دو مــاه از آغــاز طــرح تحــول نظــام ســلامت می‌گـذرد. هـر چنــد از منظر بیرونی آن‌چه روی داده، تحولی اساسـی تلقی می‌شـود اما این طرح خود شروع یک راه است؛ راه سخت و دشواری که پیمودنش علاوه بر عزم و تلاش و خستگی ناپذیری، همکاری جمعی را طلب می‌کند.

طرح تحول نظام سـلامت را باید مقدمه‌ای برای افزایش مشارکت مردم در مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی دانست و ایمان دارم تا این مشارکت شکل نگیرد، نمی‌توانیم شاهد تحولی بنیادین و ماندگار در نظام سلامت باشیم.

باور کنیم که هنوز راهی طولانی در پیش داریم و امیدوارم که هیچکدام از مردم و فعالان عرصه سیاستگذاری سلامت تصور نکنند با این اقدامات اولیه، مشکلات بهداشت و درمان مردم حل شده است. واقعیت این است که بسیاری از مشکلات هنوز پا بر جاست.

خیلی از این مشکلات هم فقط با پول حل نمی‌شود. برای رسیدن به هدف «تحول بنیادین و ماندگار در نظام سلامت» باید تفکر، فرهنگ و ساختار را تغییر دهیم. ما حتی داخل سازمان وزارت بهداشت هم برای ایجاد این فرهنگ مشکل داریم؛ چون همه فکر می‌کنند، بهداشت و درمان حوزه‌ای حاکمیتی است و این فکر دولتی را به سادگی نمی‌توان تغییر داد. به خصوص در حوزه بهداشت که این تغییر نگرش بسیار سخت‌تر است.

البته برای ایجاد فرهنگ نوین در حوزه بهداشت و درمان هم فکر کرده و برنامه داریم، امسال کار واگذاری بیست درصد از مراکز درمانی به هیأت امنای بیمارستان‌ها را آغاز خواهیم کرد؛ صد البته با رعایت تعرفه‌ها و نظارت کامل.

نکته مهم آن‌که ما این راه را آغاز کرده‌ایم؛ با همه نقاط ضعف و قوت، تمام حمایت‌ها و نارضایتی‌ها، دلگیر شدن‌ها و خشنودی‌ها و... و از این راه برنخواهیم گشت؛ پس همه باید با صبر و درایت هر آن‌چه می‌توانیم انجام دهیم تا ادامه راه آسان‌تر طی شود.

به یقین اجرای طرحی چنین بزرگ که در پهنه کشور گسترده شده، خالی از اشکال نیست؛ قطعاً نقاط ضعفی داریم که باید آنها را شناسایی و برطرف کنیم. دیدگاه‌های شما همکاران را هم می‌بینم و دغدغه‌های‌تان را درک می‌کنم؛ اما از یاد نبریم که طرح‌هایی چنین عظیم به عزمی ملی نیاز دارد؛ به نگاهی فرا جناحی، به توانی مضاعف و به عشقی خالصانه به مردم و میهن.

این راه را با هم ادامه می‌دهیم...