به گزارش خبرگزاری برنا، در ذیل مصاحبه روح الله مدبر با روزنامه آفتاب یزد را می خوانید:

* در ابتدا درباره تعریف دیپلماسی جوانان توضیح بدهید.

در عرصه دیپلماسی ما یك تعریف داریم تحت عنوان «دیپلماسی سنتی» كه عبارت است از اقداماتی كه در عرصه سیاسی انجام می گیرد و وزارت امور خارجه متولی آن است و سفارتخانه‌های هر كشوری در سراسر دنیا این ماموریت را انجام می‌دهند؛ یك دیپلماسی خشك و رسمی و پشت میزی. در كنار این نوع دیپلماسی، یك دیپلماسی وسیع‌تری قرار می گیرد تحت عنوان «دیپلماسی عمومی». مثالی كه اساتید  روابط بین الملل  درباره تفاوت این دو نوع دیپلماسی می زنند این است كه دیپلماسی سنتی مثل یك كشتی بادبانی است كه وسط اقیانوس قرار گرفته و منتظر وزش باد است تا به حركت درآید. دیپلماسی عمومی همان وزش باد است كه هم دیپلماسی سنتی را به حركت درمی‌آورد و هم فضای كشوراستفاده کننده از آن ظرفیت را که در نظام بین الملل معرفی شده را تغییر می‌دهد حال چه در جهت مثبت و چه منفی.اما در قرن جدید شاهد نوع دیگری دیپلماسی هستیم كه بالاتر از حتی دیپلماسی عمومی قرار می‌گیرد كه آن «دیپلماسی جوانان» است. دیپلماسی جوانان واژه‌ای است كه شاید خیلی‌ها آن را نشنیده باشند و در ایران بسیار اندک به آن پرداخته شده است. انگلستان جزو اولین كشورهایی است كه در زمینه دیپلماسی جوانان شروع به فعالیت نمود و اکنون این  ظرفیت زیرنظر وزارت امور خارجه و به صورت عملیاتی در حال اجرا است و در راستای منافع ملی از آن استفاده می کنند و حتی فراتر و بااهمیت تر از دیپلماسی عمومی از آن بهره‌برداری می‌كنند.

كاربرد دیپلماسی جوانان به خاطر روحیه خاصی كه نیروهای جوان دارند ابزار فرهنگی بسیار مهمی قلمداد می‌شود، زیرا همان طور كه می‌دانید روحیه جوانان محافظه كارانه نیست بلكه اصلاح طلبانه است یعنی به سمت اصلاح امور گرایش دارند، از سوی دیگر سرشار از هیجان همراه با خردورزی هستند و وقتی به درستی در مسیر حركت یك حكومت باشند از هیجان همراه با خردورزی شان در جهت منافع ملی كشور می توانند به یاری دولتها بیایند و پیام یک ملت را در نظام بین الملل گسترش دهند.

در اینجا لازم است یادآوری كنم دیپلماسی جوانان یك حركت ابتكاری است . پیاده روی كه آقای ظریف با آقای جان كری انجام دادند یك حركت ابتكاری ستودنی است زیرا فضای خشك مذاكره در پشت میز وقتی به فضای حركتی و گفتمان دوستانه تغییر كند قطعا به سمت اثربخشی مذاكره در جهت منافع ملی دو كشور به ویژه ایران در این رویداد حركت خواهد كرد. وقتی نگاه بسته باشد و مذاكرات و دیپلماسی را خشك و در حد پروتكل و نشست‌های پشت میزی ببینیم هیچ‌گاه نمی‌توانیم از ظرفیت‌های دیپلماسی عمومی در جهت منافعمان استفاده كنیم. به عبارتی این علم روابط بین الملل است که وقتی به صورت عملیاتی در اختیار صاحبنظران خوش فکر و دارای قدرت ابتکار باشد اینگونه از ظرفیتهای آن در مسیر منافع ملت استفاده خواهند نمود. دیپلماسی جوانان نیز همین‌گونه است. یعنی یك فضای شاد همراه با هیجان و خردورزی مثبت با تخلیه انرژی عظیم جوانی.

انگلستان دیپلماسی جوانان را با بهره‌گیری از نیروی جوانان و دانشگاهیان نخبه ابتدا به صورت آزمایشی در دانشگاه‌ها آغاز كرد زیرا انگلستان كشوری دانشجوپذیر است لذا دانشجویان فعال انگلیسی به ویژه در رشته روابط بین الملل كه حكومتشان را قبول داشتند هرچند که رویكرد انتقادی گاها به دولت داشتند اما وفادار به قانون اساسی بودند در این برنامه به دولت کمک نمودند،لذا یافته هایشان را در جهت منافع كشورشان به سایر دانشجویان غیرانگلیسی منتقل می‌كردند و چهره خوبی از دولت، كشور، مردم انگلستان را برای سایر افراد به نمایش می‌گذاشتند. دانشجویان غیرانگلیسی هم وقتی پس از پایان دوره تحصیلاتشان به كشورشان بازمی گشتند این اطلاعات را به سایر مردم منتقل می كردند و به عبارتی تریبون و رسانه دولت انگلستان می‌شدند.

این ابتکار مورد پسند سایر دولتهای عضو اتحادیه اروپا هم قرار گرفت و كشورهای اروپایی به خصوص فرانسه از دیپلماسی جوانان  به سبک دیگری بهره بردند. ما سندی داریم تحت عنوان سند توسعه هزاره كه در سال 2000 – كه آقای كوفی عنان دبیر كل سازمان ملل وجناب آقای خاتمی رئیس جمهور ایران بودند- به امضای اعضای سازمان ملل متحد رسید که سند بسیار ارزشمندی است. بخش عمده آرمان‌های این سند دغدغه‌های جامعه بشری است. از جمله بحث تلاش برای ریشه کن کردن فقر شدید و گرسنگی،مبارزه با ویروسهای مخل کننده دستگاه ایمنی انسان از جمله ایدز ،مالاریا و..،تضمین پایداری محیط زیست،کاهش مرگ و میر کودکان،بهبود سلامت مادران و...

فرانسوی‌ها نیز با توجه به آرمان‌های این سند از حوزه جوانانشان در جهت فرهنگ سازی هم در داخل كشور خودشان و هم در كشورهای آفریقایی (با توجه به شمار بالای مبتلایان به ایدز و مرگ و میر کوکان و...) استفاده كردند. از سوی دیگر، همان طور كه می‌دانید فرانسه سابقه استعماری در آفریقا دارد و برای آنكه نفرت و نگاه بد مردم كشورهایی كه پیشتر تحت سلطه فرانسه بودند نسبت به این كشور و مردمش تغییر كند از ابزار دیپلماسی جوانان استفاده كرد زیرا اگر قرار بود از طریق اقدامات دولتی این تغییر دید در مردم ایجاد شود غیرممكن بود، فیلم و رسانه ها هم نمی توانستند تا حد زیادی نظر مردم را راجع به این كشور عوض كنند. از این رو جوانان فرانسوی كه داوطلب  اقدامات عام المنفعه بودند و به منافع ملی كشورشان نیز پایبند بودند (كلید واژه دیپلماسی جوانان) برای كمك بشردوستانه به افراد بیمار از جمله مبتلایان به ایدز، آموزش به مردم در زمینه ایدز و سایر كارهای بشردوستانه به كشورهای آفریقایی سفر می‌كردند. این حركت جوانان فرانسوی به قول معروف در كشورهایی كه روزی مستعمره فرانسه بودند دهان به دهان پخش می‌شد در نتیجه دیدگاه بسیاری از این افراد درباره فرانسه عوض شد حتی اگر كسی گذشته و تاریخ فرانسه و استعمار بر كشورهای آفریقایی را به مردم یادآوری کند آنها می ‌گویند اكنون آنچه ما از فرانسه و مردم فرانسه می دانیم چیزی جز خدمت نیست. این یعنی دیپلماسی جوانان در جهت منافع ملی یك كشور.

شاید دور از انتظار باشد اما در كشورهای همسایه ایران نیز دیپلماسی جوانان به سرعت در حال گسترش است. آژانس فدرال جوانان روسیه كه مستقیم حوزه جوانان كشور را برنامه ریزی می كند (درست برخلاف ایران كه حوزه جوان كاملا در حاشیه و زیردست  حوزه پر حاشیه ورزش قرار دارد) برنامه های جدی در ارتباط با موضوع دیپلماسی جوانان دارند و حتی با چین، آلمان ،کامبوج و ... برای تبادل دانشجویان اسناد همکاری منعقد نموده است. روسیه كه زمانی زیر سیطره كمونیسم بود امروز درهر سال 120(یکصد و بیست) برنامه شاد و متنوع برای جوانان برگزار می‌كند و از جوانان سراسر دنیا دعوت می‌كند تا با حضور در این برنامه‌ها با فرهنگ روسیه بیشتر آشنا شوند.حتی جشنواره سرودهای حماسی و وطن دوستی جوانان روسی اکنون از برنامه های پرطرفدار آژانس فدرال جوانان روسیه نزد جوانان حوزه قفقاز و شمال اروپا است.

افغانستان هم در زمینه دیپلماسی جوانان حرف برای گفتن بسیار دارد به ویژه در القای اینكه  مردمانی صلح طلب و مخالف تروریسم و افراطی گرایی می باشند و سعی در تغییر این نگاه دارند. و حتی در زمینه استفاده از ظرفیت دانشگاهی برای دیپلماسی جوانان برنامه‌های عملیاتی را در حال اجرا دارند.. كشور عمان هم در این زمینه برنامه‌ای دارد كه برای نمونه نشستی با عنوان ترویج و معرفی فرهنگ و سنت و جاذبه های توریستی عمان به جوانان ملتهای دنیا است که 3 بار در سال (2 بار برای آقایان، یك بار برای خانم‌ها) برگزار می‌شود و هدف از آن معرفی سابقه فرهنگی و... عمان به نسل جوان جهان است. یكی از كارهای ابتكاری كه عمان در این زمینه دارد این است كه جوانان عمانی با جوانان سایر كشورها روی شن‌های روان قدم می‌زنند و گفتگو می‌كنند و پیشینه تاریخی عمان را تشریح می‌كنند بالطبع جوانان غیرعمانی وقتی از عمان خارج می‌شوند با كوهی از اطلاعات درباره عمان وارد سایر كشورها شده و آن اطلاعات را منتقل می‌كنند.

*حال جای ایران در عرصه دیپلماسی جوانان كجاست؟

كشور ما با وجود داشتن بیشترین ارتباطات با نظام بین‌الملل در زمینه  بهره گیری از ظرفیت عظیم دیپلماسی جوانان هیچ اقدام قابل ذکری صورت نداده است و هیچ اتفاق عملیاتی را شاهد نبوده‌ایم. این در حالی است كه جمعیت بزرگی از جوانان و نخبگان دانشگاهی و علمی جوان ما در سایر كشورهای دنیا حرف برای گفتن دارند،آنها که در این کشورها مشغول زندگی یا تحصیل هستند حتی چهره‌های موثر و اثرگذاری هم در عرصه دانشگاهی می باشند اما ما چه استفاده‌ای تاكنون از آنان در جهت منافع ملی كشورمان كرده‌ایم؟!

ایران هنوز در ابتدای راه این نوع دیپلماسی قرار دارد. هر چند باید در اینجا از نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپایی و اشاره ایشان به فطرت پاك یاد كنم كه دقیقا در راستای دیپلماسی جوانان است. یعنی نگاه شده به این ظرفیتی كه در محدوده سیستم اداری نمی‌گنجد و سرشار از انرژی و روشنفكرانه است.

*لزوم توجه و پرداختن به موضوع دیپلماسی جوانان در ایران چیست؟

در سال 2013 وقتی آقای دکتر روحانی آن سخنرانی  کاملا به جا را در زمینه رواج تروریسم و افراط گرایی نمودن و در نهایت به قطعنامه جهان عاری از خشونت و افراط گرایی با پیشنهادات کاملا عملیاتی  منتهی شد ما در معاونت ساماندهی امور جوانان برنامه اجرایی برای عملیاتی كردن این سخنرانی اثرگذار ارائه دادیم.

سال 2014 هم مجددا آقای  دکترروحانی اعلام كردند كه منطقه از تروریسم رنج می برد زیرا منطقه ما منطقه حساسی شده و درگیر چندین جنگ بوده و اخیرا هم افراط گرایی دینی به عنوان یك نگاه افراطی به دین وارد شده و  تروریسم گسترش جدی پیدا كرده است. آقای دکتر روحانی در سال 2013 به جهان عاری از خشونت و افراط گرایی اشاره كردند. لذا ما برنامه ای داشتیم كه با استفاده از جوانان و معرفی روحیه صلح طلبی و حسن همجواری و فرهنگ بالای ایران و جوان ایرانی، سخنان رئیس جمهور را در منطقه گسترش بدهیم. آقای دکتر روحانی در آستاراخان روسیه در اجلاس روسای جمهور كشورهای حاشیه دریای خزر مجدد تاكید كردند كه دریای خزر را به دریای صلح و توسعه تبدیل كنیم.

صلح و توسعه كلید واژه‌هایی هستند كه كنار هم قرار دادن آنها كاملا درست است. توسعه از طریق مشاركت به وجود می آید. حال چه مشاركت سیاسی، چه مشاركت اقتصادی، اجتماعی و ...

وقتی مشاركت در جامعه وجود داشته باشد جامعه به سمت صلح‌طلبی می‌رود. از سوی دیگر، زمانی كه صلح وجود دارد تبادل وجود دارد، هم تبادل تجاری هم تبادل نخبگان و فرهنگ و ... بهترین راه گسترش صلح و توسعه هم استفاده از نیروی جوان است. زیرا هم نیروی كاری است هم پتانسیل كار و فرهنگی و عملیاتی دارد و از همه مهمتر حس وطن دوستی و دغدغه توسعه کشورش را دارد. جوان در كنار اینكه محافظه كار نیست تمایل به صلح دارد زیرا می خواهد به منفعتی برسد در حالی كه در شرایط جنگ جوان نه به منفعت علمی خود می رسد نه اقتصادی و نه فرهنگی.

رهبر معظم انقلاب هم در بخشی از نامه‌شان به جوانان اروپایی اشاره كردند كه جوانان به منابع اصلی دین پر از محبت اسلام مراجعه نمایند .این یعنی همان روحیه حقیقت طلبی نسل جوان که در سراسر دنیا بین جوانان مشترک می باشد. ما با استفاده از ظرفیت جوانان می توانیم برای معرفی چهره رحمانی دین مبین اسلام برخلاف آنچه افراط گرایان ایدئولوژی محور از دین اسلام معرفی می كنند برنامه جدی داشته باشیم كه هم پیام رهبری و هم سخنرانی رئیس جمهوری و اجرایی کردن قطعنامه جهان عاری از خشونت و افراط گرایی باشد.چیزی که دقیقا نیاز اکنون منطقه پر تنش خاورمیانه است.

از سوی دیگر مثلا در ضرورت گسترش دیپلماسی جوانان می توانیم از این نیرو در جهت توسعه توریسم در کشورمان استفاده کنیم. ما جاذبه‌های گردشگری بسیاری داریم اما تا حدی كه باید توریست نداریم دیپلماسی جوانان می تواند در این زمینه صد درصد كارا باشد . لازم نیست برای معرفی جاذبه‌های ایران كارهای سخت و طاقت فرسایی انجام دهیم جوانان می توانند از طریق شبكه های مجازی كشورمان را معرفی كنند چرا كه پیشرفت یك كشور پیشرفت من هم هست حتی اگر انتقاداتی هم داشته باشم؛امام برای رشد کشورم تلاش می کنم، این یعنی واقع گرایی و این  در روحیه جوان کاملا بارز است و اینگونه جوانان ما  می شوند رسانه كشور خودشان در مسیر کسب منافع ملی.

برای مثال بگویم من در یك نشست در خارج از کشور شركت كرده بودم و یكی از میهمانان دانشجوی دكترای روابط بین الملل از کشور  قزاقستان بود همانطور كه می دانید بخشی از قزاقستان نزدیك سیبری است و جاذبه گردشگری آنچنانی ندارد اما آن فرد آنچنان از جاذبه‌های گردشگری كشورش تعریف می كرد كه همه میهمانان در آن نشست برای رفتن به قزاقستان ترغیب شده بودند.

*چرا تاكنون این حوزه در كشور ما مغفول مانده بود؟

یكی از مشكلاتی كه ما داریم این است كه حوزه جوانان در كنار حوزه ورزش است. ورزش یك برنامه لحظه‌ای است، مسابقه ای است كه برگزار می شود و برد یا باخت آن هیجان موقت و لحظه ای را در جامعه به وجود می آورد اما حوزه جوانان یك حوزه استراتژیك و بلندمدت است. در اغلب كشورهای توسعه یافته حوزه جوانان زیرنظر حوزه‌هایی هستند كه برنامه‌ریزی‌های بلندمدت دارند مثل وزارت علوم یا به صورت مستقل اداره می‌شوند. حوزه جوانان چون حوزه‌ای تخصصی است باید در فیلدی بلندمدت به آن نگاه شود. زیرا توجه یا عدم توجه به حوزه جوانان در بلندمدت خود را نشان می دهد. این در حالی است كه در حوزه ورزش برنامه ریزی ها كوتاه مدت و فصلی است و هیچگونه استراتژی در آن وجود ندارد. اما حوزه جوانان چون در راستای امنیت و منافع ملی است و مثلا مشاركت جوانان در جریان انتخابات سرنوشت یك كشور را می توان تغییر دهد یا در موضوع دفاع از كشور در زمان جنگ نقش جوانان سرنوشت ساز می شود در نتیجه به استراتژی و راهبر نیاز دارد در حالی كه ما اكنون می بینیم این دو حوزه كاملا نامربوط كنار هم و در یك وزارتخانه قرار گرفته اند و در اینجاست كه اگر حوزه دیپلماسی جوانان را با حوزه ورزش گره بزنیم بازی باخت-باخت می شود چون این دو در ظرف هم نمی گنجند. نكته دیگری كه باید بگویم این است كه معاونت ساماندهی امور جوانان اولین جایی است كه بحث دیپلماسی جوانان را مطرح و روی آن كار كرده است اما با این وجود ضعف بزرگ ما مظلومیت حوزه جوانان در حوزه پر سر و صدای ورزش است.

حال با توجه به توضیحاتی كه پیشتر درباره اهمیت موضوع دیپلماسی جوانان ارائه كردم اگر می خواهیم در این عرصه قدمی برداریم باید به حوزه جوانان جدا از حوزه ورزش نگاه كنیم در این صورت می توانیم بهترین استفاده را از این ابزار در راستای امنیت ملی كشورمان ببریم. باز هم تاكید می كنم ما برنامه های جدی در راستای شعار آقای رئیس جمهوری و قطعنامه جهان عاری از خشونت و افراط گرایی داریم كه در آینده نزدیك توضیحات دقیق تری در این باره ارائه خواهیم داد و باید بگویم خبرهای خوشی در این زمینه به مردم به ویژه جوانان  در صورت همکاری با حوزه جوانان خواهیم داد.

*با توجه به پیشرفت دیپلماسی عمومی و سنتی در دولت آقای روحانی، دیپلماسی مغفول جوانان در این دولت چه پیشرفتی داشته است؟

ما برنامه‌هایی ترتیب دادیم تا با استفاده از ظرفیت جوانانمان با كشورهای همسایه به ویژه كشورهایی كه با آنها ارتباط راهبردی داریم بتوانیم  پیام توسعه و صلح رئیس جمهورمان را عملیاتی كنیم. بحث در این زمینه جدی است و اگر این اتفاق بیفتد كاملا در جهت منافع ملی خواهد بود.

در اینجا نكته‌ای را ذكر كنم كه در تبیین  دیپلماسی به چند نتیجه می رسیم: برد – برد، – برد - باخت ،باخت – باخت. اما با دیپلماسی جوانان و استفاده از ظرفیت آنها قطعا نتیجه ما ( برد- برد) است یعنی منافع دوجانبه یا چند جانبه برای كشورها. به ویژه اكنون كه كشور ما در منطقه‌ای قرار دارد كه وضعیت دردناكی به دلیل رشد و توسعه تروریسم دارد ما می‌توانیم با استفاده از ظرفیت جوانان به ویژه نخبگان داخل و خارج از كشور به ترویج گفتمان بشر دوستی و صلح‌طلبی بپردازیم.

 

* كمی درباره ابزارهایی كه در زمینه دیپلماسی جوانان به خدمت گرفته می شوند توضیح دهید.

یكی از مهمترین ابزارهای دیپلماسی عمومی فضای مجازی است. اكنون كه دنیای مجازی در سیطره و اختیار جوانان است، چقدر خوب است اگرجوانان به جای استفاده از طنز و... در شبكه های اجتماعی مثل فیسبوك یا موبایل مثل وایبر و... از این ابزار در جهت توسعه ظرفیت‌های فرهنگی استفاده كنند.مثلا گروه هایی در جهت نفی خشونت یا مبارزه با افراط گرایی تشكیل و بحث هایی تخصصی در آنها صورت گیرد كه تاكنون گروه های تخصصی هم بوده اند ،جوانان  اینگونه گروهها را تشكیل دهند و عمومیت پیدا كند چرا كه گاهی یك خبر در این شبكه ها بسیار سریع تر و وسیعتر از رادیو، تلویزیون ، روزنامه و... منتشر می شود لذا ما به این فضا و ابزار آن نگاهی اجرایی و کاربردی  داشته ایم و در برنامه های عملیاتی مان این ابزارها را مد نظر قرار داده ایم از جمله راه اندازی پایگاه مجازی جوانان صلح طلب.

 * نقش NGO در افزایش دیپلماسی عمومی را چگونه و چه میزان ارزیابی می كنید؟

همانطور كه می دانید در ماده 71 منشور ملل متحد اشاره شد كه NGO یا سازمان های غیر دولتی می توانند ركن مشورتی منشور ملل متحد باشد. به عبارت دیگر NGO ظرفیت عظیمی هستند در راستای دیپلماسی عمومی.

NGO حتی می تواند از مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه بگیرد در دولت گذشته آمار NGO هایمان از حدود 4900 به حدود 200 NGO رسید اما خوشبختانه در دولت جدید با توجه به نظر مثبت آقای دکتر روحانی  ریاست جمهوری  بر توسعه آنها و برنامه های ایشان در این زمینه به سمت افزایش NGO ها در حركت هستیم و تا چند ماه گذشته تعداد این سازمان های غیر دولتی 5/2 برابر شده است در كنار این افزایش کمی، برنامه توانمند سازی این سازمان های غیر دولتی را نیز در دستور کار خود قرار داده ایم والبته  اداره كل مشاركت های  اجتماعی معاونت ساماندهی امور جوانان در زمینه آموزش و توانمند سازی NGOها در حال انجام اقدامات مثبتی  است.

درباره NGO ها باید بگویم در برخی كشورها به قدری این سازمان های غیر دولتی قدرتمند هستند كه مثلا در فرانسه گاهی به شهرداری های  خود وام هم می دهند بدون آنكه این NGO ها دست در جیب دولت كرده باشند.

 از آنجا كه اعضای NGO های ما را جوانان 29-15 سال تشكیل می دهند این سازمان ها می توانند یكی دیگر از ابزارهای عملیاتی شدن دیپلماسی جوانان محسوب شوند. توانمندسازی ، توسعه و افزایش NGO ها هم جزو برنامه های اجرا شده ما بوده (با وجود شرایط دشوار و کاهش جدی بودجه حوزه جوانان) و آن را پیگیری خواهیم كرد.

در سال حجم عظیمی از ایرانیان سفرهای خارجی دارند همه این افراد بالقوه رسانه های كشورمان هستند كه می توانند در جهت منافع ملی و پیشرفت كشورمان حركت كنند هر چند انتقاداتی هم داشته باشند اما نكات مثبت را در نظر می گیرند اما متاسفانه چنین اقدامی صورت نمی گیرد چون نمی دانند كه می شود چنین كاری را كرد. مشكل كشورهای در حال توسعه این است كه وابستگی مردم به حكومت زیاد است و همه چیز را در قاب و وابسته به دولت می‌بینند در نتیجه اگر انتقادی به دولت داشته باشند به همه امور کشور تسری می دهند دقیقا به همین دلیل هم هست كه NGO و سازمان های غیر دولتی در کشور ما رشد نمی كند.

روح اله مدبر مشاور طرح های ملی جوانان معاونت ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان