وقتی تصاویر استقبال پرشور، کم نظیر و میلیونی مردم قم از رهبر فرزانه انقلاب اسلامی از رسانه های جهانی پخش شد، افکار عمومی دنیا بار دیگر به ماهیت کاذبانه تبلیغات گسترده و برآمده از جنگ نرم استکبار پی برد، که طی فتنه پس از انتخابات سال 88 نظام جمهوری اسلامی ایران را فاقد پشتوانه مردمی و حمایت نخبگان و علما قلمداد می کردند چرا که همگان به درستی می دانند ولایت فقیه و رهبری در ایران خلاصه عصاره و نماد تمامیت نظام است.


آنچه این استقبال بی نظیر مردمی و خاص را از اهمیتی فراتر برخوردار می کند، رخداد آن در شهری است که خاستگاه انقلاب و پایگاه فقاهت و مرجعیت در ایران و جهان اسلام به شمار می‌رود.

از سال ها پیش و به ویژه در پی فتنه گری عقیم و شکست خورده پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، نظام پیچیده رسانه ای و تبلیغات غرب در صدد القای این امر به مخاطبان خود بود که انقلابیون اولیه از انقلاب اسلامی فاصله گرفتند و رهبری ایران نتوانسته همچون سلف کاریزماتیک خود – امام خمینی (ره) – اجماع روحانیون حوزه علمیه قم را در حمایت از خود به دست آورد. هرچند سفرهای پیشین رهبر فرزانه انقلاب به قم این گزاره کاذب تبلیغاتی را قویا به چالش کشید، اما تمرکز پر حجم تبلیغاتی غرب می طلبید با پاسخی درخور مواجه شود که حضور مراجع، نخبگان و خواص حوزوی در محضر فرزند خلف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آن‌را محقق کرد و گرما و صمیمیت این حضور تا فرسنگ ها فراتر از قم پیش رفت و دل های شیفتگان انقلاب و رهبری نظام را در اقصی نقاط جهان امیدوارتر و مطمئن‌تر از پیش ساخت.

در تحلیل اقبال شخصیت های بارز و چهره های مطرح قطب مرجعیت و فقاهت تشیع – قم -  به رهبر حکیم انقلاب باید به فراگیر بودن آن نیز توجه کرد.

قم از دیرباز مأمن بزرگانی از جهان تشیع بوده که هر یک در بعدی از ابعاد معنوی صاحب کرامت و فضیلت بوده اند. برخی چهره ها از حیث جامعیت و عمق علمی مورد توجه بوده اند و بعضی دیگر از جهت وارستگی، عرفان و اخلاق مرجع عام و مطمع نظر بوده اند.

نگاهی گذرا به فهرست اسامی شخصیت هایی که در نخستین روزهای سفر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) به قم به دیدار ایشان شتافتند، نشان می داد که پایگاه ایشان در میان برگزیدگان اخلاقی، عرفانی حوزه به همان اندازه والاست که در بین نخبگان و خواص علمی محل توجه است و این خصیصه ای است که به جز امام خمینی (ره) هیچ شخصیتی از آن بهره مند نبودند، البته در این میان نباید از یکی ویژگی های مثبت شخصیتی رهبر فرزانه انقلاب غفلت کرد و آن مردمی بودن ایشان است. حضور رهبر انقلاب در میان مردم و رسوخ ایشان در دل های خداجویان به سال های پیش از انقلاب و دوران مبارزه علیه رژیم ستم شاهی بر می گردد.

تبعید ایشان به شهرهایی چون ایرانشهر، جیرفت، بیرجند و ... در آن سال ها این  هشدار را به کارگزاران امنیتی رژیم گذشته داد که این مبارز مؤمن و خستگی ناپذیر با استفاده از شخصیت جاذب خود قادر است، آنچه را که برای دیگران تهدید تلقی می شود برای خود به فرصت بدل کنند و در اندک زمانی از تبعیدگاه خویش وطنی مالوف و انباشته از یاران وفادار بسازد.

تداوم این ویژگی شخصیتی بود که موجب شد معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام (ره) در نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب معظم له را به عنوان نماینده ویژه خود به سیستان و بلوچستان اعزام کند. پس از آن حضور رهبر فرزانه انقلاب در جبهه های نبرد نور علیه ظلمت و سپس در دوران ریاست جمهوری بنیان نهادن سفرهای استانی در نظام جمهوری اسلامی ایران جلوه ای دیگر از شخصیت مردمی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) به حساب می آید.

در دوران رهبری نیز آنگاه که رؤسای جمهور پیش از دکتر احمدی نژاد به ندرت به شهرها و روستاهای دورافتاده کشور سر می زدند، این خلاء را شخصیت مردمی ولی امر مسلمین جهان پر می کرد که با حضور در مناطق مختلف و دورافتاده کشور از نزدیک به وضع اقشار مختلف مردم رسیدگی می کردند و کفایت امور را در ابعاد مختلف به عهده داشتند.

سفرهای رهبر فرزانه انقلاب خارج از تشریفات بوده و با توجه به جایگاه معظم له در نظام کاملا کاری و کارگشا است. صاحب این قلم که خود در چند سفر معظم له به مناطقی چون سیستان و بلوچستان، اردبیل، کرمان، زنجان، همدان، قزوین و خصوصا شهر زلزله زده بم توفیق حضور و  همراهی را داشته از نزدیک شاهد ارادت صمیمانه و خالصانه و پرشور مردم نسبت به معظم له و دلسوزی، گره گشایی و امیدآفرینی حضرت ایشان نسبت به مردم مناطق مختلف بوده  و این افتخار را برای همیشه در کارنامه فعالیت های خویش بزرگ خواهد داشت.

در پایان توجه به این نکته که چرا شهر مقدس قم در این مقطع به عنوان مقصد سفر رهبر معظم انقلاب انتخاب شده است، قابل توجه و تحلیل است، چه اینکه تذکرات رهبر فرزانه انقلاب به نخبگان حوزه مبنی بر اتصال سرنوشت حوزه و انقلاب به هم، ترسیم واقعیتی انکار ناپذیر بین این دو حقیقت است، که هرکدام با توفیق دیگری پیشرفت می کند و با هر صدمه به انقلاب یا حوزه، طرف مقابل نیز دچار آسیب خواهد شد. همانگونه که حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در دیدار خود با طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم فرمودند: "حقیقت این است كه این دو جریان عظیم - یعنى جریان نظام اسلامى و در دل آن، جریان حوزه‌هاى علمیه - دو جریانى هستند كه به هم مرتبطند، به هم متصلند، سرنوشت آنها یكى است؛ این را همه بدانند. امروز سرنوشت روحانیت و سرنوشت اسلام در این سرزمین، وابسته و گره خورده‌ به سرنوشت نظام اسلامى است. نظام اسلامى اندك لطمه‌اى ببیند، یقیناً خسارت آن براى روحانیت و اهل دین و علماى دین از همه‌ آحاد مردم بیشتر خواهد بود."