حجت الاسلام عباسعلی باباگل زاده، فرمانده پایگاه مقاومت بسیج میراث فرهنگی استان قم و کارشناس فرهنگی ومذهبی است.او به مناسبت سال روز ولادت با سعادت امام حسن (ع) درباره ویژگی های منحصر به فرد کریم اهل بیت و سخنان امام چنین می نویسد،حضرت امام حسن مجتبی (ع)  می فرمایند:ای مردم لذت های دنیا پایدارنیستند و بدانید که نشستن در زیر سایه ای که ناپایدار است ، حماقت و کم عقلی است. نخستین گام خردمندی ، معاشرت نیکو با مردمان است. 

 نیمه ماه مبارک رمضان مصادف است با سال روز ولادت با سعادت نهال گلشن دین، نور دیده حضرت علی و زهراء سلام الله علیهما ،سبط اکبر کریم اهل بیت، ابومحمد ، حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام به مناسبت ولادت این امام همام ، کریم اهل ، دومین اختر تابناک آسمان امامت وولایت حضرت امام حسن علیه السلام من را بر آن داشت؛ تا با اشاره ای مختصر از زندگی سراسر نور آن حضرت بهره ای از آن اقیانوس بی کران بجوئیم و خود را متصل به آن مظهر صبرو استقامت، عبادت، اخلاص، کرامت و انسان کامل کنیم.
ابتداء مطلب را با یک آیه از قرآن کریم که درشان حضرت امام حسن مجتبی نازل شده است آغاز می کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
“ یخرج منهما اللؤلؤ و المرجان ) الرحمن 22
و خارج كرد از آن دو دریا ، لؤ لؤ و مرجان ، از امام صادق (علیه السلام) روایت است كه منظور از لؤلؤ و مرجان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام است . ( تفسیر البرهان ، ج 4 ، ص 265، حدیث 3
ولادت :
در پانزدهمین شب از ماه مبارک رمضان بود که خانه رسالت پس از انتظار طولانی به استقبال مولود محبوب خود می شتافت ، نوزاد چشم به جهان گشود شادی وشعف درمنزل نبوت و رسالت طنین اندازشده بود. نقل است پیامبر (ص) درزمان تولد این نوزاد حضور نداشت تا مژده ولادت را به آن حضرت برسانند .پیامبر به سفر رفته بود وبه زودی به مدینه مراجعت کرد.  اهل خانه با اشتیاق فراوان منتظر بازگشت پیامبر(ص) بودند آنها هیچ یک از آداب و رسوم تولد را برگزار نکرده بودند تا اینکه رسول مکرم اسلام از مسافرت بازگشت. حضرت بنابر عادت همیشگی خود، نخست به سوی خانه حضرت فاطمه زهراء وعلی علیهماالسلام مشرف شدند . مژده تولد کودک را به پیامبر خدا رساندند ، شادی و سروری زاید الوصف آن حضرت را فرا گرفت و خواستار دیدن نوزاد شد. کودک را درآغوش گرفت ،بویید و بوسید ودر گوشهایش اذان و اقامه گفتند ، سپس دستور دادند تاجامه و خرقه ای سپید بیاورند و کودک را در آن پیچیند.

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم منتظر بود تا ببیند آیا از آسمان خبر تازه ای درباره این کودک فرود می آید ؟ ناگهان وحی الهی نازل شد وخطاب به آن حضرت گفته شد نام فرزند هارون ، جانشین موسی (ع) شبر بود و علی نیز نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسی ، پس این کودک را " حسن " نام گذاری کن که حسن در عربی مترادف شبر است . بدین سان نام حسن در مدینه ، همچون بوی خوش گلها پیچید .  مردم یکایک برای عرض تبریک خدمت پیامبر اسلام و امام علی(ع)  آمدند ، چون حسن نخستین فرزند خانه رسالت بود و چشم پیامبر اکرم و یاران بزرگوارش به وی دوخته شده بود . در واقع اوتجدید رسالت پیامبر در آینده بود، الگو ومقتدا و اسوه حسنه مسلمانان صالح به شمار می آمد . او پس از پیامبر و امام علی ادامه دهنده راه رسالت ،امامت و ولایت بر مسلمانان بود.
البته در این فرصت مجال آن نیست به همه ابعاد زندگی حضرت امام حسن علیه السلام بپردازیم . اما به جهت بهره برداری واستفاده از سبک زندگی آن امام معصوم (ع) ویژگیهای والای اخلاقی و سیره عملی آن حضرت را به اختصار بیان می کنیم. 

1- حضرت امام حسن (ع) 25 بار به صورت پیاده حج مشرف شدند. با اینکه ایشان اسب های نجیبی هم داشتند اما برای تبلیغ دین اسلام و تواضع وفروتنی برای خدا پیاده به زیارت خانه خدا شرفیاب می شدند .
2- همواره به یادخدا بودند و هرگاه خداوند را یاد می کرند از عظمت الهی می گریستند
3- هر وقت در حضورشان از قبر وقیامت سخن به میان می آمد از چشمان مبارکشان اشک جاری می شد.
4- هنگامی که وضو می ساختند چهره شان زرد می شد و زانوانشان از خشیت الهی به لرزه می افتاد و چون برای نماز بر می خواستند ،زردی رخسار ولرزه زانوانشان بیشتر می شد .
5- تمام دارای اشان راسه بار در راه خدا بین فقراء انفاق کرند به طوری که از دارایی اشان هیچ باقی نمانده است
6- در همه احوال ، ازروی بیم و امید زبانشان به ذکر خداوند عزوجل مشغول بود
7- معاصران عصر امام حسن (ع) درباره وی گفته اند ایشان عابدترین و زاهدترین مردم روزگار خویش بوده اند است .
8- امام حسن نزد مردم محبوب بود. دور ونزدیک به ایشان احترام می گذاشتند . یکی از مظاهرعمومی محبوبیت ایشان ،آن بود که بر در سرایش در مدینه فرشی برایشان می گستردندو آن حضرت در همانجا می نشستند ونیازهای مردم را برآورده می ساختند و مشکلات شان را حل می کرد .
9- حضرت امام حسن معروف به کریم اهل بیت هستند :
کریم یعنی اهل کرم و عنایت و بخشندگی و چون در میان ائمه(ع) و اولیای الهی امام حسن مجتبی(ع) در طول زندگی اشان عملا اهل جود و کرم و توجه و تفقد فقرا و محرومان بودند همانگونه که عنوان شد سه بار کل اموالشان را بخشیدند. به همین دلیل به «کریم» موصوف شدند و صفت کرامت و کریم در ایشان شاخص شد. این به معنای آن نیست که امامان دیگر کریم نبودند، همه کریم بودند اما چنانکه یک امام به صفت رضا یا صادق یا کاظم یا ... شهره شده است.حضرت امام حسن(ع) نیز صفت کریم بودنشان دیگر صفات  وجودش را تحت الشعاع قرار داده و به آن موسوم و موصوف شده اند. کریم بودند و  فقط برای خدا اکرام می کردند. فقرا و ایتام  برای ایشان فرقی نمی کردند.اینکه نیازمندان در کدام مسلک و جریان قرار داردند برای ایشان اهمیتی نداشت . امید است با بهره گیری از سیره عملی حضرت امام حسن (ع) بتوانیم درراستای خدمت به مردم و جامعه اسلامی بر محور اخلاق در این ماه پر خیر و برکت به فکر فقراء و نیازمندان جامعه هم باشیم .

یکی از وقایع مهم سیاسی در زمان حضرت امام حسن جریان صلح با معاویه است. جریان صلح امام حسن، تاکتیکی برای حفظ تشیع و مکتب رسول الله بود. 
اساتید و صاحب نظران و مورخان زیادی در این زمینه قلم فرسایی کرده‌اند. اما باید توجه داشت كه در آیین اسلام قانون واحدى بنام جنگ و جهاد وجود ندارد. بلكه همانطور كه اسلام در شرایط خاصى دستور می‌دهد مسلمانان با دشمن بجنگند، همچنین دستور داده است كه اگر نبرد براى پیشبرد هدف مؤثر نباشد، از در صلح وارد شوند. در تاریخ حیات پیامبر اسلام (ص) هر دو صحنه را مشاهده می‌كنیم: پیامبر اسلام كه در بدر، احد، احزاب، و حنین دست به نبرد زد، در شرائط دیگرى كه پیروزى را غیر ممكن می‌دیدند، ناگزیر با دشمنان اسلام قرارداد صلح بستند و به صورت موقت از دست زدن به جنگ و اقدام حاد خود دارى می كردند تا در پرتو آن پیشرفت اسلام تضمین شود.

بنابراین، همانگونه كه پیامبر اسلام (ص) بر اساس مصالح عالی‌ترى كه احیانا آن روز براى عده‏‌اى قابل درك نبود، موقتاً با دشمن كنار می آمدند؛ حضرت مجتبى (ع) نیز، كه از جانب رهبر و پیشواى دینى بودند و به تمام جهات و جوانب قضیه بهتر از هر كس دیگر آگاهى و شناخت داشتند با دوراندیشى خاصى صلاح جامعه اسلامى را در عدم ادامه جنگ تشخیص دادند.
اما حقیقت امر این است که حضرت مجتبى (ع) صلح نكرد، بلكه صلح بر او تحمیل شد  . چون اوضاع و شرایط نامساعد و عوامل مختلف دست به دست هم داده وضعى را به وجود آورد كه صلح به عنوان یك مساله ضرورى بر امام تحمیل شد و حضرت جز پذیرفتن صلح چاره‌اى نداشت. به طوری كه هر كس دیگر به جاى حضرت بود و در شرایط او قرار می‌گرفت، چاره‌اى جز قبول صلح نداشت؛ زیرا هم اوضاع و شرایط خارجى كشور اسلامى، و هم وضع داخلى عراق هیچ كدام مقتضى ادامه جنگ نبود.