به گزارش خبرنگار ورزشی برنا، امروز عزم خود را جزم کرده بودیم تا سری به تمرینات تیم ملی فوتبال ایران بزنیم و بازی دوستانه بزرگسالان و امیدها را مشاهده کنیم.

ساعت 9 صبح بود که به مجموعه ورزشی دستگردی رسیدیم؛ هوادارانی را مشاهده کردیم که پشت درهای بسته و زیر نور خورشید نشسته بودند و با گرما مبارزه می کردند تا وارد استادیوم شوند.

خبرنگاران و عکاسان با نشان دادن کارت های خود به راحتی وارد مجموعه شدند.جایگاه در نظر گرفته شده برای اهالی رسانه را که دیدیم بدنمان یخ کرد و متوجه شدیم توجهی به خبرنگاران صورت نمی گیرد. نه جایگاهی برای نشستن وجود داشت و نه حداقل امکانات برای خبرنگاران تدارک دیده شده بود. اهالی رسانه هاج و واج ماندند که چکاری باید انجام بدهند. برای فرار از گرما و آفتابی که آزارمان می داد به زیرسقفی رفتیم و نزدیک به دو ساعت و شاید هم بیشتر ایستاده بازی را نظاره کردیم. حتی یک بطری آب هم به زحمت در اختیار خبرنگاران قرار می گرفت و باید در آن شرایط اطلاع رسانی هم می کردند.

بازیکنانی را در زمین دیدیم که برای موفقیت در هر دو رده بزرگسال و امید تلاش می کردند و عرق می ریختند.

بیش از همه حضور علی کریمی و وزن های اضافه‌ای که از بدنش رخت بر بسته بودند، به چشم می آمد. شاید کریمی در شالکه فرصت چندانی برای درخشیدن نداشت، اما همین که بدنش سرحال شده و به اصطلاح فوتبالی ها شلاق خورده برایمان کافی است.




از کوچک و بزرگ به استادیوم آمده بودند و بیشتر آنها با شعار "کریمی جادوگر" این بازیکن را تشویق می کردند. کریمی برای آنها دست تکان می داد و به افتخار هواداران دریبل های متوالی زد تا همه یاد گذشته های این بازیکن بیفتند. بنر کوچک کریمی هم که در دستان دانش آموزان بود، به چشم می آمد.

کریمی یکی دو مرتبه هم در موقعیت گلزنی قرار گرفت و هم مهاجمان را صاحب موقعیت کرد، اما فایده ای نداشت و فرصت ها به هدر رفت.

بازی در 3 وقت 30 دقیقه ای انجام شد تا مربیان بتوانند به تمام بازیکنان خود میدان بدهند.

خوش و بش مجتبی جباری و آندرانیک تیموریان که زمانی در ابومسلم همبازی بودند، نیز در بیرون از زمین جالب بود. این روزها گفته می شود که تیموریان، استقلال را به عنوان مقصد آینده خود انتخاب کرده و صحبت های این دو با یکدیگر این مساله را قوت می بخشید.

شهاب گردان هم که طاقت گرما را نداشت، پیراهنش را روی سر خود کشید تا برای لحظاتی هم که شده این فضای طاقت فرسا را فراموش کند.

در نهایت و در دقیقه 85 پژمان منتظری با ضربه سر دروازه امیدها را باز کرد تا نخستین برد کارلوس کی روش با تیم ملی رقم بخورد.

بعد از بازی تمام بازیکنان عکس دسته جمعی گرفتند تا وفاق و همدلی خود را نشان بدهند.