به گزارش سرویس اجتماعی برنا، متن رای شماره 549 دیوان عدالت اداری در این زمینه به شرح زیر است: «(الف) به موجب ماده واحده قانون اصلاح ماده 5 قانون بیمه‌های اجتماعی کارگران ساختمانی مصوب 1387/12/14 مقرر شده: "در مواردی که انجام کارهای ساختمانی مستلزم اخذ پروانه است، مراجع ذی‌ربط مکلفند صدور پروانه را منوط به ارایه رسید پرداخت حق بیمه برای هر متر مربع کنند.

حق بیمه متعلقه برای هر متر مربع زیربنا بر اساس حداقل دستمزد ماهیانه مصوب شورای عالی کار و بر مبنای ارزش معاملاتی املاک و متراژ و طبقات موضوع ماده 64 قانون مالیات‌های مستقیم مصوب 1366 و اصلاحیه‌های بعدی آن، سطح زیربنا و سایر شاخص‌های ارزش‌گذاری، منطقه‌ای اعم از شهری و روستایی با توجه به ضریب محرومیت آن‌ها طبق آیین‌نامه‌ای خواهد بود که توسط وزارت رفاه و تامین اجتماعی و با هماهنگی سایر دستگاه‌های ذی‌ربط تهیه و حداقل ظرف مدت یک سال از تاریخ ابلاغ این قانون به تصویب هیات وزیران می‌رسد. در هر صورت نرخ حق بیمه با توجه به شاخص‌های مورد اشاره در آیین‌نامه موصوف نباید بیش از 4 درصد حداقل دستمزد ماهیانه مصوب شورای عالی کار باشد".

نظر به این‌که بین موقوفه صدور پروانه ساختمانی و تمدید و تجدید پروانه ساختمانی از لحاظ مفاد و معنی تفاوت وجود دارد و اطلاق ماده 9 آیین‌نامه اجرایی مواد 3 و 5 قانون فوق‌الاشعار، مصوب 1389/2/26 هیات وزیران که پرداخت حق بیمه را به موارد تمدید و تجدید پروانه ساختمانی تسری داده، مغایر ظاهر حکم مقرر در ماده 5 قانون مذکور است. لذا به استناد بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری،‌ حکم بر ابطال ماده 9 از آیین‌نامه معترض‌به صادر و اعلام می‌شود.

(ب)، بر اساس ماده 5 قانون فوق‌الذکر، تکلیف به پرداخت حق بیمه در کارهای ساختمانی ناظر به مواردی است که انجام کارهای ساختمانی مستلزم اخذ پروانه است است قانون نسبت به آتیه است، بنابراین اطلاق ماده 10 آیین‌نامه مورد اعتراض که هرگونه افزایش بنا شامل طبقات و یا متراژ ساختمان احداثی ولو اینکه قبلا مجوز لازم کسب کرده باشند را تابع آیین‌نامه قلمداد کرده و مراجع ذی‌ربط تکلیف یافته‌اند پیش از صدور برگه پایان‌کار ساختمان به اخذ مفاصاحساب از صندوق بیمه‌ای اقدام کنند، به لحاظ تسری حکم مقنن به گذشته مغایر قانون مذکور تشخیص داده می‌شود و به استناد بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری، حکم بر ابطال ماده 10 آیین‌نامه صادر و اعلام می‌شود.

(ج)، با توجه به این‌که در قانون اصلاح ماده 5 قانون بیمه‌های اجتماعی کارگران ساختمانی مصوب سال 1387، تعیین حق بیمه به آیین‌نامه‌ای موکول شده است که توسط وزارت رفاه و تامین اجتماعی و با هماهنگی سایر دستگاه‌های ذی‌ربط تهیه و به تصویب هیات وزیران می‌رسد و حکم مقرر در تبصره 2 ماده 6 آیین‌نامه مورد اعتراض که تعیین حق بیمه سهم کارفرمای واحدهای ساختمانی در قالب طرح مسکن مهر را به توافق وزارتخانه‌های رفاه و تامین اجتماعی و مسکن و شهرسازی منوط کرده است، مغایر حکم مقنن تشخیص داده شد. لذا به استناد بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری، حکم به ابطال آن صادر و اعلام می‌شود.

(د) با توجه به این‌که در قانون اصلاح ماده 5 قانون بیمه‌های اجتماعی کارگران ساختمانی مصوب سال 1387، معافیت از پرداخت حق بیمه پیش‌بینی نشده است، حکم مقرر در تبصره 3 ماده 6 آیین‌نامه معترض ‌به که معافیت 50 درصد حق بیمه را برای واحدهایی که در مناطق روستایی و کمتر توسعه ‌یافته بر اساس مصوبات دولت احداث می‌شود پیش‌بینی کرده است، مغایر حکم قانونگذار شناخته شد. لذا به استناد بند یک ماده 19 و ماده 42 قانون دیوان عدالت اداری، حکم به ابطال آن صادر و اعلام می‌شود.

(ه) با عنایت به این‌که مطابق قانون اصلاح ماده 5 قانون بیمه‌های اجتماعی کارگران ساختمانی مصوب سال 1387، تعیین حق بیمه به تصویب هیات وزیران موکول شده است و در تبصره 4 ماده 6 آیین‌نامه مورد اعتراض حق بیمه به میزان 20 درصد توسط هیات وزیران تصویب شده است و فقط به جلب نظر وزارت مسکن و شهرسازی تصریح شده است، از این رو تبصره 4 ماده 6 آیین‌نامه با قانون مغایر نیست و قابل ابطال تشخیص نمی‌شود».