن پیمان قاسم خانی نشان داده چقدر در خلق کمدی موقعیت موفق است.

هدیه به کبوترهای شهر
اما بخش اصلی لبخند تهران، تقدیر از یکی از پیشکسوتان حوزه طنز و یا فعالان این عرصه است. این بخش با عنوان تقدیم با طعم لبخند اجرا می شود و هنرمندانی چون احمد عربانی، مسعود فروتن، حسن معجونی و... میهمان این بخش بوده اند.

حسن معجونی بازیگر و کارگردان طنز در تلویزیون و تئاتر است. او درباره طنز و کارش صحبت می کند و از خاطراتش می گوید: بیشترین سوالی که از من می شود، مخصوصا توی تاکسی، این است که شما چطور این همه دیالوگ را حفظ می کند. واقعیت این است که من حافظه خوبی ندارم و معمولا تقلب می کنم.

نوبت هدیه میهمان می رسد. شکیبا مانند هر شب یک مقدمه مبسوط درباره هدیه می گوید. اینکه «مهربانی و آرامش بدون طبیعت میسر نمی شود. پس باید بدون شعار طبیعت را دوست داشت».

بعد خاطره اش نستالوژی می شود:«دلپذیرترین آهنگ کودکی بسیاری از ما آوای قمری است که دیگر خیلی کم آن را می شنویم. شهری که کبوتر ندارد، خیلی چیزها کم دارد»

با اتمام صحبت های شکیبا، لانه کبوتر در دستان حسن معجونی قرار می گیرد تا او نیز کبوترهای محل خود را شاد کند.