به گزارش خبرنگار اجتماعی برنا، توجه ویژه به طب اسلامی از جمله مسائلی است که در صورت وقع باعث جلوگیری از بسیاری از بیماری های صعب العلاج امروز در جامعه خواهد شد و متاسفانه این مهم مورد بی مهری های فراوانی قرار گرفته است.

به همین منظور و گسترش فرهنگ رجوع به طب اسلامی گفت و گویی با حجت الاسلام محمد نیکومحمدی، محقق و پژوهشگر طب اسلامی ترتیب دادیم که بخش دوم آن را می خوانید:

*چرا با طب سنتی دشمنی می شود و بعضا می بینیم که پزشکان و حتی افراد عام این طب را قبول ندارند؟
استاد خود ما سید عبدالله خلیلی می گفت که حتی خود من را یکی دو با ترور کردند، زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی ایشان فعالیت زیادی در زمینه حجامت می کردند و اسمشان را وزیر حجامت گذاشته بودند و آن فتوای معروف را هم ایشان زحمتش را کشیدند از رهبر معظم انقلاب گرفتند که ایشان فتوا دادند حجامت زیر نظر پزشک بلامانع است و این نتیجه زحمات ایشان بود.

بیمارستان بوعلی و لقمان را در اختیار طب سنتی گذاشتند

با جناب رفسنجانی صحبت کردند البته یک تیمی بودند دو تا بیمارستان در اختیارشان گذاشته بودند، بیمارستان بوعلی و بیمارستان لقمان و از فرهنگی ها دعوت کردند و آنجا هم خون وریدیشان را می گرفتند و هم خوب حجامتشان و حجامت می شدند.

بین خون حجامت و خون وریدی مقایسه شد

اینها را در لابراتوارها مقایسه می شدند و جدولی تنظیم شد که حتی جدول را به من هم دادند که بین این دو تا جدول مقایسه شده بین اجزای خون که مثلاً در خون وریدی چه مقدار تیری گلیسیرید، اوره، کلسترول و چربی دارید و مثلاً در خون ولیدی چه مقدار دارید و این جدول به زیبایی نشان می داد که غلظت خون حجامت و مواد زائد و اخلاط زائد در خون حجامت زیادتر از خون وریدی بود.

خون دادن جنبه درمانی ندارد

مثلاً شما می دانید که کسی که خون می دهد این کار خدا پسندانه ای است و ما هم مردم را تشویق می کنیم که این کار را انجام بدهند. اما این کار جنبه درمانی ندارد و این باید جا بیفتد برای سازمان انتقال خون ما و دست اندرکاران ما باید جا بیفتد که انتقال خون، خون تمیز را از مردم می گیرد و جنبه درمانی ندارد.

خون حجامت را به کس دیگر نمی دهند

چون خون تمیزی را می گیرد انتقال می دهند به کس دیگر اگر این خون، خون کثیفی بود، خون زائد بود خب دور می ریختند چرا در حجامت این کار انجام نمی شود؟ یعنی به کس دیگر این خون داده نمی شود؟ چون می دانند اگر این خون کثیف را حجامت را می شد به کس دیگر بدهند خب انتقال خون خودش این کار را انجام می داد پس بنابراین خون حجامت خون زائد است که به درد کسی هم نمی خورد و باید از لحاظ علمی حجامت کردن گسترش پیدا کند.

مردم دشمن چیزی هستند که نمی دانند

ما حدیث هم داریم که "الناس الاعداء ما جهل" مردم دشمن آن چیزی هستند که جهل دارند وقتی من چیزی را نمی دانم با آن دشمنی می کنم ممکن است من با طب جدید دشمنی کنم و بگویم قبول ندارم ممکن است پزشکان طب جدید با طب قدیم دشمنی کنند و بگویند آقا حجامت یعنی چه؟ فصد یعنی چی؟ نمی دانم زالو یعنی چی؟

دکتر عزیزخانی تز رساله اش در رابطه با حجامت است

دکتر عزیزخانی تز رساله اش در رابطه با حجامت است و من پروژه ایشان را دارم خب ایشان هم یک پزشک است وقتی بیایند مطالعه کنند و بررسی کنند و تحقیق کنند که بالاخره این هم پایه طب جدید است مادر طب جدید طب قدیم است و قابل قبول است و از لحاظ علمی هم ثابت شده است.

خود پزشک می آید حجامت می کند و سردردش خوب می شود

وقتی خود پزشک می آید حجامت می کند و سردردش خوب می شود و وارد این عرصه می شود این را نمی شود پوشاند حالا چرا دشمنی می شود چون مافیای دارو سود کمتری در جیبش می رود.

بارها و بارها از دکتر عزیزخوانی خواستند طب سنتی را کنار بگذارد

آن موقعی که من پیش دکتر عزیزخانی کار می کردم، بارها و بارها تلفن می شد که آقا تو بیا یک مقدار کم سرمایه بگذار ما وارد کننده دارو هستیم هر ماه سود کلانی را به تو می دهیم تو طب سنتی را بگذار کنار.

دارو  در ناصرخسرو چند میلیون فروش می رود

بالاخره دارویی که در ناصرخسرو چند میلیون فروش می رود اگر من بتوانم آن بیمار را با یک حجامت درمانش کنم آن دارو دیگر باید از بازار جمع شود این است که یک عده ای مخالفت می کنند، یک عده ای ممانعت می کنند، پزشکان ما می آیند با خودشان یکی دو دو تا چهار تا کنند و ببینند آیا واقعا درمانگر هستند؟ اگر واقعاً درمان گرند خب بسم الله.

به ما دستور می دهند داروها را می دهند و می گویند تو فقط تجویز کن

می آیند جلسات مناظره می گذارند بالاخره بحث علمی است دعوا که نداریم جلسات مناظره می گذارند، بحث می شود، صحبت می شود، بحث علمی می شود، منطقی پیش می رویم، مشخص می شود که بالاخره ما درمانگر هستیم یا نیستیم؟ اگر قرار است درمان گر باشیم کدام راه بهترین است و اگر قرار است ما ویزیتور باشیم و یک لیستی بگذارند جلوی ما و بگویند شما برای سردرد استامینوفن تجویز کن، برای دل درد گریپ میچر تجویز کن، برای چرک گلو پنی سیلین و آموکسی سیلین تجویز کن، خب ما می شویم یک ویزیتور آنها به ما دستور می دهند داروها را می دهند و می گویند تو فقط تجویز کن.

پیگیری کنم ببینم آیا مریضم نتیجه گرفته یا نه؟ این را پزشک ها نمی فهمند

من می نویسیم روی کاغذ تو فقط برو این را بخور اما این که من پیگیری کنم ببینم آیا مریضم نتیجه گرفته درمان شده یا نشده این را هیچ وقت پزشک ها نمی فهمند.

یک تفاوت فاحش بین طب سنتی و طب جدید وجود دارد

یک تفاوت فاحش بین طب سنتی و طب جدید وجود دارد، در طب جدید می آیند در آزمایشگاه یک داروی جدید را روی موش آزمایش می کنند، همان دارو را می آیند تجویز می کنند برای من انسان، دیگر نمی گویند بین من انسان با یک موش یک تفاوتی وجود دارد، من دارای روح هستم و آن موش دارای روح نیست، آن روحی که خداوند وجه تمایز ما آدم ها با حیوانات قرار داده که فرموده "و نفخت فیه من روحی" که ما انسان را می فرماید برتری دادیم "لقد کرمنا بنی آدم" آدم نسبت به حیوان برتری دارد.

اگر دارویی روی موش آزمایش شود و بعد به انسان بدهند درست است؟

این که من بیایم یک دارویی را روی موش آزمایش کنم و بعد همان را بیایم برای انسان آزمایش کنم، درست است؟ بیمار هنوز از در مطب وارد نشده در نسخه دارویش را بنویسم بگویم خوش آمدی، 5 دقیقه وقت نگذارم ببینم دردش چیست؟

با بیمار که صحبت می کنیم می گوید چقدر سبک شدم

خیلی از بیماران ما وقتی مراجعه می کند وقتی 10 دقیقه با آنها صحبت می کنیم می گویند چقدر سبک شدیم، وقتی زنگ می زنیم پیگیری می کنیم، روند درمانشان را اصلاً انگار دنیا را به آنها داده اند و من نظرم این است که 50 درصد بیماری هاشان با صحبت و با همین همدردی و درد و دل و پیگیری ها خوب می شود، خیلی از مشکلات مردم روحی است و این فرق بین طب جدید و طب قدیم است که ما در طب قدیم در طب اسلامی خودمان قائل به روح هستیم و می دانید اگر روح پرورش پیداکند بسیاری از مشکلات جسم را می شود بر آن فائق آمد و بیماری ها را برطرف کرد.