پایان جنگ جهانی دوم که با شکست کشورهای ژاپن، آلمان و ایتالیا همراه بود، تغییرات مهمی در عرصه نظامی و سیاسی دنیا به وجود آورد. شرق آسیا در نتیجه این رخداد، وارد عرصه جدیدی از پیشرفت و تحرک اقتصادی و سیاسی شد. پس از رویداد پرل هاربر در جنگ جهانی دوم که در ان ژاپنی ها به کشتی های آمریکایی حمله کردند و باعث ورود ایالات متحده به این نبرد جهانی شدند، نگاه واشنگتن به توکیو تغییر کرد. مقامات کاخ سفید دیگر نمیتوانستند ژاپن را کشوری کوچک، آرام و مطمئن در کنار خود بدانند.

هر چند که نوع نظام سیاسی و اقتصادی آن، با سبک حاکم بر اتحاد جماهیر شوروی، همسایه این کشور جزیره ای، کاملا متفاوت و بعضا متضاد بود. ضمن آنکه تجاوز ژاپن به منچوری و شبه جزیره کره نمایانگر، تلاش سامورایی ها برای گسترش قلمرو ارضی بود.
در این میان تقسیم کره و حضور نیروهای شوروی در قسمت شمالی، پیروزی کمونیست ها در چین و احتمال گسترش این نظام به کشورهای کوچک شرق آسیا نگرانی ایالات متحده را برانگیخت. پس از این قضایا و در راستای تلاش برای توسعه نفوذ در این منطقه جغرافیایی، کشور ژاپن و کره جنوبی تبدیل به پایگاه های نظامی آمریکا شد.

جلوگیری از داشتن ارتش قوی و ایجاد موانعی بر سر راه نظامی گری ژاپن در کنار ضعف نظامی سئول و ترس از حمله سربازان سرخ، افکار عمومی و رهبران این کشورها را مجاب کرد تا با تحمیل نیروهای آمریکا به راحتی کنار بیایند. ضمن آنکه فضای جنگ سرد و اضطراب ناشی از گسترش اندیشه های کمونیستی، نظام های سرمایه داری را در پیوندی مستقمی با هم قرار می داد.

در طول 45 سال پس از دوره صلح مسلح و جنگ سرد، تمرکز شرق آسیا به ویژه کره جنوبی و ژاپن بر حوزه فناوری و تکنولوژی مدرن بود. نتیجه این فرایند، تبدیل شدن توکیو به سومین قدرت اقتصاد جهان از لحاظ تولید ناخالص داخلی و تجربه به طور متوسط سالانه رشد 7 درصدی در پنجاه سال گذشته اقتصاد کره جنوبی بود.

اما این تمام ماجرا نیست. دو کشور کوچک کره جنوبی و ژاپن در کنار تمرکز خاص بر ابعاد نرم افزاری قدرت، به دلیل برخورداری از توان مالی بالا و از طرفی تهدیدات امنیتی منطقه ای، در بازار خرید تسلیحات هم نقش پررنگی داشتند. سئول پس از جنگ سه ساله با کره شمالی و رسیدن به آتش بس بدون توافق نامه خاتمه نبرد، خود را کماکان در حالتی جنگی می بیند. از این رو خرید تجهیزات نظامی را یک ضرورت امنیتی می داند. بر این اساس است که در سال های 2007 و 2008 این کشور بزرگترین خریدار سلاح جهان است که البته به دلیل پیوندهای عمیق سیاسی و نظامی با آمریکا، مجتمع های نظامی صنعتی این کشور منتفع شدند.

رهبران آمریکا برای ایجاد بازار فروش تسلیحات در شرق آسیا، حذف مشاغل مرتبط با این صنعت در داخل کشورشان، حضور مستدام در این منطقه جغرافیایی برای نظارت بر رقبایی همچون چین و روسیه و قدرت نمایی در آبهای غنی و استراتژیک دریای چین، زرد و ژاپن بر میزان تنش ها در منطقه می افزایند.

مانورهای سالانه مشترک آمریکا با کره جنوبی و ژاپن که بعضا با همراهی سایر کشورهای منطقه برگزار می شود از جمله عوامل تقویت و حفظ اختلافات میان دول شرق آسیا است. پیونگ یانگ به طور مرتب به این تحرکات اعتراض می کند و حتی در آخرین پیشنهاد خود عدم اجرای مانور سالانه با کره جنوبی را در مقابل توقف آزمایش های اتمی خود قرار داد که مورد قبول واشنگتن واقع نشد.

در این میان تلاش چین به عنوان رقیب اصلی اقتصادی آمریکا، برای حضور قوی تر و اعمال سلطه خود بر آبهای دریای چین و سمت گیری های تایوان منجر به آن شد که نگرانی توکیو و سئول بیشتر شود. گسترش قلمرو دریایی پکن در دریای شرقی چین و تکرار ادعای حاکمیت بر جزایر سنکاکو با واکنش ژاپن روبرو شد. ضمن آنکه در سال های اخیر مقامات چین توان خود را بر تجهیز ارتش به آخرین فناوری های نظامی گذاشته اند.

این مسائل در کنار یکدیگر منجر به آن شده است که دو کشور کره جنوبی و ژاپن، با توجه به محدوده جغرافیایی نچندان بزرگشان در زمره 10 کشور اول دنیا در زمینه تخصیص بیشترین بودجه های نظامی سال 2014 قرار بگیرند. اگرچه که رقم 47 میلیارد دلاری دولت شینزو آبه در سال 2015 به یک باره به 81 میلیارد دلار رسید.

برآیند تحولات و تصمیمات اخیر، تشدید رقابت تسلیحاتی این حوزه جغرافیایی و تبدیل شدن شرق آسیا به زرادخانه ای بزرگ است. ضمن آنکه استراتژی کوچ شرقی ایالات متحده هم بر اهمیت این منطقه نسبت به سایر مناطق جهان تاکید دارد. کاخ سفید در پی تصویب این استراتژی، در صدد است تا از میزان حضور نظامی خود در خاورمیانه بکاهد و بر شرق آسیا بیافزاید.

به نظر می رسد؛ آینده نگری کارشناسان آمریکایی در مورد نقش تعیین کننده کشورهای شرق آسیا مانند گروه کشورهای آسه آن و چین در نظم اقتصادی دهه سوم قرن بیست و یک، علت این تصمیم گیری باشد. آمریکایی ها می دانند اگر چه قدرت سخت افزاری نقش مهمی در معادلات جهانی دارد اما توان اقتصادی و تکنولوژیک، در دوره بعد از جنگ سرد زیربنای قدرت یک کشور محسوب می شود.

نوشته: دکتر محمود رضا امینی