موضوع بورسیه های غیر قانون چندی است که بر سر وزارت علوم و دانشگاه و دانشگاهیان سایه افکنده است. کاش از ابتدا اینگونه نمی شد که برخی بدون تأیید صلاحیت علمی وارد حوزه علمی شوند؛ که اگر با تأیید صلاحیت علمی وارد می شدند باعث خوشحالی می شد. لیکن بدون تأیید صلاحیت علمی، وارد این حوزه شدن جای نگرانی بسیار دارد. اگر این نوشته به نگارش درآمده است از سر همین نگرانی بوده است- به قول برخی از سر دلواپسی بوده است.

شرح می‌دهم که چرا دلواپس هستم و باید همه دلواپس باشیم. در تمام طول تاریخ- و به ویژه در دنیای مدرن کنونی- روابط انسان ها و همچنین کشورها بر اساس قدرت و اقتدار بوده است. کشورهای قدرتمند، اراده خود را بر کشورهای ضعیف تحمیل کرده اند و تحمیل می کنند و تحمیل خواهند کرد. با این وصف اگر می خواهیم کشوری باشیم قدرتمند که دیگر کشورها نتوانند اراده شان را به ما تحمیل کنند، بایستی قدرتمند باشیم.
 
حال این سئوال پیش می آید که چه کشوری قدرتمند است و مبنای قدرت چیست؟
 مبانی چندی برای قدرت ذکر می شود که به چند مورد اشاره می کنم:
1. قدرت زور: قدرتی که از لوله ششلول بیرون می آید و نماد آن قدرت نظامی کشورها است.
2. قدرت اقتصادی: قدرتی که از توانایی تولید ناشی می شود و نماد آن تولید ناخالص یا خالص ملی کشورهاست.
3. دانش: که نماد آن تکنولوژی و دانایی قدرت است.

با یک بررسی کوتاه متوجه خواهیم شد که مردمی ترین و بنیادی ترین و زاینده ترین قدرت، در تمام طول تاریخ و همچنین دنیای کنونی، دانایی است. به قول حکیم بزرگ، فردوسی، توانا بود هر که دانا بود. یا به قول ناصر خسرو، درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را.

دوستان، هم میهنان، وکلای گرانقدر مجلس شورای اسلامی، یک سئوال اینجا مطرح میشود: "چه کسانی می توانند دانایی و دانش در این کشور بیافرینند و چرخ نیلوفری را به زیر آورند. پاسخ به سئوال آشکار است: "کسانی که اهل دانش باشند". اهل دانش کیانند؟ کسانی که قواعد دانش را رعایت می کنند؛ کسانی که اخلاق علم را رعایت می کنند؛ کسانی که اخلاق را رعایت می کنند؛ کسانی که عاقلانه می اندیشند؛ کسانی که برای عقل و تعقل حرمت قائل هستند. غیر از اینها اگر وارد حوزه علم و دانش شود، زیانش بسیار است.

مقدمه به درازا کشید؛ اما لازم بود.


حال برسیم به موضوع بورسیه ها.

در تمام کشورهای دنیا، بورسیه، بورسیه شدن و اعطای بورس وجود دارد. در کشورهای غربی (اروپای غربی و آمریکای شمالی)، برای خارجی ها یعنی افرادی که ملیتی غیر از کشور بورس دهنده دارند، شرایط تحصیل در تمام مقاطع (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) فراهم می کنند. ما هم در داخل کشور همین کار را می کنیم و باید هم بکنیم. که اگر نکنیم از قافله علم عقب می مانیم. وکلای محترم مردم در مجلس شورای اسلامی، یادآوری می کنم که یکی از دلایلی که وزیر علوم سابق را استیضاح کردید همین رکود علمی بود؛ یعنی عدم تولید علم. باز سئوال می پرسم: "آیا با ورود افرادی که لیاقت و شایستگی علمی آنها اثبات نشده است، می توان بر رکود علمی چیره شد"؟ باز هم پاسخ آشکار است. خیر نمی توان. . نمی توانند؛ هیچ کشوری نمی تواند.

دیگران، به ویژه آمریکاییان برای دیگرانی از سراسر دنیا دعوتنامه می فرستند تا با تمام مزایا بورس شوند و کسب دانش کنند و دانش را نشر دهند. نمونه هایش حضور ایرانیان دانشمند و دانشور در ناسا، هاروارد، بانک جهانی و ... است.

کاش جامعه علمی ایران را قانع می کردید که آنهایی که به صورت غیرقانونی بورسیه شده اند، لیاقت علمی را دارند. نگویید لیاقت تعهدی دارند. کسی که قانون را زیر پا می گذارد نمونه بی تعهدی است. اگر قانون را زیر پا نگذاشته اند و لیاقت علمی شان تأیید شده است، قدومشان بر دیده دانشگاهیان. اگر غیر از این است حق بدهید دلواپس باشیم.

معایب این پدیده- بورسیه غیرقانونی- بسیار است و برای آن حتی یک مورد مزیت نیافتم. معایب را می گویم:
1. این اقدام غیرقانونی و غیر اخلاقی است؛ پس بی اخلاقی را ترویج می کند.
2. کسانی که نمی توانند در یک رقابت سالم (در کشور ما رقابت کنکور)، دانش خود را اثبات کنند، از دانش کافی برخوردار نیستند؛ اینها می توانند یک ایران قدرتمند و با اقتدار بسازند.
3. این افراد، جای دیگر افراد با لیاقت را در دانشگاه می گیرند. این افراد با لیاقت یا از کشور مهاجرت می کنند (چنان که هست و دانید و دانم) یا سرخورده می شوند. این افراد مهاجرت کرده یا سر خورده همانهایی هستند که می توانند دانش بیافرینند و قدرت و اقتدار به این کشور بدهند.
4. این افراد بورسیه شده، قاعدتاً پس از فارغ التحصیل شدن به فرزندانمان و فرزندانتان درس خواهند داد. باز هم سئوال می پرسم: "چه درس خواهند داد"؟ اخلاق؟ علم؟ اینها که با بی اخلاقی به عرصه علم ورود کرده اند نمی توانند اخلاق درس بدهند (می دانی که رطب خورده منع رطب کی کند). علم آموزش می دهند؟ اینها اگر علم داشتند در یک رقابت سالم علمی شرکت می کردند و لیاقتشان اثبات می شد. برای آینده فرزندانتان و فرزندانمان دلواپس باشیم و دلواپس باشید.

نگرانم که با این اوصاف به سر منزل مقصود نرسیم. لطفاً در هر حوزه دیگری اغماض می کنید (مثل حوزه اقتصاد و سیاست و ...) در این حوزه اغماض نکنید. به این افراد، کرور کرور پول بدهید اما آنها را از ورود به این عرصه باز دارید. عرصه علم به مانند نمک است که اگر بگندد همه چیز می گندد.

چند راهکار دارم (پیشاپیش ایرادات وارد شده به راهکارهایم را می پذیرم تا راهکارهای ثوابی پدیدار شود):
1. بدون اغماض، همه کسانی که غیرقانونی بورسیه شده اند را از ادامه تحصیل غیرقانونی بازدارید و این کسان در رقابت علمی شرکت کنند و اگر پذیرش شدند، من اولین کسی هستم که از مصاحبت با آنها خوشحال خواهم شد.
2. اگر مصلحت هایی هست که نمی تواند همه را به شرکت مجدد در یک رقابت علمی سالم رهنمون شوید، هر تعداد را توانستید از ادامه تحصیل غیر قانونی باز دارید؛ حتی یک نفر. که به اندازه همان یک نفر به اقتدار این مرز و بوم خدمت کرده اید.
3. اگر نتوانستید دو راهکار فوق را به کار بندید، لطفاً برای این افراد کلاس های جداگانه ای در دانشگاه دایر کنید و از اساتید بخواهید که با تلاش صد برابر به آنها بیاموزند، باشد که هنگام فارغ التحصیلی با بنیه علمی فارغ التحصیل شود. امیدوارم.
4. اگر به هر دلیل اینها فارغ التحصیل شدند، لطفاً تا نفر آخر پیگیری و نظارت شود که در دانشگاه مشغول تحصیل نشوند. زیرا می شوند کوری عصاکش کور دیگر؛ می شوند بی سوادانی که می خواهند به دانش آموزان جویای علم بیاموزند. خوب نتیجه معلوم است.

در انتها لازم است اضافه کنم که قصدم توهین به این افراد و بی لیاقت خواندن آنها نیست. قصدم فقط و فقط همین است که در یک رقابت سالم نشان دهند که لیاقت ورود به دانشگاه را دارند. مطمئن هستم که در بین این افراد، پیدا می شود فردی یا افرادی که لیاقت علمی دارند. برای رفع شبهه، این فرصت برایشان فراهم شود تا لیاقت علمی خودشان را نشان دهند.

توانا بود هر که دانا بود. اما مدرک، دانایی نیست و توانایی در پی ندارد؛ نه برای صاحب مدرک و نه برای مرز و بومش.

یادداشت:بهزاد مشعلی استاد دانشگاه تهران و عضو هیات علمی دانشگاه علم و فرهنگ