به گزارش خبرگزاری برنا،آقای دکتر روح الله حسینی؛ مدیر کل دفتر مطالعات و توسعه دانش و مهارت های سینمایی سازمان سینمایی؛ از اعضای افتخاری باشگاه، اعضای شورای مركزی كانون فیلمنامه نویسان، حسین مهكام و تنی چند از اعضای كانون از جمله حاضران در این برنامه بودند.

در بخش اول این نشست سیدسعید رحمانی سخنان خود را درباره مبحث "از ایده تا ساختار"این چنین آغاز كرد:«نكته اول این است که اصلاً ایده چیست؟… ایده در ساختار کلاسیک یعنی برخورد شخص و مسئله و در ساختار خرده پیرنگ یعنی برخورد شخص و جغرافیای مسئله دار… نباید فراموش کرد که فرمول های فیلمنامه نویسی همسان با فرمولهای مهندسی که متضمن کیفیت خروجی اند ، نیست بلکه صرفا الگوهای تکرار شده و جواب پس داده هستند که استفاده از آنها به منظور رعایت حداقل کیفیت است که با اغماض به آنها فرمول می گوئیم»

او ادامه داد:«اما در طی روند نگارش فیلمنامه چطور باید متوجه شویم ایده ما ظرفیت دراماتیک دارد؟ … شخصیت و مسئله و یا جغرافیای مسئله دار در اینجا تعریف دارد… شخصیت باید شخصیتی باشد که بعد از برخورد با مسئله یا جغرافیای مسئله دار و در طی روند ماجرا ، مخاطب با او به درجه ای از علاقمندی و یا هم ذات پنداری برسد… و مسئله نیز باید بتواند تعادل درونی و بیرونی شخصیت را در کلیه سطوح بر هم بزند و جغرافیای مسئله دار هم باید زمینه ساز بروز کشمکش درونی شخصیت شود یا کشمکش درونی شخصیت اصلی را که از پیش داستان شروع شده تشدید کند»

فیلمنامه نویس سریال "زخم"افزود:«در ساختار کلاسیک شما به پایان بسته می رسید و به دنبال این هستید که به پرسش های مخاطب پاسخ داده شود اما در روایت خرده پیرنگ شما به دنبال این هستید که مخاطب با برداشت های خودش همراه شود و طی روند داستان و در نهایت با سؤالهای بی پاسخ در پایان ، تجربه حسی نزدیک به واقعیت را به او منتقل کنید»

او اشاره كرد:« هم ذات پنداری یک مکانیزم است و نه یک اتفاق آنی… یک مکانیزم بین مخاطب و اثر… اولین مرحله از این مکانیزم، علاقمندی مخاطب به شخصیت اصلی است… که مهمترین مرحله ی این مکانیزم است… در ساختار خرده پیرنگ می توان از این مرحله فراتر نرفت ولی در ساختار کلاسیک باید به آخرین مرحله از مکانیزم هم ذات پنداری رسید… که در نهایت چهار مرحله ی متوالی و دو مرحله ی افزوده وجود دارد»

رحمانی درباره اینکه چگونه می توان در روند خرده پیرنگ موقعیت دراماتیک را به ساختار دراماتیک تبدیل کرد، گفت:«باید بدانیم چگونه شخصیت اصلی، جغرافیای مسئله دار را پشت سر می گذارد و عوامل ظاهری حرکت قهری درونی و بیرونی باید مشخص باشد… در این مسیر سؤالاتی وجود دارد که باید به آنها پاسخ دهید تا روندی بی اشکال خلق کنیم»

در بخش دوم این نشست، هادی مقدم دوست درباره مبحث "از ایده تا ساختار"با مطالعه موردی فیلم "آرایش غلیظ"صحبت كرد و گفت:«گاهی در روند نوشتن به وضعیتی دچار می شویم که نمی دانیم باید چه کار کنیم؟ معمولاً در فیلمنامه نویسی دو مدل داریم؛ مدل بداهه نوشتن و مدل قاعده مند. اغلب ما معمولاً به شیوه اول می نویسیم و اصطلاحاً می نشینیم و می نویسیم. اما به نظر من سه ضلع در نگارش یک داستان وجود دارد شامل شخصیت، اتفاق و منظور.»

او ادامه داد:«مثلاً در فیلم "آرایش غلیظ"یک شاگرد بازاری اصطلاحاً هار و موجه داریم. این شخصیت باید در یک اتفاق قرار بگیرد و حالا به این جمله معروف در فیلمنامه نویسی می رسیم که می خواهیم چکار کنیم؟ در این فیلم ما شخصیتی را نشان دادیم که مالی را تصاحب می کند و نظرمان به عنوان نویسنده این بود که او نمی تواند کامروا شود. قصد ما این نبود که تماشاگر فقط از ساز و کار بالا کشیدن مالی خبردار شود بلكه می خواستیم مخاطب همراه با لحن فیلم بعد از پایان حالت بهت همراه با رضایتمندی داشته باشد.»

فیلمنامه نویس "بی پولی"افزود:«برای پیدا کردن ایده ممکن است از یک تصویر یا یک شخصیت به ایده برسیم. در "آرایش غلیظ"این نکته مطرح است که چگونه یک آدم نسبتاً موجه و جذاب می تواند دختری را جذب کند درحالیكه قصد دارد پولی را هم بالا بکشد ولی کامروا نمی شود؟ چطور باید این شخصیت را از مبدأ به مقصد برسانیم؟ موقع نگارش فیلمنامه برای همه شخصیت ها نمودار ترسیم کردیم و هر کدام مبدأ و مقصد داشتند. مهم این بود که ساز و کاری مشخص برای رسیدن از ابتدا به انتها ترسیم کنیم.»

او درباره ایده نیز توضیح داد:«ایده می تواند از هر چیزی آغاز شود اما وقتی بالغ می شود که احساسی نسبت به آن پیدا كنیم. لازم است نسبت به ایده احساس داشته باشیم تا قصه تأثیر مورد نظر ما را بر مخاطب بگذارد.»

آخرین بخش این نشست بخش "انتقال تجربه"بود كه با حضور كامبوزیا پرتوی و سحر عصرآزاد برگزار شد و فیلمی كوتاه از آثار كارنامه این فیلمنامه نویس- كارگردان حرفه ای به نمایش درآمد.

عصرآزاد صحبت را با نگاهی به كارنامه پرتوی آغاز و اشاره كرد:«كارنامه آقای پرتوی ویژگی های متعددی دارد كه یکی از آنها گوناگونی ژانرها و بخصوص نگارش و كارگردانی فیلم های موفق کودک و نوجوان است كه در دوران اوج این سینما در دهه شصت ساخته شدند. بعدتر آثار برجسته رئالیستی، اجتماعی و زنانه در كارنامه ایشان ثبت شدند. پرسش من این است که وقتی ایده به ذهنتان می رسد ساختار هم همراهش می آید یا تلاش می كنید قالبی برایش طراحی كنید؟»

پرتوی گفت:«در راه آمدن به این جلسه وانتی دیدم که پشت آن نوشته شده بود (همه از من می ترسند، من از مرگ) ایده از همینجا آغاز می شود. می توان از هر چیزی ایده گرفت مگر اینکه بخواهیم سفارشی کار کنیم.»

او ادامه داد:«وقتی "گلنار"یا "گربه آوازه خوان"را می ساختم دوران بعد از جنگ بود و فکر می کردم بچه ها بعد از پشت سر گذاشتن این دوران افسرده شده اند و سعی كردم با این فیلم ها آنها را شاد كنم.»

فیلمنامه نویس "من ترانه 15 سال دارم"در مورد كار سفارشی اشاره كرد:«ایده سفارشی کار کردن همیشه بد نیست چرا که می توان اینطور به آن نگاه کرد که کسانی که به من سفارش کار می دهند آثار من را دیده اند و می خواهند این اثر از صافی نگاه و اندیشه من بگذرد. نویسنده باید فیلمنامه سفارشی را هم به سلیقه خودش نزدیک کند در غیر اینصورت عذاب می کشد.»

او ادامه داد:«بهرام بیضایی برای فیلمنامه "روز واقعه"از کسی سفارش نگرفته بود و تمام چیزی که تصویر شد از ذهن خودش بود اما انگار جامعه این سفارش را به او داده بود. من همیشه از فرصت های كار سفارشی استقبال می کنم و فیلمنامه های "شب"و "هر شب تنهایی"از نمونه های آن هستند.»

فیلمنامه نویس "دایره"افزود:«وقتی فیلمنامه "دایره"را می نوشتم ایده آقای جعفر پناهی در ذهن ام بود و کم کم برای آن ظرف مناسب را پیدا کردم و به این ساختاری كه در فیلم می بینید رسیدم.»

پرتوی در پاسخ به این پرسش که (چطور باید ایده های اخلاقی را نوشت كه به شعار نزدیک نشود؟) پاسخ داد:«در ایده شعار وجود ندارد این ما هستیم که یک مفهوم را شعارزده می کنیم. باید نمایشنامه بیشتر بخوانید چون به شدت قصه گفتن را آموزش می دهد اما شعار نمی دهد. مطمئن باشید با این كار قصه گویی شما خوب می شود.»

او در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه (چطور می توانیم با آموزه های چارچوب مند،
فیلمنامه هایی بنویسیم که چارچوب ها را به هم بزند؟) پاسخ داد:«دیوان هایی که از شاعران بزرگ برای ما به یادگار مانده نشان می دهد بسیاری از شعرا هم ابتدا شعر کلاسیک گفته اند و بعد قواعد را به هم ریخته اند. در واقع هر فردی که قواعد را می شکند یک دوره کلاسیک را پشت سر گذاشته است. من خودم شیوه سید فیلد را دوست دارم اما می ترسم به آن شیوه عمل کنم. بهتر است اول قواعد را بدانید و تجربه کنید و بعد به ساختار شکنی برسید.»

پرتوی در پاسخ به این پرسش كه (چه مولفه هایی در فیلمنامه های های شما وجود دارد که در ایران و خارج از ایران جایزه می گیرد؟) گفت:«برای خودتان بنویسید اما انسانی بنویسید. باور كنید آن سوی مرز به فقر جایزه نمی دهند بلکه به نگاه انسانی توجه می کنند.»

این فیلمنامه نویس در توضیح آداب شخصی نوشتن خود توضیح داد:«نوشتن من وقت نمی شناسد و بیشتر وقت ها شب شروع به نوشتن می کنم. ابتدا طرح را می نویسم و در همین خصوص پیشنهاد می کنم کتاب "مرد دهم"گراهام گرین را بخوانید. بعد از نوشتن طرح حتماً باید چند نفر از اطرافیانم آن را بخوانند. معمولاً طرح های من با فیلمنامه متفاوت می شوند چون مرتب طرح را ورز می دهم و با نگاه به طرح فیلمنامه را می نویسم.»
 
در پایان این نشست با اهدای یك لوح تقدیر از سوی كانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران به كامبوزیا پرتوی از این فیلمنامه نویس برجسته تقدیر شد.

دومین نشست باشگاه فرهنگی آموزشی كانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران كه ساعت 15 در سالن سیف الله داد خانه سینما آغاز شد تا ساعت 19 به طول انجامید. لازم به ذكر است سومین نشست فصل پاییز باشگاه فرهنگی آموزشی فیلمنامه نویسان پنجشنبه 27 آذر برگزار می شود.