انگار همین دیروز بود که همین استادیوم صدهزار نفری بازی دو تیم ایران و عربستان را به مربیگری علی دایی تجربه می کرد. تا زمانی که بازی را برده بودیم علی دایی «سلطان» بود، اما وقتی بازی را واگذار کردیم، همان سلطان از طرف سکوها مورد خطاب قرار گرفت که حیا کند و تیم ملی را رها کند.

انگار همین دیروز بود که علی دایی سرمربی پرسپولیس بود، باز هم همان سکوها در نیمه اول علی دایی را به آسمان بردند و در نیمه دوم به زمین کوبیدند.

متاسفانه دو مثال فوق در جامعه ورزشی ما کم اتفاق نمی افتد، و حالا هم در لیگ برتر با این که هنوز در ابتدای راه هستیم، ماجرای تحمیل نظر سکوها درباره حمید استیلی تکرار شده است.

نگارنده اگر چه نان و نمک علی دایی را خورده است و هیچ ارتباطی با حمید استیلی ندارد، اما می خواهد به این نکته اصرار بورزد که مشکل فوتبال و ورزش ما حمید استیلی و علی دایی و سایر اسطوره های تاریخ ساز این سرزمین نیستند. مشکل اصلی فرهنگ مورد نیاز برخورد با هر موضوعی است که باب میل من و ما نیست. ما باید فرهنگ اعتراض را بیاموزیم. ما باید یاد بگیریم که حرمت افراد- ولو این که روش، منش یا شخصیت ایشان باب میل ما نیست- رعایت شود. ما مسلمانیم و زیبنده یک مسلمان نیست که اعتراض خود را با روشی نامناسب اعلام کند. ورزش ما به فرهنگ بیشتری نیاز دارد.

آنچه که این روزها به عنوان یک نقص از پرسپولیس دیده می شود بیشتر ناشی از فشار روحی و روانی تحمیل شده از روی سکوها است، حرفی که علی کریمی اسطوره ماندنی فوتبال ما نیز به زیبایی بیان داشته است؛ بازی بدون تماشاگر برای ما بهتر است.

علی دایی، حمید استیلی و سایر مربیان با شخصیت ورزش ما آن قدر درایت دارند که با «سلطان شدن» و «حیا کن» خود را بالا و پایین نبینند اما شایسته است که رسانه های ما به اصلاح فرهنگ موجود در عرصه ورزش کمک کنند، نه اینکه مثل برنامه زنده ورزش و مردم امروز شبکه اول سیما دو شخصیت با سابقه ورزشی را در برابر هم قرار دهند.