محمد دادکان به هر بهانه ای در رسانه ها حاضر می شود و وزارت ورزش و جوانان را به باد تخریب های گوناگون می گیرد. شاید تا امروز سکوت در مقابل این تخریب ها صرفاً به خاطر احترام به موقعیت حقوقی او در مجموعه دانشگاه آزاد اسلامی بود ولی گویا این سکوت زمینه سوء استفاده های پی در پی او را فراهم می آورد.

رئیس سابق فدراسیون فوتبال که با روش حمله های پی‌درپی به مهندس صفایی فرهانی خود را به ریاست فدراسیون رساند گمان می کند با همین روش دوباره می تواند در ورزش صاحب مدیریت شود غافل از اینکه این دولت و این وزارت در قبال تخریب ها اهل باج دادن نیستند. ماجرای پرقصه محمد دادکان از آن جایی شروع می شود که نمایندگان مجلس و اعضای هیات علمی دانشگاه ها قاطعانه از وزیر ورزش و جوانان حمایت می کنند و او که برتر و بهتر از خود کسی را نمی شناسد از این حمایت ها ناراحت می شود و واکنش نشان می دهد. یک روز بیانیه صادر می کند و روز دیگر روبروی دوربین تلویزیون از سیب زمینی 4هزار تومانی تا بازیکن 400 تومانی حرف می زند.

واقعیت این است، محمد دادکان در صورتیکه این دولت بر سر کار نمی آمد همچنان می بایست به تدریس در دانشگاه بدون اخذ حکم مدیریت ادامه می داد. او که در ابتدا یکی از گزینه های احتمالی وزارت ورزش و جوانان بود به دلایل متعدد و مختلف حائز صلاحیت های لازم برای تصدی این پست نشد. غیر از دادکان کسان دیگری هم بودند که دولت در روزهای قبل از تنفیذ با آنها برای وزارت ورزش و جوانان صحبت کرده بود و آنها هم هر کدام به دلایلی در فهرست وزرای دولت قرار نگرفتند. از بین این آدم ها تنها کسی که هر روز به بهانه ای دولت را تخریب می کند محمد دادکان است گویا او طلبکار پست مدیریت از دولت است و باید تحت هر شرایطی به او حکم وزارت بدهند. البته دولت تدبیر و امید و سران جبهه اعتدال، از دادکان در ریاست ورزشی دانشگاه آزاد استفاده کردند و این می توانست لطف بزرگی به کسی باشد که روی پلکان هواپیما در دولت قبلی برکنار شده بود اما وقتی نوبت به قدر شناسی می رسد نام محمد دادکان در لیست قدرشناسان قرار نمی گیرد. او پس از وزارت دکتر گودرزی به هر بهانه ای دولت را آماج حملات ریز و درشت خود قرار می دهد و کار را به جایی رسانده که امروز سرتیتر اخبار رسانه های مخالفت دولت است و جالب تر اینکه محمد دادکان در کشتی دولت تدبیر و امید نشسته و چشم ناخدای این کشتی را کور می کند.

رابطه خوب دانشگاه اسلامی با وزارت ورزش و جوانان و رئیس این دانشگاه با دکتر محمود گودرزی بر هیچ کسی پوشیده نیست. این رابطه به قدری حسنه است که طرفین در مناسبات مختلف همدیگر را می بینند و تبادل نظر می کنند اما وجود محمد دادکان در ریاست ورزشی این دانشگاه باعث می شود مخالفان دولت در پی ایجاد اختلاف بین وزیر ورزش و جوانان و رئیس دانشگاه آزاد باشند. اگر دادکان سمت حقوقی معاونت ورزشی دانشگاه آزاد را نداشت شاید کسی به این اندازه صحبت های او را جدی نمی گرفت کما اینکه تا پیش از اینکه دادکان به هر مناسبتی اعتراض می کرد و کسی هم جدی نمی گرفت اما حالا که او عضوی از مجموعه اعتدال شده صحبت های ناشی از روحیه تندرویی او باعث می شود عده ای این تخریب ها را ناشی از شکاف در مجموعه جبهه اعتدال بدانند. تا آنجایی که شنیده های ما یاری می کند مدیران عالی رتبه دانشگاه آزاد چند باری به محمد دادکان تذکر داده اند ولی طبیعتاً او نه قائل به این تذکرات است و نه اخلاق کار جمعی را می داند. دادکان خود را برتر و بهتر از همه می داند و کسی را حتی در یک رتبه پایین تر از خود قبول ندارد وقتی او عملکرد مثبت و موثر وزارت ورزش و جوانان را می بیند و حمایت های پی در پی را می شنود طبیعی است ناراحت شود. دادکان انتظار دارد همه فقط از او حمایت کنند، همه فقط از او تعریف و تمجید کنند، همه فقط او را بهترین بدانند و حتی اگر کسی عملکرد خوبی نسبت به او داشته باشد همه باید این فرد رقیب را تخریب کنند. به همین دلیل هم گاه و بی گاه وزیر ورزش و جوانان را آماج حملات و تخریب های پی در پی خود قرار می دهد. این از روحیات آقای دادکان ناشی می شود وگرنه خودش هم می داند که اگر به وزارت می رسید چه بسا امروز وضعیت ورزش و جوانان در حالت بسیار نامساعدی قرار داشت. شاید جناب دادکان گمان می کند در وزارت هم می شود با استفاده از رفقای بازاری مدیریت کرد غافل از اینکه اینجا دولت است نه یک فدراسیون!