کودکی شیرین‌ترین بخش زندگی هر انسانی است که با ورود به دنیای نوجوانی و جوانی به تدریج از شیرینی آن کاسته و بر تلخی هایش افزوده می شود. دنیای کودکان و تماشای آن برای بزرگسالان جذابیت فراوانی دارد و بسیاری از آنها را به یاد روزهای شیرین خودشان می اندازد. این دنیای شیرین باعث شده تا جذابیتش در عرصه های مختلف هنر نمود پیدا کند و هنرمندان در رشته های مختلف هنری به آن بپردازند. هنر هفتم هم در این زمینه از دیگر هنرها عقب نیفتاده و با ورود به دنیای جذاب کودکان سعی در تصویر کشیدن آن داشته و بسیاری مواقع تلاش کرده تا با پند و اندرزی برای کودکان مسیر درست زندگی را به آنها نشان دهد.
فیلمسازان ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و از اواخر دهه چهل و با کمک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اقدام به ساخت فیلم‌ها و سریال‌های مختلف درباره کودکان و نوجوانان کردند که از جمله مهم‌ترین ساخته های آن زمان سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطنساخته مرحوم نادر ابراهیمی بود. پس از انقلاب نیز پرداختن به این ژانر توسط بسیاری از بزرگان سینمای ایران ادامه پیدا کرد و اوج دوران طلایی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد بود. پس از آن به تدریج سینمای کودک دچار افت و دوران نزولش آغاز شد.
از آن هنگام تا به امروز نشستهای مختلفی درباره اینکه چرا دیگر سینمای کودک در ایران جایگاهی ندارد برگزار شده و حرف‌های فراوان و راهکارهای مختلفی نیز ارائه گردیده اما هیچ‌کدام از آن حرف‌ها و راهکارها باعث نشد تا سینمای کودک بتواند تکانی به خود دهد و اندکی پیشرفت داشته باشد. شاید این حرف تعجب برانگیز باشد اما به نظر می آید یکی از مشکلات سینمای کودک برگزاری همین جشنواره فیلم کودک و نوجوان است.
جشنواره ای که از سال 1361 آغاز به فعالیت کرده و تا به امروز 27 دوره آن سپری شده است. جشنواره ای که در این 27 دوره در چهر شهر مختلف برگزار شده و جالب است که زمان برگزاری اش هم ۱4 دوره در مهر ماه، ۶ دوره در بهمن ماه، ۳ دوره در آبان ماه، یک دوره در اردیبهشت ماه، یک دوره در تیر ماه، یک دوره در مرداد ماه و یک دوره در شهریور ماه بوده است. احتیاج به این نیست که انسان نابغه باشد تا متوجه این قضیه شود که جشنواره کودک تنها برگزار می‌شود تا بگوییم که جشنواره ای به این نام در ایران وجود دارد!
به هرحال برگزاری جشنواره بدون فیلم که امکان پذیر نیست. پس باید هر ساله فیلمهایی درباره کودک ساخته شود تا در این جشنواره حضور یابند. به طور حتم ردیف بودجه ای هم برای برگزاری جشنواره و ساخت غیلمها در نظر گرفته شده است. به این ترتیب نهادهای دولتی به عنوان تهیه کننده و سرمایه گذار شروع به ساخت فیلم کودک می کنند. فیلمهایی سفارشی با مضامینی تکراذی. البته نباید منکر این موضوع شد که این نوع فیلمها در دهه شصت می توانست مخاطب جذب کند و برای کودکان جذاب باشد اما در دهه نود که دختر با پسری 3 ساله به راحتی با تلفن همراه و کامپیوتر می تواند ارتباط برقرار کند، دیدن فیلمهایی از نوع مدیرپسند(!) برایش هیچگونه جذابیتی نخواهد داشت.پس برگزاری جشنواره باعث ساخت فیلمهای سفارشی می شود.
مشکل بزرگتر در سینمای کودک دور بودن عوامل ساخت فیلم از دنیای کودکی است. اینکه کارگردانی سعی کند امروز فیامی شبیه دره شاپرکها یا مریم و میتیل تولید کند نشان دهنده این است که هنوز در دنیای شیرین کودکی سیر می کند اما در دنیای کودکی خودش نه دنیای کودکان امروز. کودکی که بن10 را دوست دارد و عروسک محبوبش باب اسفنجی است حرفهای شما را متوجه نخواهد شد. کودک امروز دنبال گرفتن پند از یک فیلم نیست بلکه تنها به سرگرمی فکر می کند. از همه مهمتر اینکه این روزها آنقدر ابزار سرگرمی برای کودکان فراهم شده است که تماشای فیلمهای سینمایی ایرانی را آخرین راه برای سرگرمی اش انتخاب می کند.
بهتر است نویسندگان و کارگردانهای فعال در این زمینه اندکی با کودکان زندگی کنند، نیازهایشان را بشناسند و به افکار و عقایدشان احترام بگذارند. در جشنواره 27 شاهد بودیم که کارگردانی در جواب انتقاد کودکان و نوجوانان مبنی برضعفهای اساسی در فیلمنامه و ساخت گفته است که از قصد این کار را کرده ام تا هوش شمت را بسنجم!
هرچند از این نکته هم نباید غافل شد که هرساله شاید یک و یا دو کار خوب کودک تولید شود که متاسفانه آنها هم به خاطر شرایط بد اکران و توزیع در شبکه خانگی هیچگاه آنچنان که باید به چشم نیامده اند. شرایط اکران فیلمهای کودک هم که خودش قصه ای است طولانی.
در آخر به تمام مسوولان برگزاری جشنواره و عوامل ساخت فیلم باید گفت پرداختن به دنیای شیرین کودکان خوب است اما نه به هر قیمت و به هر دلیلی!