تاكتیك كارلوس كی‌روش برای این بازی از مدتها قبل مشخص شده بود. او گفته بود كه جام جهانی برای ایران بازی با نیجریه خواهد بود و تنها راز موفقیت در این بازی گل نخوردن است و بنابراین تیمش را با یك آرایش متمركز به زمین فرستاد و تمامی حفره ها و منافذ تیمی را بست.

او با قرار دادن احسان حاج صفی در هافبك چپ و خسرو حیدری در هافبك راست عملا كانال های كناری را با دو هافبك-مدافع بست تا با استفاده از برتری عددی به حمله وران حریف فضای برای نفوذ ندهد.

در مركز زمین نیز مثلث نكونام، آندو و دژاگه با نزدیك شدن به خط دفاعی ایران عملا یك دفاع متراكم و بسته را تشكیل می دادند تا هیچ فضایی در اختیار حمله وران نیجریه قرار نگیرد. این تاكتیك كاملا موثر و كارآمد سبب شد تا ایران در طول 90 دقیقه تقریبا هیچ موقعیت گلی به حریف ندهد و با برتری عددی در دفاع، مهاجمان حریف را ار كار بیاندازد.
 
در مقابل در فاز تهاجمی كارلوس كی‎روش چشم به ضدحمله و استفاده از سرعت و خلاقیت رضا قوچان نژاد داشت و در كنار آن روی استفاده از ضربات ایستگاهی حساب ویژه ای باز كرده بود.

در این بخش نیز برنامه سرمربی ایران بسیار كارآمد و موثر بود به گونه ای كه گوچی تا دقیقه 90 یك كابوس دائمی برای مدافع حریف بود كه بارها و بارها از آنها توپ دزدید و موقعیت خلق كرد و اجازه نداد تا در برنامه های تهاجمی نیجریه شركت كنند.

استفاده از ضربات شروع مجدد و ایستگاهی به عنوان یكی از شگردهای قدیمی ایران به چند موقعیت جدی روی دروازه نیجریه منجر شد كه اگر اندكی خوش شانس بودیم و در زدن ضربات آخر دقت داشتیم حتی می توانستیم به گل برسیم.

با این وجود كی‌روش با این تاكتیك و این برنامه دقیق توانست بازی را مدیریت كرده و نیجریه ر ا كنترل كند و به گونه ای بازی را پیش ببرد كه دلخواه اوست.

تساوی برابر عقاب ها برای ایران ارزشی معادل یك برد داشت. كسب یك امتیاز از نیجریه آن هم در بازی نخست ارزشی فراتر از یك امتیاز داشت و امیدهای ما را برای صعود از این گروه زنده كرد. اتفاقی كه آن را باید به پای كارلوس كی‌روش و انگاره های كارآمدش نوشت.