اخبار زیادی در ماه‌های اخیر درباره حملات تروریستی در دنیا منتشر شده است. اقدامات وحشیانه داعش در عراق و سوریه ،گروگان‌گیری در استرالیا و کشتار روزنامه‌نگاران در فرانسه از جمله اقدامات تروریستی ماه‌های اخیر است که برای هفته‌ها افکار عمومی را تحت فشار قرار داده است و باعث به وجود آمدن ترس و وحشت در اقصی نقاط دنیا شده است.علاوه بر این در سال‌های اخیرخبرهای زیادی درباره آمار خیره کننده دعواهای خیابانی و  خانوادگی منتشر شده است.درگیری‌هایی که گاه رنگ خون به خود می‌گیرد وخانواده ای را عزادار می‌کند.مجموعه این اخبار نشان می‌دهد که در بیشتر جوامع فرهنگ گفت و گو وجود ندارد و افراد برای پیشبرد حرفشان به کارهای خشن روی آورده اند. این خشونت تا جایی نگران‌کننده شده که  رییس جمهور کشورمان  در یکی از سخنرانی‌های خود در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد  در پیشنهادی خواستار جهان عاری از خشونت شده بود و پیشنهادی که با استقبال کشورهای مختلف روبرو شد و با رای مثبت 190 کشور عضو سازمان ملل متحد به قطعنامه مقابله با افراط گرایی و خشونت تبدیل شد.

روان‌شناسان معتقدند در جوامعی که فرهنگ گفت و گو وجود ندارد، احساس نابسامانی و آشفتگی، ناآرامی و بی‌قراری، بدبینی، اضطراب و دلشوره، خشم و سوگ،جامعه را در بر می‌گیرد.به همین دلیل در بسیاری از کشورهای توسعه یافته روان‌شناسان و جامعه شناسان به بررسی دلایل این پدیده می‌پردازند و راه‌حل‌هایی برای برون رفت از این مشکل ارائه می‌کنند.در ایران نیز در سال‌های اخیر درباره فرهنگ گفت و گو مطالعات زیادی انجام شده است و جامعه شناسان و روان شناسان زیادی نبودن فرهنگ گفت و گو در جامعه را از دلایل بروز بسیاری از مشکلات اجتماعی عنوان می‌کنند.

مریم یوسفی،جامعه‌شناس در این ارتباط به برنا می‌گوید:«فرهنگ گفت و گو الگوی قشنگی است که متاسفانه رعایت نمی‌شود و این امر باعث به وجود آمدن بسیاری از دعواها و بدرفتاری‌ها در خانواده و جامعه می‌شود.برای گفت و گو کردن به حوصله جمعی و گوش شنوا نیاز است.در جوامعی که افراد از نظر روحی احساس آرامش بیشتری دارند،فرهنگ گفت وگو وجود دارد اما در جامعه‌ای مثل جامعه ما که افراد با کوچک‌ترین اتفاقی بهم می‌ریزند چطور می توان انتظار داشت که این فرهنگ وجود داشته باشد. اگر نگاهی به وضعیت کوچک‌ترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده  در ایران بیاندازیم،متوجه می‌شویم که اعضای آن به دلیل مشکلات اقتصادی،اجتماعی و غیره دچار بی‌حوصلگی شده‌اند.مشکلات باعث می‌شود که افراد نتوانند نقش‌هایشان را درست اجرا کنند.خیلی‌ها استرس کار را وارد محیط خانه می‌کنند و بسیاری نمی‌توانند مشکلات خانوادگی را به محیط کارشان نکشانند.در چنین شرایطی فرد به دلیل اضطراب زیادی که تحمل می‌کند،پرخاشگر می‌شود.در کوچه وخیابان هم با افراد دیگر به مشکل می‌خورد و اگر کوچک‌ترین مشکلی به‌وجود آید به جای گفت و گو با پرخاشگری و دعوا مسئله راحل می‌کند.»

یوسفی با بیان این مطلب که حرکت به سمت زندگی دیجیتالی باعث کم‌تر شدن ارتباطات کلامی شده است،می‌گوید:«زندگی دیجیتالی باعث کم‌تر شدن ارتباط انسان‌ها شده است.در حال حاضر افراد بیشتر وقتشان را در دنیای مجازی می‌گذرانند و به همین دلیل کمتر با یکدیگر در ارتباط هستند.ارتباط کلامی ضعیف باعث می‌شود افراد از یکدیگر دور شوند.همین مسئله هم مشکل آفرین است.افراد به تدریج حوصله حرف زدن با یکدیگر را ندارند و در این روند به تدریج تحمل شنیدن یکدیگر را هم ازدست می‌دهند.بسیاری می‌پرسند که چه راهی برای تمرین گفت و گوی صحیح وجود دارد.پاسخ من ایناست که مشکل نبودن کلاس و یا راه حل نیست.ما نمی‌خواهیم تغییر کنیم.تغییر کردن برای کسی که افکار و عقایدش شکل گرفته سخت است.به نظر من باید از زمان خردسالی به بچه‌هایمان درست شنیدن را یاد دهیم تا وقتی بزرگ می‌شوند با مشکل مواجه نشوند.»

 

با وجود اینکه گفته می‌شود تغییر جامعه باید از نسل‌های جدید شروع شود اما بهزاد نراقی،روان‌شناس معتقد است با تمرین درست گوش دادن،می‌توان در هر سنی به فرهنگ گفت وگو نزدیک شد :«اگر بخواهیم در کنار هم با آرامش زندگی کنیم باید بتوانیم با یکدیگر گفت و گو کنیم.جوانان ما باید یاد بگیرند که ارتباط کلامی درستی برقرار کنند.ارتباط کلامی موثر راه و روش خودش را دارد.باید یاد بگیریم كه شنونده خوبی باشیم و با قدرت و در سكوت به حرف‌های دیگران گوش بدهیم. در غیر این صورت هیچ‌گاه نمی‌توانیم با یکدیگر گفت ‌گوکنیم.فرض کنید من از شما می ‌خواهم ماشین‌تان را جابه جا کنید و شما به من بگویید که ماشین‌ خراب شده و حرکت نمی‌کند.من اگر درست گوش نکنم نمی فهمم شما چه می‌گویید.چون خسته و عصبانی هستم به شما پرخاش می‌کنم.شما هم از خراب شدن ماشین کلافه شده‌اید.در نتیجه با عصبانیت به من جواب می دهید و به همین راحتی دعوا شروع می‌شود.پس اولین راه برای رسیدن به فرهنگ گفت وگو درست شنیدن است. درست است كه در آغاز، متمركز كردن فكر بر واژ‌ه‌ها و جمله های گوینده بسیار مشكل است. زیرا شما نیز درگیر افکار خودتان هستید و این واكنش كاملاً طبیعی است. مهم این است كه اگر تمركز خود را از دست دادید، اجازه ندهید كه این وضع شما را ناراحت كند، بلكه خیلی ساده دوباره فكر خود را به آن‌چه می‌شنوید متمركز كنید.»