بهروز افخمی کارگردان فیلم سینمایی «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» در نشست نقد و بررسی فیلم در دانشکده حقوق با اشاره به اینکه در کارگردانی وابسته به داستان است یادآور شد: تمام فیلم‌هایی که خودم نوشته و کارگردانی کرده‌ام به نوعی به کمدی سیاه نزدیک‌تر هستند.

به گزارش خبرگزاری برنا بهروز افخمی کارگردان فیلم سینمایی «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» با بیان این مطلب در نشست نقد و بررسی این فیلم سینمایی که با حضور مرجان شیرمحمدی فیلمنامه‌نویس، جمال ساداتیان تهیه کننده و خسرو نقیبی منتقد عصر روز سه‌شنبه 6 اسفندماه در دانشکده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: این فیلم از جمله فیلم هایی است که بر اساس قصه دیگران ساخته شده است. در واقع این فیلم بر اساس داستانی به همین نام نوشته مرجان شیرمحمدی کارگردانی شد.

وی افزود: آنچه مسلم است توجه به این مطلب است که من در کارگردانی وابسته به داستان هستم. فکر می کنم در فیلم هایی که خودم نوشته و کارگردانی کرده‌ام، رنگ بوی شوخی و کمدی متفاوت با این فیلم است. در واقع شوخی و کمدی در فیلمی مثل «شوکران» که نگارش فیلمنامه با خودم بوده، به نوعی به کمدی سیاه نزدیک تر است. در فیلم «شوکران» کل موقعیت تا نیم ساعت اول فیلم خنده دار و به نوعی شیطنت آمیز به نظر می رسد اما ادامه داستان جدی و تا اندازه ای ترسناک می شود.

بهروز افخمی که سیمرغ بهترین فیلنامه را برای فیلم سینمایی «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» از سی‌ و دومین جشنواره فیلم فجر کسب کرد؛ درباره طنز در این فیلم سینمایی گفت: کمدی در این فیلم وابسته به داستان مرجان شیرمحمدی بود و من به عنوان فیلمنامه نویس کمترین دخل و تصرف در طنزپردازی این فیلم را داشتم و فقط شخصیت پرویز را کمی گرم تر کردم. بنابراین آنچه از لحن و حال و هوای شوخی در این فیلم می بینیم بر اساس رمان است.

این کارگردان در ادامه متذکر شد: من اصولا خودم را فیلمسازی می شناسم که سعی می کند داستان های خوب از نویسندگان را به بهترین شکل به سینما تبدیل کنم.

در ادامه نشست نقد و بررسی این فیلم سینمایی مرجان شیرمحمدی نویسنده رمان «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» با اشاره به داستان گفت: هیچ دغدغه ای برای نگارش «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» نداشتم و فقط می خواستم ماجرای یک خانواده ایرانی را تعریف کنم که با آمدن دخترشان دور هم جمع می شوند تا به بهانه این جمع شدن، شرایطی برای روایت یک داستان کمدی فراهم شود. از همین رو به هیچ عنوان قصد ارائه مانیفست نداشتم.

شیرمحمدی با اشاره به این مطلب که از ابتدا می دانسته این رمان قابلیت فیلم شدن دارد، تصریح کرد: از زمانی که داشتم رمان «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» را می نوشتم، می دانستم که این رمان قابلیت فیلم شدن دارد. به همین دلیل اول می خواستم خودم این فیلم را بسازم اما خوب که فکر کردم، متوجه شدم کار من نیست. در واقع به دلیل کاراکترهای زیادی که این داستان دارد از ساختن فیلم ترسیدم و درست به دلیل همین ترس تصمیم گرفتم ساخت رمان را به بهروز افخمی به عنوان کارگردان کاربلد بسپارم و در طول مدت زمان ساخت فیلم هم متوجه شدم، تصمیم خوبی گرفتم.

در ادامه این نشست جمال ساداتیان تهیه کننده این فیلم، وجود قصه خوب را اصل سینما دانست و گفت: یک داستان خوب، اصل فیلم و سینما را تشکیل می دهد و من هم همواره دنبال سرمایه گذاری روی داستان های خوب هستم و فکر می کنم فیلم سینمایی «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» در درجه اول داستان خوبی داشت. قصه این فیلم حول محور خانواده است که در عین حال تلنگرهای اجتماعی را نیز به مخاطب وارد می کند. از ابتدا می دانستم تصمیم اشتباهی برای تولید این فیلم نگرفتم و اکنون منتظر واکنش مردم در اکران عمومی هستم.

بهروز افخمی در ادامه با اشاره به جنس طنزی که در این فیلم مطرح شده است، گفت: آنچه مسلم است فیلم «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» به معنی واقعی کمدی نیست بلکه تعریفی از موقعیت افراد در زمان های مختلف است.

خسرو نقیبی منتقد این نشست در تایید صحبت های این کارگردان گفت: قرار نیست کمدی محض از این فیلم را شاهد باشیم بلکه روایتی ساده از یک خانواده می بینیم. اما نریشن و شیوه ای که داود نماینده به عنوان نریشن خوان از داستان اجرا می کند، مرا به یاد نوعی از کمدی ادبی می اندازد.

این منتقد متذکر شد: به همین دلیل کمدی فیلم «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» با کمدی فیلمی مثل «سن پترزبورگ» که از دیگر فیلم های افخمی است، متفاوت است. در واقع در فیلم «سن پترزبورگ» کمدی موقعیت روایت می شود، اما در این فیلم بیننده با خانواده ای همراه می شود که قصه «یکی بود یکی نبود» را روایت می کند.

بهروز افخمی در پاسخ به این سوال که چرا مسیر داستان به شکل غیرمنتظره ای در این فیلم عوض می شود؟ گفت: من با این انتقاد که می گویند چرا مسیر داستان به شکل غیرمنتظره ای تغییر می کند، مشکل دارم؛ چراکه معتقدم این گونه اظهارنظرها از نقدهای کلیشه ای ناشی می شود. به نظر من این سوال باید اینگونه مطرح شود که آیا اصولا فیلم جذاب است یا خیر؟

وی در ادامه افزود: من این تغییر مسیر را در فیلم «شوکران» هم داشتم. به همین دلیل این از شگردهای فیلمنامه نویس است که باید به فیلمنامه پیچ و تاب دهد تا هر صحنه از فیلم برای تماشاچی غیرمنتظره باشد. در واقع مهمترین وظیفه فیلمنامه نویس و فیلمساز این است که مخاطب را به گونه ای جذب فیلم کند که هر صحنه از اثر سینمایی برای او جذاب باشد و در عین حال صحنه بعد را نتواند حدس بزند و شاید یکی از دلایل موفقیت فیلمنامه این فیلم توجه به همین نکته بوده است.

این کارگردان سینمایی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه آیا در بین فیلم های امسال فیلم دیگری سراغ دارد که می توانست رقیب برای دریافت سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه باشد؟ گفت: سال گذشته من به عنوان یکی از داوران جشنواره فیلم فجر آثار را ارزیابی کردیم. اما مساله این است که داوری ها در سال گذشته به معنای واقعی از داوری های امسال آسان تر بود؛ چراکه تنها تعداد انگشت شماری فیلم خوب داشتیم به همین دلیل تکلیف داوری مشخص بود.

کارگردان فیلم سینمایی «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» در ادامه افزود: اما با این اوصاف در سال گذشته صاحبان فیلم هایی که جایزه گرفتند فکر می کردند که جوایز تعلق گرفته به فیلم هایشان کم است و آن دسته از فیلمسازانی که به آن‌ها جایزه نداده بودیم، گمان می کردند که حقشان را خورده ایم یعنی در هر صورت راضی نبودند.

افخمی ادامه داد: اما نکته این است که داوری در جشنواره سی‌ و دوم بسیار سخت تر بود چون سطح و معیار خوب و بد بودن فیلم ها به یکدیگر نزدیک بود و به دلیل همین نزدیکی، انصافا داوری فیلم های جشنواره سی‌و‌دوم سخت بود. به همین دلیل باید به داوری جشنواره احترام گذاشت چون این رویداد سینمایی بیش از یک رقابت جدی برای من به عنوان جشن و میهمانی است که فیلمسازان دور هم جمع می شوند.

جمال ساداتیان در ادامه گفت: در همه جای دنیا برای انتخاب بهترین فیلم چهار فاکتور فیلمنامه، کارگردانی، طراحی صحنه و میزان علاقه تماشاگران را در نظر می گیرند و بعد بهترین فیلم را انتخاب می کنند. بنابراین با توجه به این معیار بهترین فیلم مورد قضاوت قرار می گیرد.

کارگردان فیلم سینمایی «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» در پایان این نشست درباره کاربرد نریشن در اثر سینمایی گفت: در همه جای دنیا از نریشن برای روایت داستان استفاده می‌کنند اما من نمی دانم چرا نریشن در فیلم های ایرانی همیشه مورد سوال بوده است. من به این دلیل از نریشن استفاده کرده ام که داستان این فیلم اینگونه می طلبید. از سوی دیگر به عمد از نریشن راز بقاگونه بهره بردم تا مایه های طنز در روابط افراد را نشان دهم. در واقع طنز بکار برده در فیلم سینمایی «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» به طنزهای «چخوف» نزدیک است.