استاد فن‌خال
گفته بود که می خواهد جام را بدون شکست به پایان ببرد. این ادعا البته متعلق به دیروز نبود. پیش از آغاز رقابت ها می گفت که جام رویایی در انتظار نارنجی هاست. جامی بدون شکست. ادعایی که البته با واقعیت در تضاد بود. یكی از كم ستاره ترین تیم های تاریخ هلند با مشتی جوان گمنام و یك گروه دشوار موسوم به مرگ. برای موفقیت در چنین شرایطی شما باید تنها و تنها یك ژنرال تمام عیار در تیمتان داشته باشید و هلند چه خوشبخت بود كه چنین ژنرالی را روی نیمكت داشت. مردی كه با آن استند و یادداشت معروفش در كنار زمین و البته آن چشمان پرشرر و نافذش آتشبازی را از همان روز نخست آغاز كرد و با ویران كردن امپراطوری اسپانیای پرمدعا و ثبت یك نتیجه تاریخی نشان داد كه هنوز هم تاریخ مصرف انگاره های نابش پایان نیافته. این موفقیت رشک برانگیز بیش از همه قند را در دل هواداران منچستر آب کرده. آنها که بعد از یک فصل کابوس وار با دلقکی چون دیوید مویس برای برخاستن از خاک به یک ژنرال تمام عیار روی نیمکت نیاز دارند. ژنرالی که با انگاره های نابش بتواند در کوره لیگ برتر شیاطین را ققنوس وار به اوج بازگرداند. مردی که از کم ستاره ترین هلند تاریخ را به سکوی سوم جام می رساند و بدون باخت جام بیستم را به انتها می رساند، بی تردید یک استاد است، یک استاد محض و چیره دست. بله، استاد فن خال، بدون چون و چرا، بدون پسوند، بدون پیشوند!